مقاله ها
1402/06/17
hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcffcd7b140000008a39000001000100

 

کانونهای تفکر؛

نهادهای ویژة سیاست پژوهی،

ایده پردازی، و راهیابی برای مسایل اساسی

بانگاهی به نقش و جایگاه کانونهای تفکر در تدوین

 استراتژی امنیت ملّی

وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

 مؤسسة آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی

 دفتر سیاست پژوهی فناوری دفاعی

ویراست اول، اسفند ماه 1376

کانونهای تفکر

وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی

دفتر مطالعات

کلیة حقوق محفوظ و متعلق به مؤسسة آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی است .

هر نوع تکثیر یا نشر تمام یا بخشهای مستقلی از این گزارش، منوط به اجازة کتبی ناشر است .

نقل مطالب، منحصراً با ذکر مشخصات کامل گزارش و با اشاره به نام ناشر مجاز است .

ویراست اوّل : اسفندماه 1376

حروفچینی و صفحهآرایی : مهدی شاهینی

کانونهای تفکر

مقام معظم رهبری :

ملاک برتری در دنیا، استعلای تفکری وفرهنگی است .

چرا این مجموعه؟

میدان رقابت، به وادی اندیشهها و ایدهها کشیده شده است . در این میدان، کسانی میبرند که ایدههایشان تازگی و طراوت و عمق و دامنة بیشتری دارد، و مرزهای جزءنگری را در مینوردد و بر بلندای "کلنگری " میایستد. تنها چنین ایدههایی میتوانند بذرهای ابتکار عمل را در بستر و زمانِ مناسب بیافشانند، و در هنگامهای که رقابت بیداد میکند، چونان یک "مزیت رقابتی بیهمتا" به داد سازمان و جامعه برسند و دروازههای امید را به چشمانداز روشن فردا بگشایند. پشتوانة این ایدهها، مطالعه و تفکر است، منتها تفکرِ سازمان یافته و جمعی؛ تفکر نهادینه و اسلوبمند در فضایی که خلاقیت را بر میانگیزاند. تجلی این نوع تفکر، با ایجادِ نهادِ ویژة تفکر جمعی ، یعنی کانون تفکر ملازم است .

کانون تفکر، گاهی یک گروه کوچک چند نفره (و تعجب نکنید حتی یک نفره ) است که دائماً و مستقیماً به رییس یک مؤسسه، دانشگاه، صنعت یا شرکت خدمت ارائه میدهد (و این ارتباط مستقیم، به دور از بوروکراسی و تشریفات اداری، بسیار حائز اهمیت است ). گاهی در هیأت یک دفتر مطالعات استراتژیک ظاهر میشود تا یک وزارتخانه یا بخش حساسی از یک وزارتخانه را پشتیبانی کند، و بالاخره ، گاهی به شکل یک موسسة مطالعات استراتژیک در سطح ملی فعالیت میکند . البته از یاد نبریم که برخی از مهمترین کانونهای تفکر جهان، در بخش غیر دولتی تشکیل شدهاند. به هر تقدیر، کانونهای تفکر نقشهای گوناگونی بازی میکنند، ولی اصولاً و اساساً برای سیاست ـ پژوهی یا استراتژی پژوهی برپا میشوند. آنها شالوده و چهارچوب سیاستهای سازمانی ، بخشی یا ملی را، به پشتوانة نظریات تازهای که در حوزة علوم انسانی مطرح میشود، پیریزی کرده و در اختیار سیاستگذاران قرار میدهند . اما نقشهای دیگری هم دارند که به همین اندازه مهم است . مثلاً، فرصتها و چالشها را باز میشناسند و پس از تعریف درست آنها، برایشان راه حل پیدا میکنند . برپایی نشستهای تفکری، همایشها و کارگاههای آموزشی با حضور دانشوران و سیاستگذاران نیز در زمرة فعالیتهای روزمرة آنهاست . و بالاخره بروندادشان گزارش است و مجله و کتاب . شاید یکی از جالبترین و مهمترین فعالیتهای کانونهای تفکر، مطالعة تطبیقی سیاستهاست . هر کانون تفکر، بسته به زمینه یا زمینههای کاری خود، دائماً سیاستهای دیگر ملتها را میکاود؛ چرا که نتایج این کاوشها برای سیاستگذاریهای کلان ملی و حتی سازمانی بسیار مهم است . خوانندة ما میداند که هر جا بحث سیاستگذاری و اس تراتژیپردازی به میان آمد، بلافاصله صحبتِ آینده نیز مطرح میشود؛ مخصوصاً که سیاستهای کلان همیشه به 10 تا 15 سال آینده و گاهی 20 تا 25 سال آینده معطوف میباشند . بنابر این، آیندهشناسی ، یکی دیگر از سرگرمیهای جدی کانونهای تفکر است . کانونهای تفکر، معمولاً از سازماندهی ویژهای برخوردارند و شیوههای خاصی را برای ایدهپردازی و پرورش تفکر بکار میگیرند که با شیوههای معمول در دنیای تحقیق تا اندازهای تفاوت دارد. این مجموعه به این نیت فراهم شده که حداقل اطلاعات لازم دربارة کانونهای تفکر را در اختیار خوانندگان محترم انتشارات دفتر مطالعات قرار دهد . البته، این صرفاً یک شروع است و هنوز نکتههای بسیاری هست که باید در این زمینه گفته و نوشته شود. برای این گام کوچک، از پیشگاه خداوند متعال طلب برکت مینماییم . انه ولی التوفیق

سرپرست دفتر مطالعات

سید کمال طبائیان

کانونهای تفکر

سازماندهی وراهبری کانونهای تفکر:

ملاحظات وتوصیه های کلیدی

عقیل ملکی فر

سید کمال طبائیان

ایدة کانونهای تفکررا به استاد ارجمندمان جناب آقای دکترمحسن بهرامی

دانشیار دانشگاه صنعتی امیرکبیرمدیونیم که چندسال پیش توجه مارا به آن

معطوف نمودند. باشد که با برداشتن این گام کوچک، حقِ شاگردی ایشان

 را به درستی گزارده باشیم.

کانونهای تفکر

امام علی (ع ) در نامهای خطاب به عبداالله ابن عباس :

"اما بعد، آنچه را به کارت آید بجوی، وآنچه را به کار نیاید وانه،

چه آنگاه توانی به سود رسی که بیهوده را وانهی ... وآنچه را . 1 فردا خواهی دید، چنان به سامان رسان که دوست داری ببینی

اشاره

بر آن نیستیم که در این نوشتار کوتاه ، یک راهنمای عمومی برای سازماندهی و هدایت کانونهای تفکر به دست دادهایم، اما تصورمان این است که به اتکای مطالعات و تجربیات خود، پارهای از مهمترین نکتهها را گوشزد کردهایم و جوانب کاملاً تازهای ا ز ظرافتها و دقایق کار را به خوانندة محترم نمایاندهایم . از آنجا که کانونهای تفکر، نوعاً در گروه سازمانهای پژوهشی طبقهبندی میشوند (البته با همة تفاوتهایی که با سازمانهای پژوهشی متعارف دارند )، خوانندة محترمی که به این بحث علاقمند ب اشد میتواند برای اطلاع بیشتر به کتاب "مدیریت بر مدیریت ناپذیر"، از انتشارات اخیر دفتر مطالعات مراجعه نماید تا مخصوصاً دریابد که با پژوهشگران نوآور و ایدهپردازی که در کانونهای تفکر کار میکنند، چگونه باید سلوک کرد و چه ملاحظاتی را در نظر گرفت . در واقع، آنچه به توفیق نهایی یک کانون تفکر میانجامد، این است که بنیانگذاران و مدیران آن تا چه اندازه با فرآیند خلاقیت و ایدهپردازی جمعی آشنا بوده و میتوانند زمینة بروز و تجلی آنرا فراهم نمایند.

 

1 .تحف العقول، ترجمة احمد جنتی، امیرکبیر، چاپ اول، 1367 ،ص 338.

ملاحظة یکم

سیاستگذاریِ خردمندانه و استراتژی پردازیِ کامیابانه، سازماندهی ویژه میخواهد در روزگارِ ما، توفیق حل و فصل هیچ مسألة بزرگی بدون سازماندهی و ایجاد زیرساخت سازمانی مناسب ، حاصل نمیشود. این قاعدة کلی، همهجا درست است . مثلاً، اگر بخواهیم یک شاخة تکنولوژی حیاتی را توسعه دهیم ، باید رنج برپایی یک مرکز تحقیقاتی را بر خود هموار نماییم . اگر برآنیم که سطح کیفیت محصولات و خدمات یک مؤسسه، کارخانه، یا وزارتخانه را اعتلا بخشیم ، دست کم باید یک "شورای مدیریتی کیفیت " درست کنیم، و هر جا که اقتضا میکند، دست به تشکیل "هستههای کیفیت " بزنیم . و بالاخره، اگر دلمان در شوق سیاستهای دست اول و پرمایه و کارساز میتپد، ناگزیر باید در جستجوی نوعی سازماندهی برآییم که با سرشت و دشواریها و ریزهکاریهای سیاستگذاری (و استراتژیپردازی ) بخواند و سازمانی که از دل آن میجوشد، چنان مستعد باشد که چون چشمهای همیشه رَونده، دمادم بجوشد، و شهد گوارای "ایدههای بدیع " را به شریانهای تپندة فرآیند سیاستگذاری تزریق نماید . با چنین سازماندهی ویژهای است که :

اولاً: فوت و فن هزار تو و پر راز و رمز (و بهتر بگوییم، تکنولوژیِ فوق پیشرفته ) سیاستگذاری و استراتژی پردازی را میشناسیم و نوع بومی آنرا به چنگ میآوریم؛ ثانیاً: شالوده و خمیرة سیاستهای مبتکرانه و نوآورانه را پرورش میدهیم و به ایدهها ی جاندار و نغز و پرمایه میرسیم و اسناد درجة اولی فراهم میسازیم که چون آنها را به محضر سیاستگذاران ارشد ببریم ، هدیهای درخور پذیرش و گزینش باشد و سنگ بنای آیندة پرشکوهی قرار گیرد که حق الهی و طبیعی نسلهای فردای ماست . بگذارید این نکته را نمایان کنیم که آنچه به امروز مربوط میشود، فوریت دارد و ناگزیریم به آن بپردازیم . اما آنچه به فردا تعلق میگیرد، اهمیت دارد. مسلماً، هنر این نیست که یکی را واگذاریم و صرفاً به آن دیگری بپردازیم . اما چگونه میتوانیم بین این دو، پلی بزنیم که به سادگی و با ضریب امنیت بالا از اینسو به آنسو برویم و خاطرمان آسوده باشد که هر دو جبهه را پاس داشتهایم و مخصوصاً در هجوم مشغلههای روزمره ، فردا را از دست ندادهایم؟ این پرسش کلیدی، فقط یک پاسخ دارد : با وضع سیاستها و استراتژیهای پختة دراز مدت . سیاستهابه پلی میمانند که امروز را به فردا میرسانند و نشان میدهند که "هر امروز"، چگونه به یک "فردای مطلوب " پیوند میخورد. طراحی و معماری باشکوهِ این پل استراتژیک ، به مجموعهای از تخصصهای ویژه نیاز دارد، که از تخصصهای متعارفِ مهندسی و معماری صد چندان پیچیدهترند . به همین دلیل، نمیتوان طراحی سیاستها و استراتژیها را همانند کارهای معمول سازمانی به فرآیند اداری سپرد. و در واقع تمام نکته همینجاست .

