hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcff267c140000005b1f000001000300
شیوه هاى رویارویى کشورهاى درحال توسعه
با چالشهاى تکنولوژىهاى نوین اطلاعات و ارتباطات
نویسنده
جیمز دبلیوکری
استادیار روزنامه نگاری و مدیر موسسه تحقیقاتی
ارتباطات دانشگاه ایلینیوس آمریکا
کلید واژه
ها: تکنولوژى هاى اطلاعاتى، همپوشى فرهنگى، فشار اطلاعات، امپریالیسم فرهنگى، نفوذ
فرهنگی
تکنولوژى هاى جدید اطلاعاتى،ارتباطی،ICT"
فناوری
ارتباطات واطلاعات" شامل تمامى فنآورىهایى است که گونه هاى مختلف ارتباطات
رامیان انسانها بایکدیگر،انسانهاباسیستمهاى الکترونیکى و سیستمهاى الکترونیکى باهم
میسر مىسازد
به نظر مىرسد که نگاه جهانیان به این پدیده بر طیفى
از شیفتگى تا انزجار قرار مىگیرد که در یک سوى آن، جهت گیرى کاملا"مثبت،
همراه با شیفتگى و انتظار دستیابى به دموکراسى جهانى و مدین? فاضله دیده مىشود که
تجسم همپوشى فرهنگى،"CulturalOverlap "بخشى
از انواع نگاه هاى کاملا" مثبت به آن است ودرآنسوى طیف جهتگیرى منفى قراردارد
که بااصطلاح فشاراطلاعات"ation Inform Push "و
منفعل شدن مخاطب و شکلگیرى بزرگراه هاى مصرف شروع و به حوز?? تلاش به
منظور نجات جامعه بومى وارد و با توصیف وضعیت به صورت امپریالیسم فرهنگى وتهاجم
فرهنگى ازسرانجام بى ملیتى وآمریکایى شدن سخن مىگوید.شاید بتوان مقدم? ورودکشورهاى
درحال توسعه به عصرفناوری ارتباطات و اطلاعات را آغاز ده?1990دانست که
شبک?ماهوارهاى R STA با پوشش گسترد?? آسیایى
شروع به کار کرد.تحقیقات نشان مىدهد که برخى ازحکومتها در آسیا بدون شناخت دقیق
وضعیت و آیندهنگرى، هرکدام در جایى از آن طیف شیفتگى تا انزجار قرار گرفتند،
بگونهاى که عکسالعمل آنها در شش دسته جاى گرفت. دست? اول، کشورهایى بودند که نه
تنها استفاده از تلویزیون ماهوارهاى را مجاز دانستند، بلکه تسهیلاتى نیز براى
دریافت برنامه ها بهوسیل? مردم فراهم کردند.مانند سنگاپور وکویت
گروه دوم کشورهایى که مانعى ایجاد نکردند، اما با
تعیین مالیات براى نصب آنتن، بهطور غیر مستقیم با عمومى شدن آن مقابله کردند.مانند
پاکستان
گروه سوم کشورهایى که مجاز دانستند ولى اقدامات
رقابتى را نیز آغاز کردند.مانند هند ،اندونزى، کر?? جنوبى
وسریلانکا
گروه چهارم کشورهایى که با پشتوان? امکانات قوى خود
پیش ازممنوعیت،دررقابت موفق شدند.
مانند ژاپن
گروه پنجم کشورهایى که همراه با ممنوعیت قانونى،
اقدامات رقابتى را نیزدنبال کردند.مانند عربستان سعودى، بحرین، قطر، شارجه، دبى
ومالزى
گروه ششم کشورهایى که سردرگم، تصمیم قانونى نگرفته و
هیچگونه اقدام رقابتى رانیزآغاز نکردند.مانند ایران و برخى از کشورهاى تازه
استقلال یافت? آسیاى میانه
در نگاهى کوتاه به بخش مثبت طیف، مىتوان به عنوان
نمونه به نظرات کلیفورد گیرتز"eerts G.C" اشاره
کرد که بسیار خوشبینانه،سرانجام این عصر را همپوشى فرهنگى مىداند.
او در تعریف فرهنگ مىگوید،فرهنگ درجوهر?? خود اطلاعاتى
است که گروهى در آن شریکاند.خصلت اطلاعات به عکس اشیاء،آن است که دهنده، آنچه را
که داده میتواند براى خود نیزحفظ کند.بدین ترتیب فرهنگها با یکدیگر همپوشى یافته
با هم تعامل پیدا مىکنند و و ابستگى متقابل مىسازند. آنچه
اتفاق خواهد افتاد همانست که در فرهنگ مشترک میان یک زوج روى مىدهد زیرا آنها
مىآموزند که چه انتظارى ازیکدیگر داشته باشند."1994cCreery
M.