 

ملاحظة دوم

سیاستگذاری و استراتژی پردازی هوشمندانه گلوگاههای پرپیچ و خمی دارد هر جا که بخواهیم سیاست یا استراتژی بلند مدتی را با قوت طراحی کنیم ، باید از سه گلوگاه پر پیچ و خم زیر، با حوصله و دقت بگذریم :

1 .شفاف نمودن ارزشهای زیر بنایی هر سیاست . ارزشها، شالوده و بنیان سیاستها را میسازند و در واقع ، به خشت اول میمانند. و همین خشت اول است که هرگاه به درستی گذاشته شود، اثربخشی سیاستها را به میزان زیادی تضمین میکند. بگذارید دربارة این غامضترین مبحث سیاستگذاری ، کمی توضیح بدهیم . چنانکه میدانیم، هر سیاست سه مؤلفة کلیدی دارد: اهداف (و بهتر است بگوییم، مقاصد)؛ وسایل ؛ و شیوهها . سیاست ـ طبق تعریف ـ به طرح و نقشة جامعی میماند که این سه مؤلفه را به نحو مناسب با یکدیگر ترکیب میکند . اما تعیین نهایی هر یک از اینها، مستلزم انتخابهای پیچیده از میان گزینههای متعدد است . و هر جا که صحبت انتخاب مطرح میشود، طبیعتاً پای ملاکها و معیارها به میان میآید. به اتکای ملاکهاست که اهداف "قوی " از ""ضعیف " شناخته میشوند و معلوم میگر دد که کدام هدف یا هدفها باید در صدر اولویتهای هر سیاست بنشینند و کدامیک از آنها اساساً باید حذف ، و کدامشان به فرصتهای دیگری موکول گردند. همین حکم در مورد گزینش وسایل و شیوهها نیز صدق میکند . بنابراین، ملاحظه میکنیم که بحث از "تعیین هدفها" بلافاصله به بحث "تعیین معیارها" تبدیل میشود (در زندگی فردی نیز عیناً همینطور است ). اما معیارها، که وسیلهای برای خوب و بد کردن هدفها، وسایل و شیوهها هستند، اصولاً ریشه در جهان بینیها و باورها دارند. هر جهانبینی، واجد یک نظام ارزشی برای تعیین هدفهای قوی و ضعیف ، و پسندیده و ناپسند است . به عنوان مثال، وقتی شما سیاست آموزشی یک موسسة تحقیقاتی را در جمهوری اسلامی ایران و بر مبنای مکتب اسلام طراحی میکنید، هدف غایی شما از آموزش کارکنان ، همان هدفی نیست که سیاستگذاران یک موسسه مشابه غربی برمیگزینند . در آنجا، همة هدف آموزش سازمانی این است که کارکنانی کاملاً مناسب با نیازهای سازمان پرورش دهند اما شما، به " 1 غایت والاتری میاندیشید، چرا که در باور ما هدف غایی تعلیم و تربیت درست باید این باشد که "سرانجامِ کار آدمی به سامان برسد . حتی وظیفة کار کردن و مسؤولانه کار کردن در سازمانهای جامعة اسلامی نیز ربط و رابطة

 

1 .بیاد آورید آن شعر دلنشین معروف را که:

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار روشنی با همین سرانجام کار پیدا میکند . طبیعتاً وقتی مقصود نهایی سیاست (که اصطلاحاً آنرا بینش استراتژیک مینامند) عوض میشود، هدفهای سیاست، وسایل و شیوههای سیاست نیز میتوانند دستخوش تغییر گردند . جان کلام، تعیین ارزشها فقط برای روشن کردن ملاکها نیست؛ بلکه از این رهگذر، توجیه اعتقادی هر سیاست نیز تبیین میشود . چه بخواهیم و چه نخو اهیم، همة سیاستها بر یک توجیه اعتقادی استوارند . منتهی اگر این توجیه، شفاف و تبیین شده باشد، برکات فراوانی به همراه دارد . بطور کلی، بحثهای اعتقادی و ارزشی (و اگر درستتر بگوییم ، بحثهای مبنایی) هر سیاست، در مرحلهای از تدوین سیاست و استراتژی مطرح میشوند که آنرا "تبیین مباحث استراتژیک " مینامند.

2 .پرورش نظریههای مناسب هر سیاست . سیاستها (و استراتژیهای ) ممتاز، بر نظریههای معنادار، جامع و دست

اول استوار میباشند؛ نظریههایی که علل و عوامل ذیربط (یا فاکتورها و پارامترهای ) دخیل در هر سیاست را به روشنی تبیین نموده و ارتباط درونی آنها را با یکدیگر نشان میدهند و ارزش و وزن هر کدام را به فراخور خود تعیین میکنند . مثلاً وقتی دست به کار طراحی سیاست تحقیقاتی میشویم، به نظریهای نیاز داریم که "فرآیند نوآوری تکنولوژیک " را توجیه نماید . و به ما بگوید که نوآوری چه محرکهایی دارد، چگونه اتفاق میافتد و چه عواملی در آن دخالت دارند و سهم هر کدام چقدر است . تا بیست سال پیش ، نظریة خطی نوآوری مطرح بود که "علم " را به صورت خطی محرک پیشرفت تکنولوژی میدانست و معتقد بود که تا علم پیشرفت نکند، تکنولوژی نیز درجا میزند. بعدها معلوم شد که ارتباط خطی علم و تکنولوژی نمیتواند توجیه کنندة بسیاری از پیشرفتهای تکنولوژیک در سازمانهای "تحقیق و توسعه " صنعتی باشد. و ای بسا که کار برعکس است ، یعنی پیشرفت تکنولوژی موجب پیشرفت علم میشود. این یافتهها، به تحولی شگرف در تئوری نوآوری انجامید و بسیاری از دیدگاههای سیاستگذاران را تغییر داد و به نوبة خود، دگرگونیهای بزرگی در سیاستهای تحقیقاتی و نوآور ی ایجاد کرد. به همین ترتیب، وقتی بخواهیم سیاست آموزشی بلند مدت یک موسسه یا وزارتخانه را پی بریزیم ، با مجموعهای از پرسشها دربارة "نحوة شکوفایی استعداد انسان "، "نحوة فراگیری " و فاکتورهای دخیل در این امور روبروییم که برای هر کدام ، نظریة مناسبی میخواهیم .

3 .ساخت و پرداختِ نهایی هر سیاست . تازه پس از طی گلوگاههای بالاست که برای صورتبندی سیاست آماده میشویم، یعنی میتوانیم اهداف، وسایل، و شیوههای مناسب را با استفاده از روشهای طراحی سیاست برگزینیم و آنها را چنانکه باید و شاید به یکدیگر بدوزیم . در این مجال، فرصتی نیست که دربارة روشهای طراحی سیاست سخنی به میان آوریم ، چه، مجموعة این روشها به یک "تکنولوژی " غامض میماند که برای آن صدها کتاب نوشتهاند و هنوز هم باید بنویسند. مسلماً عبور از این فرآیند پیچیده ، صبر و حوصلة فراوانی میخواهد و غالباً هزینههای سرسام آوری دارد (بد نیست بدانید که هر سیاست کلان ملی ، معمولاً و حداکثر در 60 الی 70 صفحه و کمتر نوشته میشود، اما وقتی هزینههای این سند محاسبه شود، شاید هربرگ آن صدها میلیون تومان خرج برداشته باشد). بردباری و حوصلهای که برای سیاستگذاریهای اثربخش لازم است ، درست به همان بردباری و طمأنینهای میماند که برای ثمردهی پروژههای تحقیقاتی کلیدی ضرورت دارد . این تشبیه، اتفاقاً بسیار بجاست ، زیرا همانطور که ملاحظه فرمودید، برای آنکه کوششهای سیاستگذاران به بار بنشیند، باید کارهای تحقیقاتی ـ مطالعاتی (و تفکری ) قابل توجهی صورت گیرد. باید موجی از ایدهپردازی ، کتابخوانی، مقالهپژوهی، آزمایش، گپ و گفتگو و غیره برخیزد تا کار سیاستگذاری کلان به سامان برسد . هدایت و جهتدهی درست همین موج است که سازماندهی و ایجاد سازمانهای تفکری را برای سیاستگذاری ضروری میسازد. برای خوانندگان محترمی که نمایشهای نموداری را میپسندند، فرآیند عمومی سیاستگذاری را در شکل شمارة (1 ( آوردهایم .