برخى از کشورها خوشبینى خود را درعمل اینگونه نشان
داده که علىرغم اختلافات دیرینه با جامعهاى دیگر، فضاى حاصل از فناوری ارتباطات و
اطلاعات را وسیلهاى براى نزدیکى بیشتر با خصم دیرینه تلقى کردهاند. نمون? اقدامات
کر?? جنوبى در مقابل ژاپن از مصادیق بارز چنین
مواردى است.Ryall ." 2000"
درکنار چنین خوشبینىهایى،افرادى مثال پیرلازولى ـ
نویسند?? لیبراسیون ـ معتقد است که در فناوری
ارتباطات و اطلاعات فقط منافع نظام سرمایهدارى،سودپرستى، توسع? تبلیغات بازرگانى و
افزایش مصرف نهفته است. او مىگوید عصر چند رسانهاى مىخواهد کتاب را کنارگذارد. او
کتاب را از منظر چشم سوداگران با اینترنت مقایسه کرده و مىنویسد: آنها از دید
تجارى،به هیچ وجه کتاب را ابزار رسانهاى مناسبى نمىدانند، چون خودکفاست، هزین?
جانبى ندارد. قابل مبادله و استفاد?? عد?? زیادى است.خواننده
کتاب مىتواند خارج از دسترس تبلیغات و چرخ? کسب و کار، ساعتها را با کتاب سپرى
کند.کتاب استدلال خواهى و افزایش حس گرایش به نقد را در مخاطب تقویت مىکند.
درحالىکه اینترنت سال به سال با از رده خارج کردن
کامپیوتر قبلى، مصرف کننده را نیازمند دستگاهى جدیدتر مىکند.روز به روز بر تعداد
سى دىهاى انبار شد?? او افزوده مىشود ضمن آنکه صنعت تلفن
به خاطر کارکرد اینترنت ، هزینه بیشترى از او دریافت مىکند.البته لازولى تصدیق
میکند که اینترنت علیرغم تمام این مخاطرات، ابزارى فوقالعاده براى ایجاد ارتباط
است و درجاى خود پیشرفتى قابل ملاحظه محسوب میشود و امکان گفت و گوى آزادانه را با
تمام جهان فراهم مىسازد. او در مورد پست الکترونیکى مىگوید، درجامع? اطلاعاتى
نیزمثل سایر جوامع انسانى، دلنشینترین دیدارها و برخوردها در بزرگراه ها صورت
نمىگیرد، بلکه بهطور غیر مترقبه ودر جاده هاى فرعى روى مىدهد 1998Lazuly". عدهاى نگران نابرابرى درسواد اطلاعاتى"Literacy
ation Inform "وسواد رقومى igital D Literacy در میان اعضاى
یک جامعه هستند."2000Inoue"
برخى نیز موضوع را وسیعتر دیده از نابرابرى میان
کشورها سخن گفته و مىگویند همانگونه که میان امکانات محله هاى فقیر نشین با
ثروتمند نشین تفاوت مشهود است، چنین تفاوتى در مورد جامع? اطلاعاتى نیز در حال
شکلگیرى است. "برلو، 1997"
در جامعه فناوری ارتباطات و اطلاعات،تمامى اطلاعات
خصوصى افراد،به صورتى نظم یافته و ضمنا"دور از دسترس صاحب اطلاعات نگهدارى
خواهد شد.اگراکنون تمامى سوابق مکالمات تلفنى افرادحفظ مىشود.به تدریج زمانىخواهد
رسید که دولتها قادر خواهند بود اطلاعات عظیمى را دربار?? تک تک
اعضاى تشکیل دهند?? ملت در اختیار داشته باشند.ضمن آنکه
هماکنون نیزبخشى ازاین اطلاعات مانند آدرس آبونمان شدگان براى فروش ضبط وبصورت
پکیجهاى آماده عرضه مىشود.Seshagiri " 1993"
هرچه به درجات بالاتر جهتگیرى منفى، به فناوری
ارتباطات و اطلاعات نزدیک مىشویم، جوامعى را مىبینیم که در سابق? دستیابى به شرایط
مذکور عقبتر هستند.بعنوان مثال آن دسته ازکارشناسان ارتباطات که از اصطلاح
امپریالیسم فرهنگى استفاده مىکنند، کسانى هستندکه به مقایس? توان فناوری ارتباطات
و اطلاعات میان کشورهاى اروپاى مرکزى با آمریکا، اروپاى شرقى سابق با اروپاى مرکزى
و حتى کره با ژاپن مىپردازند.
این اصطلاح نیز پیشینهاى دیرینه دارد و میتوان آن را
درگزارش مکبراید و بسیارى گزارشهاى دیگر مانند جریان بینالمللى برنامه هاى
تلویزیونى ـ یک خیابان یکطرفه"1985
Varis "دید. اکنون نیز همانگونه که آلن ولز
مىگوید، هرگاه بحث امپریالیسم فرهنگى مطرح مىشود، موضوع رسانه ها، جریان اطلاعات و
برنامه هاى تلویزیونى بیگانه به میان کشیده مىشود"1996
ells W"
به عنوان مثال در تحقیقى که در سال 1998 در مورد
برنامه هاى تلویزیونى کشورهاى رومانى، لیتوانى، اسپانیا و پرو انجام شد،دیده شد که
مدل بومى تلویزیونهاى لیتوانى ورومانى که مربوط به قبل از فروپاشى اتحاد جماهیر
شوروى وحاوى اهداف آموزشى بود تبدیل به مدلى مشابه تولیدات تلویزیونهاى تجارى
پرآگهى اروپاى مرکزى شد.محققان تحقیق مذکور مىنویسند که تلویزیون کشورهاى اروپاى
شرقى اکنون تبدیل به کارگزاران سبکهاى تلویزیون اروپایى شده و در نتیجه به توسع?
ارزش و فرهنگ غربى در این کشورها پرداختهاند. آنها گزارش مىدهند که در هر چهار
کشور، تولیدات تلویزیون داخلى بر اساس الگوها وسبک تولیدات تلویزیون آمریکا شکل
مىگیرد و تأکید مىکنندکه بسیارى از تولیدات تلویزیون اسپانیا نه بازتاب ارزشهاى
اسپانیایى ونه مربوط به پندارهاى هویت ملى آن کشور،بلکه نمونهاى از محصولات
آمریکایى شده است.
آنها نتیجه گرفتهاند که امپریالیسم فرهنگى و در رأس
آن ایالات متحد آمریکا سبب شده که فرهنگ آمریکایى بصورت نفوذ فرهنگى"CulturalInfluence"از
طریق تولیدات تلویزیونى در جهان گسترش یابد و با گسترش اینترنت و تلویزیونهاى
ماهوارهاى، فاصله ها از گذشته تنگتر شده و شرایطى مهیا شده که بهتر است به جاى
جهانى شدن، آن را آمریکایى شدن"ericanization m A "و
یا حتى بى ملیت شدن"enationalized D "بنامیم.آنها
دلیل مىآورند که تکثر مورد نیاز جهانى شدن، به طرف تمرکز رسانهاى"edia
M Concentrated "مىرود. ضمن آنکه الگوهاى کلیشهاى"Stereotype
"نیز براى تولیدات داخلى تلویزیونهاى جهان درحال توسعه است."2000Invasion erican m A"
البته اگر چه موضوع امپریالیسم فرهنگى بیشتر متوجه
ایالات متحد آمریکاست اما کشورهاى دیگرى نیز هستند که تولیدات تلویزیونى خود را به
صدها کشور دیگر صادر مىکنند.مانند برزیل که صادرکننده به "Abercrom
bie1996".است جهان کشور 128
مصر که صادرکنند?? عمده برنامه
هاى تلویزیونى به تمامى کشورهاى عربى است،ضمن آنکه تحقیقات نشان داده که اکثر
کشورهاى آفریقایى وارد کنند?? برنامه هاى تلویزیونى
کشورهایى هستند که روزگارى مستعمر?? آنها بودهاند.منفى
ترین جهتگیرى به فناوری ارتباطات و اطلاعات با اصطلاح تهاجم فرهنگى مطرح
مىشود.اصطلاحى که مىتوان آن را از سیاستمداران و مصلحان اجتماعى ایران، مصرى وحتى
فرانسوى نیز شنید و اکثرا" از سوى جوامعى به کار مىرود که در گذشته سلط?