ملاحظة سوم

انجام کارهای فکری و پژوهشیِ سیاستگذاری مستلزم سازماندهی تیمهای بین رشتهای است برای عبور از گلوگاههایی که در ملاحظة دوم بدانها پرداختیم ، گروههای مختلفی از سوارکاران ورزیده لازمند که هر کدام ماهیت و ویژگیهای خاصی دارند. در ایران اسلامی، شفاف نمودن ارزشهای بنیادین هر سیاست ، صرفاً از قرآن شناسان ، سیرهشناسان و روایتشناسان ساخته است . نظریهپردازی، به افرادی نیاز دارد که مدارج عالی علمی داشته و از نزدیک در کوران تحقیقات علوم ا نسانی بوده و از عهدة ساخت و پرداخت نظریههای تازه، با توجه دقیق به ارزشها، برآیند. و بالاخره، ساخت و پرداخت نهایی سیاستها از کسانی ساخته است که بتوانند بین نظریهها و واقعیتهای عینی و ملموس جامعه، پل بزنند. هیچ جامعة فرهیخته و خردمندی نمیتواند عنان سیاستگذاری خود را صرفاً به دست نظریههای علمی بسپارد و به این وسیله، آیندة خود را در شکل شمارة 1 فرآیند سیاستگذاری و استراتژیپردازی در یک نگاه

 

گام 1

شفاف نمودن

ارزشهای بنیادین

در هر سیاست

گام 2

پرورش و تبیین

نظریه های توجیهی

مناسب

گام 3

صورتبندی و نگارش

سیاست و استراتژی

گام 4

اجرای سیاست

گام 5

ارزیابی و اصلاح

معرض تهدید قرار دهد . لذا، وضع نهایی سیاستها باید با کسانی باشد که اولاً، فوت و فن صورتبندی سیاست را میشناسند، و ثانیاً، موی سپیدشان از تجربههای واقعی آنان در میدان عمل حکایت دارد (که تجربه، هنوز هم بهترین دانشهاست ). اینان، مدیران ورزیدة جامعهاند؛ هم انان که "هزار نکتة باریکتر از مو " را در صحنههای واقعی کار و تلاش و در برخورد عینی با واقعیتهای روزمره، کشف کردهاند. این ویژگی برجستة عمل صالح است که چشم تیزبین بصیرت انسان را میگشاید و او را به گنجینة کمیابی از معرفت راهنمایی میکند که عطیّة الهی است و در هیچ مدرسه و دانشگاهی آموخته نمیشود . (معصوم «ع » در این باره میفرماید: مَنْ عَمِلَ بما عَلِمَ، ورَّثه االله علم ما لَم یعلَم / آنکه عمل میکند به آنچه که میداند، پروردگار دانشی به او میبخشد که نمیداند). البته، مدیر بودن به خودی خود برای پیوستن به جرگة فعالیتهای فکری سیاستگذاری بسنده نیست . چه آنکه باید شم و شوق فعالیتهای فکری طولانی نیز در فرد موجود باشد . کسی که جنبة اجرایی او بر جنبة تفکریاش میچربد، نمیتواند لزوماً یار و مددکار خوبی برای این فرآیند باشد . دیگر آنکه، سائقه و علائق استراتژیک لازم است؛ یعنی میلِ پرداختنِ اندیشمندانه به مسایل کلان و جدی . بعداً خواهیم دید که یک کانون تفکر ایدهآل ، باید چنان سازماندهی شود که این طیفِ خبرگان را در سه ن وع گروه زیر جای دهد:

1 .گروه (یا گروههای ) معرفتگرا (همانهایی که ارزشها را شفاف و تبیین مینمایند)؛

2 .گروه (یا گروههای ) نظریهگرا؛

3 .گروه (یا گروههای ) سیاستگرا (که بیشتر آنانرا مدیران تشکیل میدهند).

شایان یادآوری است که تعد اد هر یک از این گروهها در یک کانون تفکر بستگی به وسعت ، مأموریتها و وظایف آن کانون دارد. مثلاً، ممکن است یک کانون تفکر که در زمینة سیاست علم و تکنولوژی کار میکند، چندین گروه نظریهگرا یا سیاستگرا داشته باشد.

ملاحظة چهارم

"کانون تفکر"، همان نهادی است که کار تفکر و پژوهش در زمینه سیاستها و استراتژیها را دنبال میکند کانون تفکر، نوعی سازمان ویژه برای تفکر و پژوهش در زمینة سیاستها و استراتژیهاست که بر اصل "جمع اندیشی " یا "ایدهپردازی جمعی " استوار است . این نوع سازمان، زاییدة شرایط پس از جنگ دوم جهانی در غرب بوده و هم اکنون ، انواع و اقسام آن ، در زمینههای مختلف، با نامهای گوناگون و با مالکیتهای متنوع در گسترة جهان مشاهده میشود. چهار جنبة کانونهای تفکر، حائز اهمیت است که آنها را از دیگر سازمانهای پژوهشی متمایز میسازد:

1 .جمع اندیشی . پیشترها، بسیاری از آنانکه کارشان تفکر استراتژیک بود، منفرداً به آن میپرداختند . اما پیچیده شدن محیط داخلی و بینالمللی و گسترش دامنة فاکتورهای دخیل در سیاستگذاری و استراتژی پ ردازی، نیاز به تفکر جمعی، با استفاده از گروههای بین رشتهای را اجتناب ناپذیر نمود . کانون تفکر، الگوی سازمانی جمعاندیشی بود که در پرتو این ضرورت پدید آمد . در خلال فعالیت همین کانونها بود که اسلوبها و قواعد تفکر جمعی به منصة ظهور و بلوغ رسید و توانایی شگرف خود را در حل مسایل بزرگ داخلی و جهانی به اثبات رساند . با اینکه در حال حاضر تکنیکهای متنوع و بدیعی برای انواع جمعاندیشی موجود است ، اما بد نیست بدانیم که ابداع و توسعة فنون نوین این کار، در زمرة مهمترین دستورکارهای پژوهشی علوم و تکنولوژیهای نرم میباشد.

2 .تولید فرآوردههای تفکری . کار اصلی کانونهای تفکر، ایدهپردازی و راه حل یابی برای مسایل عمدة استراتژیک است . محیط فیزیکی و روانی کانونهای تفکر، چنان ساخته و پرداخته میشود که خلاقیت برای ایدهزایی را تشویق کرده، و میدانی برای تضارب آرای معطوف به راه حلهای اساسی فراهم نماید . در ایجاد کانونهای تفکر، این نگرانی وجود دارد که آنها را همچون یک "مرکز پژوهش در علوم انسانی " سازماندهی و اداره کنیم؛ در حالیکه اینها دو مقولة متفاوتند و از بسیاری جنبهها با یکدیگر فرق دارند.

3 .معطوف بودن کوششها به سیاستگذاری و استراتژیپردازی . تمام جنب و جوشهای کانونهای تفکر، نهایتاً چنان هدایت میشود که به پرورش سیاستها و استراتژیهای مورد نیاز سازمان یا ج امعه بیانجامد. اینان ممکن است به دهها و صدها مسأله بپردازند که ظاهراً رابطة چندانی با یکدیگر نداشته باشند، اما یک رشتة نامرئی وجود دارد که این دانهها را به هم پیوند میدهد، و آن این است که محصول نهایی این تکاپوها سرانجام به آسیاب سیاستگذاری ریخته میشود.

4 .قرار داشتن در حاشیة فرآیند رسمی سیاستگذاری . اصولاً کمتر کانون تفکری است که رسماً مسؤول تدوین سیاستها و استراتژیهای مورد نیاز سازمان ، وزارتخانه یا جامعه باشد (یا به عبارت دیگر، در سلسله مراتب قانونی سیاستگذاری قرار داشته باشد). مسؤولیت رسمی سیاستگذاری در سطح یک سازمان ، معمولاً بر عهدة شخصِ مدیر ارشد سازمان یا بر عهدة شورای سیاستگذاری بوده ، و گاهی هم ممکن است بر عهدة معاونت طرح و برنامه باشد . در یک موسسه تحقیقاتی، شاید بخشی از ای ن وظیفة خطیر به حوزة معاونت پژوهشی واگذار شود و از این قبیل . البته از آنجا که سیاستها و استراتژیها دارای سلسله مراتب میباشند، بعضاً مسؤولیت سیاستگذاری در بین عناصر مختلف سازمانی توزیع میشود. همین حکم در مورد یک وزارتخانه یا جامعه نیز درست است . بنابر این، کانونهای تفکر معمولاً در حاشیة فرآیند رسمی سیاستگذاری فعالیت میکنند تا بدور از تنشهای رسمی موجود در فرآیند قانونی سیاستگذاری، به تدوین و انعکاسِ پیشنهادهای سازنده و خلاقانة خود بپردازند و فضای سیاستگذاری را هموا ره شاداب نگهدارند. اگر بخواهیم روشنتر بگوییم، این بدان معناست که کانونهای تفکر پیشنهاد دهندهاند (و از این جهت باید کاملاً مسؤول شناخته شوند)، اما تصویب کننده نهایی سیاستها، کسان دیگری میباشند.

ملاحظة پنجم

کانونهای تفکر، حلقة اتصال دنیای سیاستگذاری رسمی و دنیای آرا و اندیشههای کارشناسانه میباشند چنانکه اشاره شد، سیاستگذاری رسمی (چه برای یک سازمان بزرگ ، چه برای یک وزارتخانه و چه برای یک جامعه ) در قالب تشکیلات و فرآیندهای رسمی سازمانی / وزارتخانهای / حکومتی به پیش میرود و تلاش کانونهای تفکر، در حاشیة این فرآیند قرار دارد. پس ببینیم که نقش واقعی کانونهای تفکر چیست؟ و سیاستگذاران با انبوهی از پرسشهای بی 1 سیاستگذاری در دنیای امروز، فرآیندی به غایت پیچیده دارد تعریف و معما گونه و دهها و صدها مسأله بهم پیچیدة ناشناخته مواجهند که از وضعیت بغرنج جامعه جهانی و تحولات آن ناشی میشود (پیشرفتهای علم و تکنولوژی نیز مزید بر علت میباشند ). مثلاً میدانیم که روند "جهانی شدن " مسایل، کار را به جایی رسانده که اک نون دیگر هیچ مسألهای وجود ندارد که صرفاً ملی باشد. یعنی مهر شرایط جهانی بر پیشانی تمام مسایل ملی نیز کوبیده شده است . بنابر این، وقتی میخواهیم برای حل یک مسأله ملی به سیاستگذاری بپردازیم، باید ربط و رابطة آنرا با اوضاع و احوا ل جهانی و منطقهای به درستی دریابیم؛ و چنین کاری لزوماً خیلی آسان نیست . گذشته و مهمتر از این ، سیاستگذاریِ درست برای پیشبرد امور سازمان / وزارتخانه / جامعه، در وهلة اول منوط به آن است که "تهدیدها" و "فرصتها" را به خوبی "کشف " و "تعریف " کرده باشیم و پس از آن بتوانیم پرسشهایی مطرح کنیم که جوابهایی برای این مسایل در بر داشته باشند. کشف تهدیدها و فرصتها و صورتبندی درست پرسشها (که روز به روز دشوارتر میشود ) یکی از وظیفههای مهم کانونهای تفکر در جهت کمک ب ه سیاستگذارن است . در جامعة مهندسی معروف است که تعریف درست مسأله ، پنجاه درصد کار محسوب میشود . بنابر این، کوششهایی که برای تعریف درست مسایل و طراحی دقیق پرسشها از سوی کانونهای تفکر به عمل میآید، اهمیت بسیار دارد . اما تازه پس از این مرحله است که نقش واقعی آنها آشکار

 

1 .به همین دلیل، سیاستگذاری به یک فعالیت حرفه ای تبدیل شده است ; یعنی افراد وسازمانهایی وجود دارند که کار و حرفة همیشگی آنها، سیاستگذاری است. میشود. مگر این پرسشها را نباید کارشناسانی جواب بدهند که اینجا و آنجای کشور به فعالیت مشغولند؟ به عبارت دیگر، مگر نباید خرد و انباشتة ذهنی همة کارشناسان متعهد کشور را برای جوابگویی به این پرسشها ی اساسی بسیج کرد؟ و اگر آری ، آیا دیوانسالاری اداری لزوماً زبان همة متخصصان را میداند تا پاسخها را از دیدگاههای آنان استنباط نماید؟ قطعاً نمیتوانیم بگوییم نه . اما کانونهای تفکر، سازمانها و نهادهای خبرة این امورند و راه شناسایی و نزدیک شدن به صاحبان آرا در هر پرسش را بخوبی میدانند . از اینرو، کانونهای تفکر همواره در ملتقای دو دنیا کار میکنند: دنیای دیوانسالاری رسمی و دنیای آرای کارشناسان و خبرگان کشور . و این نقش ، بسیار شباهت به نقش مترجمان دارد (برای اطلاع بیشتر، به سومین مقالة همین مجموعه نگاه کنید). ملاحظة ششم الگوی سازماندهی کانونهای تفکر در دستگاههای دولتی ساخت و بافت نظام اداری همة کشورها حکم میکند هر سازمانی که در قالب این نظام برپا میشود، از چارچوب سازمانی نسبتاً تعریف شده و معینی برخوردار باشد . (هر چند که کانونهای تفکر، حتی به مراتب بیشتر از سازمانهای تحقیقاتی متعارف به سازماندهی انعطافپذیر نیازمند میباشند). الگویی که در شکل شمارة (2 (میبینید، عیناً الگوی سازمانی یکی از کانونهای تفکر ژاپنی است که در سال 1988 تأسیس شده و اتفاقاً در زمینة سیاست علم و تکنولوژی کار میکند : پژوهشکدة سیاست علم و تکنولوژی ژاپن .

در سازمان نمای این کانون تفکر، دو نوع گروه فکری (پژوهشی ) دیده میشود. یکی گروههای نظریهگرا؛ و دیگری گروههای سیاستگرا. البته در این الگو، هیچ جایی برای گروه یا گروههای معرفتگرا در نظر گرفته نشده است، زیرا نظام ارزشی کشورهای صنعتی امروز، مبنای دینی و الهی نداشته و متأسفانه از آبشخور تفکر سکولار تغذیه میشود. کانونهای تفکری که در ساختار دولتی ج مهوری اسلامی ایران برپا میشوند، قاعدتاً باید جایگاه ویژهای برای گروههای معرفتگرا باز نمایند؛ مگر اینکه فرض کنیم با حوزههای معظم علمیه ارتباط تنگاتنگ و تعریف شدهای داشته باشند و در فرآیند یک "بده ـ بستان " منظم، به پاسخهای لازم برسند. ملاحظة هفتم ترکیب نیروهای انسانی کانونهای تفکر به طور کلی، نیروهای شاغل در کانونهای تفکررا میتوان به ترتیب زیر از یکدیگر متمایز نمود:   کانون تفکر، وظیفة هدایت و هماه نگی 1 1 .رهبران / مدیران (که در ضمن عضویت در شورای تفکری فعالیتهای پژوهشی، و حل و فصل مسایل روزمرة اداری را نیزبر عهده دارند.)

2 .مشاوران (ثابت، پاره وقت یا موردی ) که طرف مشورت رهبران /مدیران کانون تفکرقرار میگیرند.

3 .پژوهشگران (که در گروههای تفکری / پژوهشی کانون تفکر سازماندهی میشوند.)

4 .دستیاران پژوهشی (که پژوهشگران را در وظایف خود یاری میکنند و معمولاً در گروههای پژوهشی فعالیت

مینمایند.)

5 .کارکنان ستادی (که وظایف روزمرة اداری، مالی، طرح و برنامه و غیره را بر عهده دارند.)

6 .کارکنان خدمات پژوهشی (این کارکنان که وظیفة پشتیبانی پژوهشی ، بویژه اطلاعرسانی را بر عهده دارند، شاید در زمرة کلیدیترین عناصر انسانی کانونهای تفکر به شمار میآیند . اطلاعرسانی در کانونهای تفکر، صرفاً به تهیه و تأمین مقالات و کتابها خلاصه نمیشود، بلکه فرآیند تجزیه و تحلیل و ترکیب مقدماتی اطلاعات را نیز در بر میگیرد. فراموش نکنیم که وظیفة حروفچینی ، صفحهآرایی، تکثیر و توزیع خروجیهای کانونهای تفکر نیز بر عهدة همین کارکنان است .)

این ترکیب، مشابه همان ترکیبی است که در هر پژوهشک دة متعارف ملاحظه میشود. اما چند نکتة کلیدی حایز اهمیت وجود دارد که در اینجا باید مورد اشاره قرار گیرند:

1 .تعداد کادرهای پژوهشی ثابت (تمام وقت ) کانونهای تفکر، معمولاً از 10 تا 15 نفر تجاوز نمیکند و عمدتاً بین 6 الی 10 نفر در نوسان است . البته، مسلم است که این هسته پژوهشی ثابت ، باید از کیفیت بسیار سطح بالایی برخوردار باشد.

2 .تعداد پژوهشگران هر گروه پژوهشی معمولاً بین سه الی شش نفر است . مطالعات نشان میدهد که حد بهینة این رقم، برای گروههای مطالعاتی پنج نفر میباشد.

3 .بیشتر کادرهای پژوهشی شاغل در کانونهای تفکر را پژوهشگران پاره وقت یا پژوهشگران مهمان (پژوهشگرانی که از سازمانهای دیگر، موقتاً به کانونهای تفکر مأمور میشوند ) تشکیل میدهند. این امر، موجب میشود که همواره "خون جدید" به رگهای کانونهای تفکر تزریق گردد و بر میزان خلاقیت کانونهای تفکر بیفزاید.

4 .علاوه بر کادرهایی که در چارچوب تشکیلاتی کانون تفکر به فعالیت پژوهشی اشتغال دارند، پژوهشگران دانشگاهی و غیره نیز از طریق عقد قراردادهای پروژهای با کانونهای تفکر همکاری میکنند.

 

1 .در سازمانهای تحقیقاتی متعارف، از اصطلاح شورای علمی یا پژوهشی استفا ده می شود. البته این اصطلاح در کانونهای تفکر نیز رایج است، اما ترجیحاً و برای تفکیک کانون تفکر از سازمانهای تحقیقاتی متعارف، بهتر است از اصطلاح شورای تفکری استفاده شود. نفش و وظایف شورای تفکری، مشابه نقش و وظایف شورای پژوهشی در یک پژوهشکده یا مرکز تحقیقاتی است.

5 .بسیاری از کانونهای تفکر، از شیوة عضوگیری افتخاری استفاده میکنند. اعضای افتخاری در نشستهای دورهای کانونهای تفکر (که یکی از مهمترین فعالیتهای روزمرة کانونهای تفکر را تشکیل میدهد ) حضور یافته و در عین حال، مقالات و مکتوباتی را برای نشریات ادواری یا ویژة کانونهای تفکر تهیه مینمایند . در مقابل، آنها میتوانند از خدمات پژوهشی کانونهای تفکر استفاده نمایند . حسن اعضای افتخاری این است که هیچ حقوق و دستمزدی از کانونهای تفکر دریافت نمیکنند و حتی اگر یک کانون تفکر از شهرت و آوازهای برخوردار باشد، میتواند برای آنان پرداخت حق عضویت سالانه را مقرر نموده، و از این طریق بخشی از هزینههای خود را تأمین نماید.

5 .بسیاری از کانونهای تفکر، از شیوة عضوگیری افتخاری استفاده میکنند. اعضای افتخاری در نشستهای دورهای کانونهای تفکر (که یکی از مهمترین فعالیتهای روزمرة کانونهای تفکر را تشکیل میدهد ) حضور یافته و در عین حال، مقالات و مکتوباتی را برای نشریات ادواری یا ویژة کانونهای تفکر تهیه مینمایند . در مقابل، آنها میتوانند از خدمات پژوهشی کانونهای تفکر استفاده نمایند . حسن اعضای افتخاری این است که هیچ حقوق و دستمزدی از کانونهای تفکر دریافت نمیکنند و حتی اگر یک کانون تفکر از شهرت و آوازهای برخوردار باشد، میتواند برای آنان پرداخت حق عضویت سالانه را مقرر نموده، و از این طریق بخشی از هزینههای خود را تأمین نماید.

نتیجه

در مورد سازماندهی و هدایت بهینة کانونهای تفکر، ملاحظات زیادی وجود دارد که در این نوشتار نیامدهاند . مثلاً نگفتهایم که این کانونها چگونه کار میکنند، از چه تکنیکهایی بهره میگیرند و منابع مالی خود را از چه طریق تأمین میکنند. اما همین ملاحظات هفتگانه، میتواند تصویری از کانونهای تفکر به دست دهد که اگر خواننده محترم ، دو مقالة بعدی را نیز مطالعه نماید، بسیاری از ملاحظات مهم دیگرنیزبر وی روشن خواهد شد. این نوشتار بر آن بود تا نشان دهد که سیاستگذاری در هر سطحی که باشد، باید به مثابة یک فعالیت پیچیدة تخصصی تلقی شود که اسلوب و ضوابط و سازماندهی ویژهای دارد و نمیتوان و نباید آنرا در زمرة یکی از وظایف معمولی ستادی به شمار آورد.