خارجى، آسیبهاى جدى بر ثروتهاى مادى و معنوى آنها وارد کرده است و ا ز نظر نظام
ارزشى نیز تفاوتهاى عمیق با غرب دارند.یکى ازمحققان مصرى در توصیف تهاجم فرهنگى
ازاصطلاح ابداعى دیگرى بنام تهاجم روشنفکرى "IntellectualInvasion
"استفاده کرده که به نظرمىرسد مشابه همان اصطلاح قدیمى است که
یکى از جامعه شناسان ایران به نام جلال آل احمد "1969-1921 "آن را به
صورت غرب زدگى مطرح کرد. صالح المقاورى در بررسى تاریخى
خود تهاجم روشنفکرى را به سه مرحله تقسیم کرده است:
مرحل? اول را شیوه ی فیلسوفان باستانى یونان میداند
که تلاش میکردند تمامى فرهنگها را به پذیرش مفاهیم و طبقهبندىهاى آنان وادار
کنند.مرحل? بعدى مربوط به قرون وسطى بود که از طریق جنگهاى صلیبى تلاش مىشد که از
توسع? اسلام در اروپا ممانعت به عمل آید.
سومین مرحله را مربوط به عصر حاضر دانسته و آنرا
تهاجم روشنفکرى مىنامد که ترکیبى است از همان امپریالیسم فرهنگى بهعلاوه تهاجم
روشنفکران داخلى به منظور کنترل وضعیت فرهنگى آنها، المقاورى هدف این تهاجم را در
کشورهاى اسلامى کوشش بر تغییر اصول اسلامى، ایجاد تردید در تاریخ اسلام، بىثبات
کردن شخصیت ملتهاى مسلمان وپدیدآوردن مفاهیم جدید به جاى قوانین اسلامى، یورش به
رهبران مذهبى و بىاعتبار کردن آنها، نفوذ به نهادهاى آموزشى بهویژه رسانه ها
وتوسعه تئورىهاى فلسفى همچون پراگماتیسم، اگزیستانسیالیسم و سکولاریسم مىداند.
ضمن آنکه نگران نفوذ میسیونرهاى مذهبى درجامعه مصر
نیز هست."2000aghawrye M-El" در یک جمعبندى
از آنچه روى طیف مورد بحث قرار گرفته مىتوان گفت که در مورد آینده فناوری ارتباطات
و اطلاعات سه سؤال فرضیه گونه پیش روى ماست:
1ـ آیا آیند?? این تحولات
به تعامل ـ به مفهوم تبادل فرهنگى ـ منتهى خواهد شد؟
2ـ پروسه و فرایندى همچون هرنا برابرى ناشى از جبر واختیار
دیگرى در جریان است که در طول
تاریخ، ملتها،با مشابه آن مواجه بوده و بدلیل دسترسیهاى
متفاوت به سختافزار و نرمافزار،ازدستاوردهاى
نابرابر برخوردار شدهاند؟
3ـ سرانجام روابط
از قبل طراحى شد?? یکسویهاىخواهد بود که به صورت یک
پروژه نه پروسه ـ جنگ
نابرابرى را بهوجود آورده که کلید واژ??آن تهاجم
فرهنگى است؟
من تردید دارم که فرضی? اول به وقوع بپیوندد و ازجمله
کسانى هستم که براساس شواهد، آیندهنگرىهاى خوشبینان? مربوط به جهان چند رسانهاى را
نوعى توهم مىدانم. در این مورد لازولى مىنویسد: همان
توهمى که درآغاز اختراع تلویزیون ایجاد شدوهمه معتقدبودند که این نوآورى شگفت
انگیز، دستیابى آزادان? همگان را به فرهنگ و هنر فراهم مىسازد اکنون براینترنت
حاکم شده و بشر یک باردیگر دچار سادهلوحى شده است."1998Lazuly"
این ساده لوحى در عصر رادیو نیز روى داد، چنانکه
چارلز رد مورخ آمریکایى درششمین سال آغاز به کار رادیو نوشت : رادیو، جهان وطنى را
به همراه خواهد آورد. گویى روى بالهاى باد باشى و جهان
را درنوردى قبل از آن نیزساموئل مورس، به هنگام اختراع تلگراف، در1835نوشت، عصبهاى
تلگراف به سرعت تفکر ،دانش و همه آنچه را که در این سرزمین رخ مىدهد منتقل مىسازد.
من طرفدار فرضی? دوم هستم. یعنى معتقدم که پروسه و فرایندى همچون هر نابرابرى ناشى
از جبرو اختیار دیگرى در جریان است که در طول تاریخ، ملتها با مشابه آن مواجه بوده
و به دلیل دسترسىهاى متفاوت به سختافزار و نرمافزار، از دستاوردهاى نابرابر
برخوردار شدهاند؟
بشر این دوران را مکرر تجربه کرده است.روزگارى بود که
کشتىهاى بازرگانى و نظامى پرتقال واسپانیا، دریاهاى جهان را در اختیار داشتند و
درهمان مقاطع فرهنگهایى همچون اینکاها با یک نابرابرى سهمگین سختافزارى ونرمافزارى
مواجه بودند.
در مورد رسانه ها نیزاین نابرابرى سابقهاى دیرینه
دارد.مثلا"هنگامىکه اروپا از محصول اختراع گوتنبرگ سود مىبرد، بسیارى از
کشورهاى آفریقایى و آسیایى حتى از این پدیده بىاطلاع بودند
اما باید دانست وقتى طرفدار فرضی? دوم باشیم و
بخواهیم تحولات فناوری ارتباطات و اطلاعات را نه به صورت یک پروژ?? عظیم شمال
علیه جنوب بلکه به صورت یک پروسه تاریخى نگاه کنیم، ماهیت آن تغییر نمىکند ، بلکه
رفتار ماست که باید تغییر کند.
فناوری ارتباطات و اطلاعات این امکان را فراهم کرده
که برخى از جوامع توسعه یافته به مراتب بیش از گذشته، فرصت عرض? ارزشهاى خود را در
جوامع دیگر بهدست آورند. درحالىکه این داورى نیز از سوى برخى وجود دارد که مجموعه
ارزشهاى تشکیل دهنده مدل لیبرالى غرب، کسب سود و منفعت به هر شکل، اما تحت لواى
آزادى است و از آنجا که سکس و خشونت سبب فروش بهتر تبلیغات مىشوند و مخاطبان را به
رسانه ها معتاد مىسازند، محتواى رسانه ها بیشتر میل برحول این موضوعات خواهند "Bagdikian2000".داشت
علت عدم پذیرش فرضی? سوم، سواى شواهد اثباتى فرضی?
دوم، تفاوتهاى اساسى پدید?? حاضر با شرایط
تهاجم نظامى است. هنگامىکه به واژ?? تهاجم فرهنگى ـ
که بیشتر درمتون ومنابع غیر علوم ارتباطات دیده مىشود ـ مىاندیشیم ناچار و حتى
ناخودآگاه آنرا در قالب تهاجم نظامى نگاه کرده و ساخت و کارکردى مشابه و مفهومى
مشترک با تهاجم نظامى را براى آن جست و جو خواهیم کرد.در این میان به نظر مىرسد که
میان تهاجم فرهنگى با تهاجم نظامى دو مشابهت ظاهرى وجود داشته باشد:
1ـ مشابهت در شلیک گلوله به
دورترین فاصله و ارسال پیام نیز به دورترین فاصله مىدانیم که جنگ جهانى اول را
آغاز دوران جنگهاى نوین مىدانند که اساس آن بر رزم دور به جاى رزم نزدیک نهاده شده
بود و درواقع مجموعهاى از فنآورىهاى نوین به صورت اقدامات لجستیکى همراه با انواع
استراتژىها و تاکتیکهاى نظامى،تسلط آنرا بر فاصله ممکن ساخت.از آن سو در حوز??
ارتباطات نیز انسان توانسته به توانایى بىنظیر دستیابى به فواصل بسیار دور براى
ارسال همزمان صوت، متن و تصویر متحرک دست یابد.در واقع در عصر حاضر هر دو
توانستهاند بر فاصله غلبه کنند.
2ـ دستیابى مشترک در شیوه هاى عبور
از موانع
در حوز?? نظامى،روزگارى بود
که استفاده از خندق، سیم خاردار و انواع موانع دیگر، بازدارنده تهاجم نظامى مىشد
در حالىکه سالهاست موانع مذکور کارکرد خود را از دست داده و موشکهاى بالستیکى از
قاره ها عبور مى کنند.در حوز?? ارتباطات نیز دیوار
آهنى عصر مائو آخرین نمونه قرن بیستمى عامل بازدارنده محسوب مىشد که اکنون دستیابى
به فناوری ارتباطات و اطلاعات خصلت عبور از تمامى مرزها و دیوارهاى آهنى را به دست
آورده است. این خصلت طبعا" مغایر با محدود?? تعریف شد?? اقتدار
چنین حکومتهایى است.ضمن آنکه نگرانى آنها،مشابه همان تجسم ورود موشکهاى بالستیکى
ازقاره هاى دیگر است.سواى این مشابهتها، بهنظر من پنچ تفاوت اساسى وجود دارد که
اهمیت ونقش آنها به مراتب بیش از مشابهتهاست:
1ـ تفاوت در تعداد عناصر
تهاجم عبارت است از تاخت و تاز نیروهاى مسلح یک
کشور،در مناطق مرزى کشور دیگر به قصد جنگ افروزى و جنگ، عملى قهرى است که منظور از
آن مجبور کردن خصم به اجراى اراد?? ماست. در تهاجم حداقل دو نیرو وجود دارد:
1ـ نیروهاى بیگانه یا مهاجم
2ـ نیروهاى خودى یا مدافع در
حالىکه در تهاجم فرهنگى به جاى دو عنصر، سه عنصر ذیل وجود دارد:
• نیروى مهاجم که
همان منبع پیام وابسته به منابع قدرت است
• رهبرانى از جامعه
مورد تهاجم که به درک وقوع تهاجم مىرسند
• توده هاى گیرنده
که عملا" گزینشگر پیام هستند
درجنگ، هردو نیرو در تلاش بیشترین آسیب به طرف مقابل
و کمترین آسیب به خود است. درحالیکه در تهاجم فرهنگى،تعبیرعنصر دوم آن است که تلاش
عنصر اول در تأثیرگذارى برعنصر سوم،عملا" اعمال بیشترین آسیب برعنصر دوم، به
منظور حفظ منافع عنصر اول است.