اشاره

میگویند ژاپنیها به استراتژی صنعتی و استراتژی اقتصادی خود مینازند، و آنها را مایة افتخار ملی خود میدانند .

چنین استراتژیهایی، فقط با پشتوانة محکم تفکر جمعی ، در انبوهی از کانونهای تفکر، که در گوشه و کنار ژاپن فعالیت میکنند، میتواند ساخته و پرداخته شود . نیرا، یکی از این کانونهاست که درست بیست سال پیش تأسیس شده و هم اکنون، ضمن آنکه رأساً به فعالیتهای سیاست پژوهی میپردازد، نقش پیشاهنگ و هما هنگ کننده و حامی سایر کانونهای تفکر ژاپن را نیز بازی میکند . نیرا، شورای کانونهای تفکر ژاپن را تأسیس کرده تا از این طریق ، وظیفة هدایت و هماهنگی و حمایت مالی خود را به سامان برساند. (شورا تا سال 1994 ،بالغ بر 122 عضو داشته است !). در فعالیتهای سیاست پژوهی، بسیار مهم است که از سیاست سایر کشورها باخبر بوده و بدانیم که در کانونهای تفکر جهانی چه میگذرد. نیرا، این سیاستها را با حساسیت تمام دنبال کرده و همواره در پی آن است که از کار و بار کانونهای تفکر سایر کشورها م طلع شود. نیرا، اطلاعات کانونهای تفکر را گرد آوری و پس از تجزیه و تحلیل در اختیار کانونهای تفکر ژاپن قرار میدهد . بدین منظور، به تازگی دست به تأسیس یک مرکز اطلاعرسانی بزرگ زده است . امروزه باید توجه داشته باشیم که اگر بخواهیم به د رستی از اطلاعات استفاده کنیم ، هر مرکزی که آنها را جمعآوری میکند، باید تا حد ممکن آنها را تجزیه و تحلیل و تبویب نموده و آنگاه به دست مصرف کنندگان برساند. جمعآوری و توزیعِ خام اطلاعات ، بسنده نیست . نیرا، هم پژوهشگران تمام وقت دارد ، هم پژوهشگر مأمور، و هم پژوهشگر مهمانِ خارجی . نکتة مهم این است که تشکیلات دولتی و حتی خصوصی ژاپن ، برخی کادرهای خود را برای 2 تا 3 سال به نیرا مأمور میکنند تا ضمن تزریق خون جدید به این مؤسسه ، خودشان نیز در کوران فعالیتهای تفکری پخته شوند. این سیاست کارآمد را در هر کشور دیگری هم میتوان به کار گرفت .

آشنایی با "نیرا"؛

کانون تفکر مرکزی ژاپن

با استفاده از انتشارات نیرا

برگردان : محمد حسین نژاد سلیمی

بازپروری و توضیحات : عقیل ملکیفر ـ کمال طبائیان

ویراست اول این نوشتار، در فروردین ماه 1375 در قالب یک "تک نگاشت "

منتشر شد. واینک ویراست دوم آن با اصلاحات واطلاعات بیشتردر این

مجموعه به خوانندگان محترم انتشارات دفترمطالعات تقدیم میشود.

24 کانونهای تفکر

نیرا در یک نگاه

National Institute for Research Advancement (NIRA)

نام کامل : موسسة ملی پیشبرد تحقیقات [ در زمینة سیاستگذاری ]

سال صدور مجوز قانونی : 1974

سال راهاندازی : 1979

موسسان : 145 نفر از شخصیتهای برجستة صنعتی، دانشگاهی و کارگری

بودجة سالانه : /000/370/14 دلار

تعداد رهبر/ مدیر: 16 نفر

تعداد پژوهشگران داخل موسسه : 31 نفر

تعداد پژوهشگران بیرون از موسسه : 6 نفر

تعداد کارکنان پشتیبانی : 47 نفر (1(

تعداد کنفرانسهایی که در سال برگزار میکند: 15 کنفرانس که بین 20 تا 200 مدعو دارند

انتشارات : به توضیحات پایانی همین نوشتار نگاه کنید.

شمار کتابهای کتابخانه : 13000 عنوان + 800 عنوان مجله ادواری

منبع درآمد: سرمایهگذاریهای دولتی + کمکهای بخش خصوصی

شعبهها: فقط یک دفتر در آمریکا دارد.

1 .از کثرت کارکنان پشتیبانی تعجب نکنید ! بیشتر اینها، به کار جمعآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات سرگرمند که در کارهای تفکری، جایگاه ویژهای دارد، مخصوصاً که نیرا، با توجه به موقعیت و مأموریت خود، یک مرکز اطلاعرسانی بزرگ دارد و بسیاری از اینها در آن مرکز کار میکنند. توضیح : اطلاعات این کادر عمدتاً از کتاب زیر یادداشت شده که بسیاری از کانونهای تفکر فعال در سراسر جهان را معرفی میکند:

"World survey of strategic studies center" IISS 1992 PP.132-133.

آشنایی با نیرا25

نیرا : موسسهای برای سیاست پژوهی، و هدایت و هماهنگی کانونهای تفکر ژاپن موسسة ملی پیشبرد تحقیقات (نیرا)، سازمانی است برای سیاست پژوهی که به ابتکار 145 شخصیت برجسته و پیشتاز از انجمنهای صنعتی، دانشگاهی و کارگری تأسیس شده است . مجوز نهایی تأسیس این سازم ان در سال 1974 از سوی دولت و بر اساس قانون تأسیس نیرا صادر شد. اعتبارات مالی نیرا از طریق اعطا و اهدای کمکهای سرمایهای از بخش دولتی و خصوصی تأمین میشود . تأمین بودجه از سوی بخش خصوصی از بدو تشکیل نیرا تا به امروز ادامه داشته است . نیرا سازمانی مستقل برای "تحقیق و مطالعه در زمینة سیاستگذاری " است و میکوشد تا اطلاعات و ایدههای تحقیقاتی بیطرفانه ومناسبی را در اختیار سیاستگذاران ژاپنی قرار دهد. مهمترین اهداف نیرا عبارتند از : "هدایت و اجرای مستقلانة تحقیقات و مطالعات و کمک به حل مسایل پیچیدة گوناگونی که فراروی جامعة ژاپن قرار دارد". نیرا، اهداف مهم خود را از طریق انجامِ انواع مختلف پژوهشها (پژوهشهای بنیادی، کاربردی و توسعهای ، که مبتنی بر دانش تخصصی در حوزههای اقتصاد، جامعهشناسی، تکنولوژی و دیگر حوزهها میباشند) دنبال میکند. با این تلاشها، نیرا میکوشد تا گامی در جهت دستیابی به صلح پایدار جهانی برداشته و به رفاه و رونق زندگی بشری یاری رساند. موضوعاتی که نیرا برای تحقیق برمیگزیند، بیانگر "روندها" ی مهم هر دوره بوده و طیف وسیعی را در زمینههای زیر شامل میشود:

 * سیاست؛

* اقتصاد؛

* مسایل بینالمللی؛

* مسایل اجتماعی؛

 * تکنولوژی؛

 * سیستمهای دولت محلی .

نیرا دو نوع پژوهشگر دارد : یک نوعِ آن پژوهشگرانی هستن د که به طور تمام وقت در استخدام نیرا میباشند . نوع دیگر آن، مشتمل بر پژوهشگرانی است که از سازمانهای دولتی و خصوصی ، برای مدت 2 تا 3 سال به نیرا مأمور میشوند. (1 (مقصد نیرا این است که از دیدگاههای تازه این افراد در تحقیقات و مطال عات مربوط به سیاستگذاری استفاده کند و بدین ترتیب، پژوهشها و مطالعاتی را به سامان رساند که بیانگر "روندها" ی زمانة ما هستند. نیرا از پژوهشگران مهمان ژاپنی و خارجی نیز دعوت به کار میکند و بستر فعالیتهای پژوهشی کوتاه مدت آنان را ـ که معمولاً در حوزههای ویژه و معینی انجام میشود ـ فراهم میآورد. نیرا، به نیت پیشبرد و اعتلایِ سیاست پژوهی ، فعالانه به گردآوری اطلاعات و دادههای پژوهشی میپردازد؛ با بسیاری از کانونهای تفکر ژاپنی و خارجی "بده ـ بستان " اطلاعات میکند و سایر فعالیتهای مرتبط با این امور را هم به سامان میرساند.

1 .مأمور شدن کارشناسان و پژوهشگران سازمانهای دولتی به نیرا، هدف دیگری هم دارد و آن آشنا شدن این کارشناسان با ظرایف و دقایق سیاستگذاری است . به عبارت دیگر، این مأمور یت را باید یک فرصت مطالعاتی سیاستگذاری در نظر گرفت .

آشنایی با نیرا27

ساختار سازمانی نیرا

شورای تحقیقات نیرا

دارای 23 عضو، مشتمل بررییس، مدیر اجرایی و چند بازرس

 مشاور ویژه هیأت مدیره کمیتة بازرسی

 مدیر عامل

معاونت روابط معاونت همکاریهای معاونت طرحریزی بخش بازار یابی و  عمومی بینالمللی تحقیقات برنامهریزی  شعبة مستقر در آمریکا مرکز تحقیقات مرکز اطلاعات  (دفتررابط ) عمومی سیاست پژوهی

توضیحات :

1 .اعضای هیأت مدیره عبارتند از : رییس هیأت مدیره، مدیر عامل نیرا، سه معاون موسسه ، رییسان دو مرکز اصلی و دو بازرس . در مواقع لزوم، مشاور ویژه نیزبه اینها اضافه میشود.

2 .کمیتة بازرسی متشکل است از دو بازرسِ عضو هیأت مدیره و چندین کارشناس از انجمنهای دانشگاهی . مأموریت این کمیته نظارت و بازرسی امور مالی و حسابداری نیراست .

3 .کار شورای تحقیقات، سیاستگذاری و هدایت عمومی نیراست . بد نیست بدانیم که ریاست این شورا برای مدتها با وزیر خارجة پیشین ژاپن بوده است .