2ـ تفاوت در نقشها
مهمترین تفاوت، مربوط به نقشهاى عناصر تشکیل دهنده
تهاجم فرهنگى با تهاجم نظامى است.در تهاجم نظامى هنگامى که مهاجم شلیک مىکند،
مدافع درپذیرش گلوله به خود تمایلى ندارد و قطعا" درتلاش نفى فیزیکى و معنوى
آنست، اما در تهاجم فرهنگى، عنصر سوم یا همان توده هاى مردم که به تعبیر عنصر اول
نشانگاه اصلى این تهاجم هستند، مىتواند در پذیرش یا عدم پذیرش این گلوله ها اراده
نماید و حتى در نفوذ این گلوله ها بر تن خود اشتیاق نشان دهد. در
تهاجم نظامى،گلوله گلوله است درحالیکه درتهاجم فرهنگى،حتى میزان باورمردم به منشاء
شلیک،یعنى وسایل ارتباط جمعى بیگانه و خودى مىتواند درتعبیر گلوله مؤثر
باشدآنچنانکه در دوران انقلاب اسلامى ایران، توده هاى مردم صداى رادیوهاى بیگانه
را خودى تر از صداى رادیوى رژیم شاه مىدانستند. در واقع
درتهاجم نظامى طرفین متفقالقول هستند،گلوله هایى که شلیک مىشود مخرب است اما در
تهاجم فرهنگى الزاما"چنین اتفاق نظرى میان عناصر سه گانه وجود ندارد به
گونهاى که ممکن است مهاجم، همان گلوله هایى را که به سوى عنصر سوم وابسته به مدافع
شلیک مىکند، به خود نیز شلیک کند. مىدانیم در گذشته این باور وجود
داشت که عنصر سوم، یعنى مخاطبان وسایل ارتباط جمعى، در مقابل این وسایل، نقشى
انفعالى دارند.اما مىدانیم که مخاطبان رسانه ها، مىتوانند گزینش پیام کنند،جذب
پیام شوند و یا حتى به آن پشت کنند.در واقع اکثر تحقیقات چند ده? اخیر دربار?? مقول? برجسته
سازى "Setting genda A"و تمامى
کتابهاى شیوه هاى اقناع، اثبات کننده رفتار غیر انفعالى مخاطبان در مقابل رسانه هاست.
3ـ تبدیل میدان جنگ به بازار پیام
شکلگیرى ارتباطات چندرسانهاى و در واقع توسعه تکنولوژیهاى
اطلاعاتى ـ ارتباطى، پهنه گزینش عنصر سوم را بسیار وسیعتر کرده است و شکلهاى
تازهاى از دریافت شلیک را فراهم ساخته که دور از چشم عنصر اول وعنصر دوم،از طریق
ارتباطات میان انسانى،انسانى ورقومى ومیان رقومى امکانپذیر شده است. به عبارت دیگر، توسعه فناوری ارتباطات و اطلاعات عصرى را
بهوجود آورده که مىتوان شکلگیرى بازار جهانى پیام نامید.
در این بازار خریداران پیام حسب نیاز، سلیقه و ذائقه
خود، از میان انبوهى از کالاـ اکثرا" بسیار ارزانتر از گذشته و در خیلى از
موارد رایگان ـ هر لحظه یکى را گزینش مىکنند.نکته قابل توجه آنست که این arket
M essage M با بازار رسانه ها نظریهپردازان مارکسیست رسانه ها که در
قالب نظریه هاى اقتصادى ـ سیاسى رسانه ها عنوان شده است متفاوت است.آن نظریه ها
بیشتر به ریشه هاى اقتصادى تولید و عرص? پیام توجه دارند و در واقع موضوع را از
دیدگاه زیربنا نگاه کرده و معتقدند که در نظام سرمایهدارى، رسانه ها از یکسو در
تلاش براى حفظ و تثبیت موقعیت صاحبان رسانه ها هستند و ازسوى دیگر در تلاش
کنارنهادن گروه هاى فاقد سرمایه براى ورود به بازار رسانه ها مىباشندو این همان
است که به عنوان امپریالیسم فرهنگى مطرح شده و به آن اشاره شد.
• تفاوت میان درج? دشوارى براى
اشغال
تهاجم نظامى میتواند به اشغال منتهى شود.ادبیات علوم
سیاسى اشغال را بعنوان یکى از پیامدهاى تهاجم، بصورت استقرار سلطه تعریف مىکند
وتوضیح مىدهد که استقرار سلطه به مفهوم انتقال حاکمیت نیست. بطوریکه
در شرایط اشغال،حاکمیت امور انتظامى و حتى قضایى مىتواند کماکان بدون تغییرباقى
بماند.در تهاجم نظامى هر اندازه تفاوت نیروهاى طرفین بیشتر باشد، وقوع اشغال بیشتر
خواهد بود. در حالىکه در تهاجم فرهنگى موازن? قدرت الزاما" مانع تداوم تهاجم
نخواهد شد، زیرا سرنوشت تهاجم را نقشهایى که عنصر سوم ایفا خواهد کرد تعیین
مىنماید
• تفاوت درج? توانایى بهکارگیرى
گلوله ها
در تهاجم نظامى مهم نیست که گلوله ها ساخت کدام یک از
طرفین جنگ باشد بهطورى که از غنایم جنگى مىتوان علیه طرف مقابل استفاده کرد
درحالىکه در تهاجم فرهنگى گلوله هاى مهاجم قابل استفاده براى تهاجم مشابه از سوى
مدافع روبه مهاجم نیست.در نتیجه نابرابرى درمیان تولیدکنندگان پیام دربازار پیام
به مراتب عمیقتر از مصرف کنندگان تسلیحات نظامى است.وجود پنج تفاوت مهم میان تهاجم
نظامى و اصطلاح تهاجم فرهنگىسبب میشودکه توصیه به جایگزین کردن واژهاى مناسبتتررا
مطرح کنم که بار مسئولیت مخاطب را بیشتر نشان دهد.
در این مورد شاید بتوان از واژ??"تداخل"Interfereاستفاده
کرد که در فرهنگ فولکوریک ایران براى نشان دادن ناهمسازى دو ماد?? غذایى متفاوت
بهکار مىرود. وقتى به فردى گفته مىشود تغذیه از
دو ماد?? غذایى، ایجاد تداخل مىکند، توجه، معطوف
به اثرگذارى منفى تغذی? مشترک از آن مواد مىشود.نه توجه بر خصلت منفى آنها و در
واقع اراد?? مخاطب غیر منفعل اصل قرار مىگیرد
و همین خصلت سبب مىشود که این مقاله با اقتباس از تداخل غذایى Food Interfereتداخل فرهنگى"CulturalInterfere
"را بعنوان یک اصطلاح جدید ارتباطى که متناسب با شرایط معاصر
شکلگیرى بازار جهانى پیام است پیشنهاد کند.
پذیرش این اصطلاح هشت توصیه را به شرح زیر به دنبال
دارد:
1ـ حکومتهاى کشورهاى درحال توسعه،
در توصیف کارکرد رسانه ها، به جاى باور به نظریه هاى مردود شد?? تزریقى
و گلول? جادویى ـ چه درمورد رسانه هاى بیگانه و چه داخلى ـ و درواقع بهجاى باور به
این اصل که انسانها در مقابل رسانه ها، موجوداتى مطیع و منفعل هستند، اصل گزینشگر
بودن انسان و اصل فراگرد بودن ارتباطات او را پذیرفته و با بهکارگیرى تحلیلهاى سیستمى،
پدید?? فناوری ارتباطات و اطلاعات را در سپهر
حیات انسان معاصر، به عنوان مجموعهاى از عناصر متعامل نگاه کرده و کوشش کنند که
براى بقاى همراه با دستیابى به اهداف ملى، به فشارهاى ناشى از تغییرات محیط،
عکسالعملهاى سیستمى بروز دهند.