حوزهها و پروژههای تحقیقاتی

نیرا، حوزهها و موضوعات تحقیقاتی خود را مستقلاً تعیین نموده و به انجام تحقیقات در زمینههای گوناگون مبادرت میورزد. پژوهشگران نیرا در انجام کارهای پژوهشی و تفکری خود از مشارکت دانشمندان و متخصصان ژاپنی و خارجی بهره میگیرند. نیرا به انجام پروژههای تحقیقاتی مشترک با کانونهای تفکرژاپنی و خارجی نیز مبادرت میورزد. آندسته از پروژههای تحقیقاتی و مطالعاتی که اهمیت ویژهای دارند، "پروژههای تحقیقاتی جامع "، و پروژههایی که به مسایل اضطراری سیاستگذاری میپردازند، "پروژههای ویژة سیاست پژوهی " نامیده میشوند. شمار پروژههای نیرا تا کنون به 700 عنوان میرسد.

شش حوزة پژوهشی و مطالعاتی نیرا در سالهای 1995ـ1991 و سرفصلهای پژوهشی عمده و جدید در هر حوزه

حوزة یکم : آیندة بشر در فراسوی تمدن قرن بیستم

1 .تحقیقات پایه در زمینة وابستگی نژادی

2.تدوین استراتژی ایدهآل برای ژاپن در زمینة مسائل جهانی محیط زیست .

3 .آرمانهای بنیادین آمریکا و روابط آمریکا و ژاپن .

4 .تاریخ جامع روابط ایالات متحده و ژاپن .

5 .همکاری فرهنگی : وابستگی نژادی و دولت ملی .

6 .اعتیاد در جهان : مبارزه با مواد مخدر در سطح فرا ملی .

حوزة دوم : توسعة روابط بینالمللی نوین و نقش ژاپن

1 .پژوهش و مطالعهای پیرامون "نوآوری شرکتها در زمینة استخدام و امور پرسنلی ".

2 .بررسی و مطالعهای پیرامون دیپلماسی "بازدارنده ".

3 .انجام مطالعهای جامع در زمینة وضعیت "خاور میانه ".

4 .وابستگی متقابل جهانی و آیندة خاور میانه .

5 .سیاست خارجی ایالات متحده پس از جنگ سرد.

6 .تمرکزگرائی و تمرکززدائی در ژاپن و ایالت متحده : طراحی مجدد روابط فیمابین دولتها

در عصری که جهانی شدن و بینالمللی شدن به سرعت در حال افزایش است .

حوزة سوم : بازسازی اقتصاد جهان و سیاستهای اقتصادی ژاپن

1 .حل مسایل و مشکلات موجود در بهرهبرداری از زمینهای کشاورزیِ در ژاپن .

1 2 .خارج کردن صنعت انرژی از نظارت دولت .

3 .مطالعهای در زمینة سیستم اقتصادی چین .

4 .ساختار اقتصادی ایدهآل .

5 .مسائل قانونی ناشی از بینالمللی کردن فعالیتهای شرکتی .

6 .سیستمهای قانونی و سیاستهای استخدامی .

7 .اصلاحات اقتصادی در کشورهای اروپای شرقی و مرکزی .

8 .مطالعهای در زمینة محیط زیست و اقتصاد.

ژاپنی . 2 9 .سیستم قابلیت اعتماد تولیدات

10 .مطالعه در زمینة روشهای جدید مدیریت کشاورزی .

حوزة چهارم : زندگی بشر و توسعة علم و تکنولوژی

1 .مطالعهای فراگیر در زمینة مسائل مرتبط با انرژی اتمی .

2 .مطالعه در زمینة رونق دوبارة صنعت "ساخت و تولید" آمریکا.

حوزة پنجم : شیوههای جدید زندگی و ساختار اجتماعی

1 .عوامل تغییر میزان زاد و ولد در ژاپن و روندهای آتی آن .

و طراحی سیاستهائی برای رویارویی با پیامدهای این تأثیر. 3 2 .تأثیر اقتصادی "جمعیت مسن "

3 .تدوین گزارشهای پژوهشی پیرامون "سیستمهای حامی فعالیتهای عامالمنفعة شهروندان ".

4 .مطالعة تطبیقی میزان کمک به زنان شاغل، در مقیاس جهانی .

حوزة ششم : بررسی پیامدهای توسعة شهر نشینی و مسائل ناشی از آن بر نواحی بینشهری

1 .بررسی و مطالعه شهرهای جهان .

2 .سیاستگذاری اراضی ملی : ارزشیابی و چشم اندازها.

3 .مطالعه در زمینة فعالیتهای بینالمللی مناطق داخلی /[ژاپن ] .

4 .بررسی رابطه انجمنهای منطقهای و آموزش و پرورش .

3 .می دانیم که عموم کشورهای پیشرفتة صنعتی، و نیز ژاپن، از مشکلَِ جمعیت مُسنَ رنج می برند و باید برای آن راه حلی بیابند.

30 کانونهای تفکر

5 .تحقیق در مورد ارتباط میان انتقال کارکردهای سرمایه و سیستمهای مالی .

نیرا و "بده ـ بستان "های پژوهشی

1 .بده ـ بستانهای پژوهشی در سطح جهانی

رونق بخشی و اعتلای بده ـ بستانهای پژوهشی بینالمللی ، هستة اصلی فعالیتهای نیرا در زمینة سیاست پژوهی است .

از این رو، نیرا بطور جدی در این عرصه کار میکند.

تکاپوهای "بده ـ بستانی " نیرا مواردی از این دست را در بر میگیرد:

 * انجام پروژههای مشترک؛

* برگزاری سمپوزیوم با همکاری کانونهای تفکر خارجی؛

* پذیرش پژوهشگران مهمان؛

* ملاقاتهای دو جانبه .

نیرا نه تنها با ایا لات متحده و کشورهای اروپایی (انگلیس، آلمان، فرانسه، ایتالیا و کشورهای اروپای شرقی ) بده ـ بستان پژوهشی دارد، که به تازگی در حال گسترش این بده ـ بستانها با کشورهای خاور میانه ، استرالیا، ویتنام و دیگر کشورهاست . نیرا، بده ـ بستانهای چ ند جانبه را تشویق میکند . از جملة گامهایی که در این زمینه برداشته شده ، میتوان به برپایی سمپوزیومهای مشترک کانونهای تفکر ژاپن ، چین، کرة جنوبی و کرة شمالی ، و اجلاس هوکایدو که با عضویت آمریکا، کانادا، روسیه، چین، کرة شمالی و جنوبی ، مغولستان و ژاپن برگزار میشود، اشاره نمود . از دیگر فعالیتهای چند جانبة نیرا میتوان به انجام تحقیقات در زمینة "روابط بینالملل در عصر پس از جنگ سرد "، از جمله تحقیق در زمینة دیپلماسی بازدارنده اشاره نمود.

2 .بده ـ بستانهای پژوهشی در سطح کشور

(تشکیل شورای کانونهای تفکر ژاپن ) نیرا، بده - بستانهای پژوهشی و تفکری با کانونهای تفکر ژاپن را فعالانه دنبال میکند . شورای کانونهای تفکر ژاپن به ابتکار نیرا و به منظور سازماندهی و حمایت از کانونهای تفکر در مناطق مختلف ک شور، برپا شده است . در سپتامبر 1994 ،شمار اعضای این شورا به 122 کانون تفکر رسید . نیرا از پروژههای تحقیقاتی کانونهای تفکر عضو شورا، حمایت مالی به عمل آورده و نیز اجلاس سالانه کانونهای تفکر را برگزار میکند . این اجلاس، فرصتی فراهم میآورد تا کانونهای تفکر به تبادل نظر بپردازند و یافتههای پژوهشی و فکری خود را با یکدیگر مبادله کنند . بعلاوه از سال مالی 1992 به این سو، نیرا با همکاری دولتهای محلی ژاپن اجلاسهای داخلی گوناگونی را در گوشه و کنار کشور برگزار کرده است .

3 .گردآوری، تحلیل و انتشار دوبارة اطلاعات کانونهای تفکر

تجزیه و تحلیل اطلاعاتی که در کانونهای تفکرِ سایر کشورها، در زمینة سیاست پژوهی و سیاستگذاری بدست میآید، و نیز تعیین "روندهای آینده " با دقت و درستی کامل ، برای سیاست پژوهی بسیار ح یاتی و مهم است . به همین دلیل، نیرا به طرزی اسلوبمند و مداوم به گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات پژوهشی ، موضوعات پژوهشی و یافتههای پژوهشی کانونهای تفکر در سرتاسر جهان مبادرت میورزد . بعلاوه، اطلاعات فراهم آمده را در اختیار کانونهای تفکر و پژوهشگران ژاپنی و خارجی قرار میدهد . بخشی از این اطلاعات در "راهنمای جهانی کانونهای تفکر" ، "راهنمای کانونهای تفکر ژاپن " و "تقویم کانونهای تفکر ژاپن " که همگی توسط نیرا منتشر شدهاند، آورده شده است . نیرا، هم اکنون سرگرم ایجاد یک پایگاه داده برای اطلاعات گردآوری شده میباشد.

4.ایجاد مرکز اطلاعات سیاست پژوهی

به منظور گرامیداشت بیستمین سالگرد برپایی نیرا، مرکز اطلاعات سیاست پژوهی نیرا تأسیس شد . این مرکز به افتخار سالورو اوکیتا، وزیر خارجة پیشین و ر ییس شورای تحقیقات نیرا که درگذشته است ، کتابخانة سالورو اوکیتا نامیده شد. کتابخانه (که در واقع یک مرکز اطلاعرسانی میباشد )، علاوه بر ارایة مجموعة کامل انتشارات نیرا، اطلاعات مربوط به پژوهشهای سیاستگذاری در ژاپن و کشورهای بیگانه ر ا در دسترس سیاستگذاران و پژوهشگران قرار داده و بدین ترتیب ، از تکاپوهای پژوهشی در زمینة سیاستگذاری حمایت میکند . این مرکز، برای آنکه به اهداف خود برسد، بر اساس اصول زیر، تشکیل شد:

1 .ارایة خدمات در زمینة منابع و مراجع سیاست پژوهی ، جهت کمک به مراجعان در جهت

جستجوی اطلاعات مورد نظر؛

2 .ایجاد یک مرکز اطلاع رسانی غیر نوشتاری با استفاده از تجهیزات اطلاعرسانی؛

3 .فراهم ساختن امکان دسترسی به اطلاعات سیاست پژوهی در داخل و خارج از کشور و خبره

شدن در این زمینه .