2ـ حکومتهاى درحال توسعه درشناخت
بازار جهانى پیام ورازورمز مکانیزمهاى آن شیوه هاى خردگرایانه و غیر احساسى را
دنبال کرده و از همین مسیر، دریافتن تدابیر اجرایى براى رقابت در این بازار، تأمین
نیازهاى مصرفکنندگان داخلى را مبنا قرار دهند.
3ـ حکومتهاى کشورهاى درحال توسعه
درجایگزینى شیوه هاى برقرارى ارتباط افقى به جاى ارتباط عمودى از سوى رسانه هاى
داخلى بهویژه رسانه هاى در اختیار و مدیریت خود تلاش کنند.
4ـ در تأمین نیاز مخاطبان، به جاى
استفاده از مواضع اقتدارگرایانه در قالب رفتارهاى به ظاهر مصلحانه، از شیوه هاى
علمى نیاز سنجى ارتباطى جامعه استفاده کنند.
5ـ ازآنجا که اعمال نظارتهاى سنتى
بررسانه هاى خارج رو به داخل امکانپذیرنیست، به منظور امکان افزایش توان رسانه هاى
داخلى با امواج بیرونى شیوه هاى مراقبتى را جایگزین شیوه هاى سنتى نظارت کنند.
6ـ در وضع قوانین رسانهاى، خصلتهاى
جدید رسانه ها و واقعیات ارتباطى جهان معاصر را درنظر گیرند.
7ـ براى مخاطبان رسانه هاى داخلى
این امکان فراهم شود که به شناخت فرهنگ و ارزشهاى بومى خود دست یابند.
8ـ کوشش شودکه مخاطبان داخلى
درموردساخت وکارکرد بازار جهانى پیام وعناصر شکل دهند??
تداخلهاى فرهنگى آگاه شوند.در واقع بجاى طرح این سؤال قدیمى که رسانه ها بما چه
مىکنند،این سؤال مطرح شود که ما بعنوان انسان گزینشگر باید با رسانه ها چگونه
رفتار کنیم؟ و چگونه از آثار سوء تداخل فرهنگى اجتناب کنیم؟
منابع:
A beceom bieNicholas 1996 Television and
SocietyPadstow :Polity Press A m erican invasion
www.M edia.U io.no/sum m erschool/htm
l/invasion.htm l2000
A nshahP.A .V.1988 M ass C om m unication
and C ulturalIdentity.
IAM C.Paper Presented AtThe 16th C ongress
and C ulturalIdenfity.Barcelon.O fthe M ass
C om m unicationIs ItR eally an A m
erican Invasion?
BagdikianBen2000 The M edia M
onopoly.Boston.M A.:Beacon.C hristRichard1998
Battling InternetPornographyO ne W eb
Site ata Tim e C hristioan Science M onitor1998.10.13
D anielM artin1997 C yber.Terrorism .Le
N ouveau Peril
PoliticalInternational
El-M aghaw rySaleh2000 Islam ic
Education In Facing The IntellectualA nd C ultural
Invasion To The Egyptian Society
InoueH itoshiE.N aitoM .K oshizuka200
M ediacy:W hatItIs? W here to G o?
Tokyo:NA C SIS
LazulyPierre1998 InternetO u Le C yberm
ensonge
Liberation-1998.05.21
M cC reeryJohn1994 C ulture? “U S” vs
“Them ”
www.anatom
y.usyd.au/danny/anthropology/anthro-I/archive/february 1994/0041.htm l
M cQ uailD enis1987 M ass C om m
unication Theory.A n Introduction "Second Edition"
London:Sage
R yallJulian2000 K orean W elcom e C
ulturalInvasion
www.asiam edia.ucla.edu/w
eekly/09.13.2000/korea2.htm l
SeshagiriN.1993 LegalProtection ofcom
puter Softw are and D atabase’s
JournalofScientific& IndustrialResearch.V
ol.52A pril1993
Siddiqui2000 A C om parative A nalysis
ofthe Islam ic and the W estern
M odels ofNew s Production and Ethics od
Dissem ination.
Paper for the 2000 A nnualC onvention
ofthe IA M CR .Singapore
Slam brouckPaulV an1998 C yber Threast:H
ow Serious?
C hristian Scienc M onitor-1998.03.09
The Law 1998 The Law and the
internetPart2
The C olum bia Journalism R eview
-1998.03.01
V arisTapio1985 IntenationalFlow
ofTelevision Program es
R eports and Papers O n M ass C om m
unication-N o.100
Paris:U NESC O W ells A lan 1996 W orld
Broading.A C om parative V iew .
N ew jersey:ablex Zam paglione Arturo1997
La C orte U SA A m m ette la Pornogria su Internet
La R epublica – 1997.09.27