انتشارات نیرا

محتوی هر شمارة این نشریه ، از میان تازهترین پروژههای تحقیقاتی که توسط نیرا به انجام رسیدهاند، انتخاب میشود. یافتههای حاصل از پروژههای تحقیقاتی معمولی نیرا در این نشریه اعلام میشوند . تا سپتامبر 1994 بیش از 700 نسخه از این نشریه منتشر شده است .

3 .راهنمای جهانی کانونهای تفکر 1993

در این کتاب طرح و چهارچوب کانونهای تفکر، تاریخچه ، زمینههای تخصصی، وضعیت کارکنان، موضوعات پژوهشی تازه و نیز بودجة آنها آمده است .

4 .تقویم کانونهای تفکر در ژاپن

این کتاب به معرفی یافتههای تحقیقی کانونهای تفکر میپردازد . خلاصه و عناوین تحقیقات انجام شده در سال مالی مورد نظرو شرحی دربارة هر کانون تفکر در این کتاب گنجانده شده است .

5 .راهنمای کانونهای تفکرِ ژاپن

این کتاب به معرفی یافتههای تحقیقی کانونهای تفکر میپردازد . خلاصه و عناوین تحقیقات انجام شده در سال مالی مورد نظرو شرحی دربارة هر کانون تفکر در این کتاب گنجانده شده است .

7 .خبرنامة نیرا

این بولتن ماهانه، اطلاعات مربوط به جدیدترین روندهای تحقیقی نیرا، اجلاسهای عمومی در دست اجرای نیرا و انتشارات مربوط به یافتههای تحقیقی را در اختیار خوانندگان قرار میدهد.

جایگاه و نقش "کانونهای تفکر"

در فرایند تدوین استراتژی امنیت ملی

مقایسة الگوهای رایج در آمریکا و فرانسه

نویسنده : رابرت رانکوئت

مؤسسه مجری تحقیق : کالج صنعتی نیروهای مسلح ایالات متحده

سازمان ناظر: دانشگاه ملی دفاع آمریکا

تاریخ نشر: آوریل 1995

برگردان : مهیار سرحدی

ویرایش فنی : سید کمال طبائیان

بازپروری و پینویسی : عقیل ملکیفر

1 .مقدمه

اندکی پس از فروپاشی اتحاد شوروی ، در پرتو وقایعی که اتفاق افتاد، از یک سو شاهد ظهور نظم به اصطلاح نوین جهانی، و از دیگر سو شاهد تغییر و تحول در این نظم بودیم . پیروزی کوبندة ائتلاف نظامی در خلیج فارس ، و ناکامی اسفبار کشورهای غربی در رویارویی با بحران یوگسلاوی ، پیامهای متناقضی به همراه دارند که باید به دقت مورد ژرفکاوی قرار گرفته، و پرده از راز و رمز آنها برداشته شود . شور و شعف ناشی از آن پیروزی ، ممکن است به همان اندازه گمراه کننده باشد که تلخکامی برآمده از این ناکامی . در نتیجة این آشفتگی، تدوین استراتژی امنیت ملی [ آمریکا ] در مقایسه با گذشته ، که استراتژی "تحدید  به امری بسیار ظریفتر و دشوارتر تبدیل شده است . سیاستگذاران 1 نفوذ"[ کمونیسم و شوروی ]حاکمیت داشت، ناگزیرند برای دستیابی به برداشتی بهتر از این فنِ بغایت پیچیده [ یعنی فن تدوین استراتژی امنیت ملی ]،  این مقاله بر آن است که فرایند تدوین استراتژی امنیت ملی را [در 2 دیدگاههای متعددی را تلفیق و ادغام نمایند . آمریکا و فرانسه ] بررسی نماید. اگر دقیقتر بگوییم، میخواهد بررسی کند که کانونهای تفکر چه چیزی را به این فرایند تزریق میکنند [ و چه نقشی در این میانه دارند ] . نیز میکوشد تا شیوههای تأثیرگذاری کانونهای تفکر را بر روند تدوین استراتژی امنیت ملی در آمریکا و فرانسه مقایسه کند . در این بررسی، از دو سند که به فاصلة زمانی چند ماه منتشر شدهاند، به عنوان شاهد مثال استفاده خ واهد شد. نخستین سند، گزارش کاخ سفید به کنگره با عنوان  . از قضا، دولت 3" استراتژی امنیت ملی مبتنی بر تعهد و توسعه " میباشد که در ژوئیة 1994 منتشر شده است

 

1 .نویسنده، به استراتژی امنیت ملی آمریکا در طول چهل سال پس از جنگ دوم جهانی تا مقط ع فروپاشی اتحاد شوروی اشاره می

کند.

2 .در جهانی که نظم دو قطبی در آن تثبیت شده، و دشمن و تواناییهایش تقریباً برای هر یک از دو طرف معلوم بود، تدوین استراتژی امنیت ملی فوت وفن پیچیده ای نمی خواست، یا دست کم در مقایسه با شرایط نوین کنونی، آنقدرها پیچیده به نظر نمی رسید. بنابراین، استراتژیستها می توانستند در اتاقهای کارشان بنشینند و با اطلاعاتی که از این سو و آن سو داشتند و با همان تسلط نسبی خود بر فنون دیروزین تدوین استراتژی، به کار فرموله کردن انواع استراتژیهای امنیتی، نظامی و ... بپردازند. با اینهمه، در همان روزها هم فهمیده شده بود که وجود کانونهای تفکر در کنار استراتژیستها، لازم است.

3 .طبق قانونی که در سال 1986) با عنوان قانون اصلاح ساختار وزارت دفاع ) از تصویب کنگرة آمریکا گذشته، دولت آن کشور موظف است همه ساله و هنگام ارایة لایحة بودجة سال بعد، گزارشی ا ز استراتژی امنیت ملی نیز در دو سطح عادی و طبقه بندی شده فرانسه نیز در مارس 1994" ،کتاب سفید در امور دفاعی " را منتشر نمود که بهرغم پا رهای تفاوتهای معنادار با گزارش کاخ سفید، شباهتهایی نیز با آن دارد که اهمیتشان کمتر از آن تفاوتها نیست . بنابراین، کتاب سفید یاد شده ، به عنوان نمونة کار طرف فرانسوی، مورد استفاده قرار خواهد گرفت . روش تحقیق عبارت بود از برقراری تماس با کانونهای تفکر متعدد و گوناگون از واشنگتن و پاریس ، مصاحبه با تحلیلگران ارشد علوم سیاسی و سیاست خارجی در برخی از سازمانهای مزبور، و بررسی کلی درونداد کانونهای تفکر به استراتژی امنیت ملی در فاصله زمانی 1992 تا نیمة سال 1994.

2 .دستاورد فرایند تدوین استراتژی امنیت ملی در دو کشور

در اشاره به دستاورد فرایند تدوین استراتژی امنیت ملی ، از گزارش کاخ سفید با عنوان "استراتژی امنیت ملی سال 1994] "که عنوان دقیق آن در سطور بالا آمد ] ، و از "کتاب سفید در امور دفاعی " یاد خواهیم کرد. تدوین استراتژی امنیت ملی سال 1994 ،استلزام قانونی دارد . منشأ این استلزام، قانون گلدواتر ـ نیکولز، مصوب 1986 میباشد که هدف و محتوای آن در بخش "44 الف، 5 "قانون ایالات متحده مندرج است و بر طبق آن ، لازم است همه ساله در قالب گزارش مذکور، چارچوب کلی استراتژی امنیت ملی آمریکا، مورد ارزیابی قرار گیرد . میتوان چنین پنداشت که این گزارش ، برای تأیید بودجة سالانة درخواستی رییس جمهور از کنگره نیز به کار میآید . در تدوین و انتشار نسخ اخیر گزارش سالانة امنیت ملی، تحت تأثیر تغییرات متعدد در دولت ، استلزام سالانه مراعات  گزارشهایی از این دست ، به مثابه اسناد سیاسی سطح بالا، به قصد ارزیابی دقیق و تفصیلی اهداف و 1 نشده است . امکانات سیاست ایالات متحده تهیه نمیشوند؛ زیرا کار در این سطح از اطلاعات تفصیلی ، موضوع و مسألة فرایندهای  به کنگره بدهد. برای آگاهی از محتوای این قانون و محتوای کلی گزارشهای امنیت ملی سالانه، که از زمان تصویب قانون مذکور تا به حال تنظیم شده است، به تک نگاشت زیر مراجعه فرمایید:

َ فرو ماندگی آمریکا در تدوین استراتژی امنیت ملی (یا استراتژی بزرگ)َ، ترجمة مهیار سرحدی، دفتر مطالعات مؤسسه، 1376.

1 .برای اطلاع بیشتر از علل و عوامل تأخیر در انتشار گزارش سالانة امنیت ملی آمریکا در سالهای اخیر، ر . ک. همان تک نگاشت.

نویسندة مقالة حاضر، علل این امر را در تغییرات دولت خلاصه می کند، به پنچ علت اشاره می کند . یکی از آنهاَ بحران مفهوم و معناَ در فهم و تقسیر شرایط نوین جهانی، و عدم و توانایی تحلیلگران آمریکا در ارایة نظریات و آموزه های مناسبی است که با این شرایط سازگار باشند. تدوین استراتژی امنیت ملی برای هر کشور، مستلزم برخورداری از بینشی ژرف، گسترده و دوربرد دربارة سمت و سوی َ آیندة جهانَ است. اینکه بدانیم و بفهمیم که دنیای بیست تا سی سال آینده چگونه خواهد بود و حوادث جهانی رو به کدام منزلگاهها و باراندازها دارند. اینک، دستیابی به این فهم که اصطلاحاً آنرا بینش استراتژیک می نامند در گرو فهمی عمیق از اسلام، انقلاب اسلامی، و ماهیت نهضت جهانی اسلام است که کلیدی ترین مؤلفة تحولات جهانی معاصر و آینده به شمار می آید ; و متاسفانه یا خوشبختانه، چنین فهمی در بین سیاستگذاران آمریکا دیده نمی شود . به حدس قاطع می توان گفت که هر چه انقلاب اسلامی و نهضت جهانی اسلام بیشتر به پیش می رود، سردرگمی آمریکاییها ودیگر هم پیمانان استراتژیک آنها نیز افزونتر می شود. متمرکزتر، نظیر بررسیهای پایین به بالا در وزارت دفاع است . بلکه مقصود آنها، ترسیم دیدگاهی کلی و وسیع از استراتژی امنیت ملی آمریکا در سطح بینالمللی است . کتاب سفید فرانسویها هم همین مق صود کلی و گسترده از ارزیابی استراتژی امنیت ملی را دنبال میکند . چون بین قوای مجریه و مقننه در حکومت فرانسه توازن قدرت برقرار نیست ، کتاب سفید به عنوان یک طرح ابتکاری توسط نخست وزیر نوشته شد، بی آنکه چارچوب رسمی از پیش مقرر شده ای موجود باشد. چنانکه در مقدمة کتاب سفید میخوانیم، مقصود رسمی از تهیة آن با چنین عباراتی بیان شده است : "کسب درکی بهتر از دوران حاضر و نقش نیروهای مسلح ما [ فرانسه ] در این دوره؛ ملاحظة سیاست دفاعی از چشماندازی بلند مدت، که برای چنین سیاستی ضروری و گریزناپذیر است، همراه با طرح و تبیین مسایل دفاعی برای مردم فرانسه و جلب حمایت آنان ". این نکته شایان توجه است که نسخة قبلی کتاب سفید، 22 سال پیش منتشر شده بود . این فاصلة طولانی را میتوان معلول ثبات نسبی بینش عمومی دنیا نسبت به مسایل جهانی در طول دورة جنگ سرد دانست . نیز میتوان آنرا بازتاب اتفاق نظری دانست که فرانسویان از دیرباز و بهرغم تحولات سیاسی داخلی مربوط به این دوره ، در مواضع استراتژیک ملی داشتهاند. در طول این دوره، هر بار که پای روز آمدسازی دورهای لوایح طرحریزی میان مدت نظامی به میان میآمد، تجدید نظرهایی در استراتژی امنیت ملی فرانسه نیز صورت میگرفت . اما تغییرات شگرفی که پس از فروپاشی اتحاد شوروی رخ داد، ضرورت بررسی مجدد و ژرفن اک استراتژی امنیت ملی [ فرانسه ] را به وضوح ، آشکار نمود. هدف اصلی کتاب سفید این نیست که پارلمان را [ از اوضاع کنونی ] مطلع کند؛ که بیش از هر چیز، درصدد روشنگری اذهان جامعه است . این کتاب نیز همچون گزارش استراتژی امنیت ملی 1994 آمریکا، مفهوم بسیار گستردهتری از امنیت ملی را در نظر دارد و از رویکرد صرفاً نظامی به امنیت ملی ، که تا چند سال پیش رایج بود، فاصله میگیرد. کتاب سفید بر خلاف گزارش استراتژی امنیت ملی 1994 ،و در مشابهت بیشتر با بررسیهای پایین به بالا [ بررسیهای تفصیلی وزارت دفاع آمریکا ] ، ساختار و نظام نیروهای مسلح را نسبتاً به تفصیل مورد ملاحظه قرار میدهد. صرف نظر از این تمایزهای فنی ، میتوان به تفاوتهایی اشاره کرد که بین کتاب سفید و گزارش استراتژی امنیت ملی 1994 در باب مفهوم امنیت وجود دارد و بیشتر جنبة رویکردی به خود میگیرد . مثلاً، استراتژی امنیت ملی 1994 ،توجه خاصی به دکترین "تعهد نیروهای مسلح ایالات متحدة آمریکا به حضور در خارج از کشور "(!) مبذول داشته، که نشانگر یکی از مسایل عمده و همیشگی مورد توجه مردم آمریکا (!) میباشد. به این نکتة حایز اهمیت نیز باید اشاره شود که در استراتژی امنیت ملی 1994 ،مبحثی در باب مسایل زیست محیطی گنجانیده شده که جای آن در کتاب سفید خالی است . اما کتاب سفید مشتمل بر مبحثی دقیق دربارة مسایل اجتماعی ـ فرهنگی، همچون رابطه ملت و نهاد نظامی آن است، که گزارش استراتژی امنیت ملی سال 1994 از آن بی بهره میباشد. کند و کاو بیشتر در باب تفاوتهای محتوایی این دو سند، بسیار جالب توجه اما به دور از مقاصد مقالة حاضر است . تنها به این نکته اشاره میکنیم که تفاوتها بیشتر به ملاحظات موردیِ سیاست داخلی هر کشور در زمان نگارش اسناد بستگی دارد تا به ویژگیهای بنیادیتری در مورد آنچه که اصطلاحاً منش کلی نامیده میشود.

3 .فرایندهای تدوین استراتژی امنیت ملی در دو کشور

1ـ3 .ایالات متحده

[ تدوین ] و انتشار گزارش استراتژی امنیت ملی 1994 آمریکا، همانند اسلاف آن ، دستاورد یک فرایند بینِ سازمانی بود، که شورای امنیت ملی نقش محوری را در آن ایفا میکند. تنی چند از کارکنان ارشد شورا، متصدی تهیة طرحهای مقدماتی بوده ، و به عنوان محور اصلی فرایند، انجام وظیفه میکردند. تهیة طرح مقدماتی در ژوئیة 1993 و مبتنی بر چارچوب استراتژیکی آغاز شد که بطور موازی در بررسی پایین به بالای وزارت دفاع نیز مورد استفاده قرار میگرفت . کلینتون که در زمان آغاز تهیة این سند، تنها شش ماه از شروع دورة ریاست جمهوریاش میگذشت ، تصریح نمود که برخی جنبههای خطمشی اعلام شده از سوی وی در طول مبارزات انتخاباتی نیز باید در این سند گنجانیده شوند . نخستین طرح مقدماتی، که در اوت 1993 آماده شد، بهجای آنکه بلافاصله بین دستگاههای مختلف توزیع شود، مبنای شش خطابة مهم دربارة سیاست خارجی قرار گرفت که رییس جمهور و اعضای کابینة وی در ماه سپتامبر ایراد کردند . سپس، با استفاده از نظرات ابراز شده در واکنش به این خطابهها، تیم تدوین کنندة استراتژی امنیت ملی ، توانست دومین طرح مقدماتی را تهیه نماید که تا پایان اکتبر به دستگاهها و بخشهای دیگر تسلیم شد . آنگاه در انتهای سال، هنگام آن رسید که وزارت دفاع ، لایحة بودجة خود را در اختیار کاخ سفید بگذارد. در این زمان، به روشنی آشکار شد که این دو فرایند، یعنی فرایند بودجهریزی [ نظامی ]و فرایند تدوین استراتژی امنیت ملی، که تا آن هنگام از یکدیگر مجزا بودند، باید به یکدیگر بپیوندند. پس، سومین طرح مقدماتی تهیه شد که منعکس کنندة تغییراتی بود که در آن هنگام ، تفکر استراتژیک بعضی از اقشار و طبقات تصمیمگیر را در کاخ سفید و پنتاگون ، متأثر مینمود. چون در بدو امر، دستیابی به توافق جمعی در مورد [ محتوای ] این نگارش سوم ، دشوار به نظر میرسید، تیمی کوچکتر در مارس 1994 اقدام به تهیة چهارمین نگارش طرح مقدماتی نمود که سرانجام در ژوئیة 94 ،تأیید و منتشر گردید. نویسندگان این سند برآنند که انتشار آن ، بجز از سوی مخاطبان بسیار متخصص ، گویی عمداً نادیده انگاشته شده است . فرایند تهیة سند مذکور، در مجم وع یک سال تمام به درازا کشید که ضمن آن ، بر اثر دخالتها و تداخلهای متعدد با دیگر فرایندهای دولتی ، دوبارهکاریها و تکرارهای ناخوشایند و زحمت آفرینی به بار آمد، و این احتمالاً برای فرآیندی که به قرار معلوم باید همه ساله تکرار شود، بهتری ن حالت نیست . با اینهمه باید اشاره کرد که استراتژی امنیت ملی 1994 ،نخستین صورتبندی استراتژی امنیت ملی ، توسط یک دولت دمکرات ، پس از فروپاشی اتحاد شوروی بود، و این امر در شرایطی جامه عمل پوشید که زمینة کاهش بودجههای نظامی در داخل کشور فراهم بود و در خارج از کشور نیز، موقعیتهای نامساعد متعددی (نظیر بحران سومالی، بوسنی و غیره ) پدیدار شده بود. بدینسان، میتوان دشواریهای پیش روی آنرا توجیه نمود.

2ـ3 .فرانسه

انتشار کتاب سفید دفاعی در فرانسه ، بر خلاف گزارش سا لانة امنیت ملی رییس جمهوری آمریکا، دست کم از لحاظ نظری، رویدادی استثنایی بود . به همین دلیل، شکلگیری و شکوفایی آن زاییدة فرآیندی خاص بود . بدین منظور، نخست وزیر در تاریخ 26 مه 1993 ،وظیفة تهیة آنرا بر عهدة یک هیأت ویژة بین سازمانی به ریاست نایب رییس شورای دولتی گذاشت . بیست تن از مقامات بلند پایة وزارتخانههای گوناگونِ ذیربط ، همراه با چهار کارشناس مستقل از جمله رییس موسسة ارتباطات بینالمللی فرانسه و رییس افتخاری شرکت خودرو سازی رنو نیز در زمرة اعضای هیأت بودند. هیأت برای تدوین سند نهایی ، از شیوة تقسیم کار مرسوم [ در شوراهای دولتی ] استفاده نمود، یعنی چند هیأت فرعی تشکیل داد که هر یک از آنها به یکی از مواردی همچون سرفصلهای ذیل پرداخت :

1 * چشمانداز [ نظام ] جهانی و روندهای استراتژیک

؛

* اروپا و مسألة دفاع؛

* منابع مالی؛

* بنیة صنعتی؛

* منابع انسانی .

در عین حال، وزارت دفاع نیز برای ساماندهی مشارکت خود در این امر، گروههای کاری مختلفی تشکیل داد که باید اطلاعات و دیدگاههایی را در اختیار هیأتهای فرعی [ تدوین کنندة کتاب سفید ] قرار میدادند که بازتاب دیدگاههای وزارت دفاع باشد. این گروهها میتوانستند اطلاعات و ایدههای زیادی را از منابع غیر دولتی ، نظیر پیمانکاران صنایع دفاعی ، بدست آورند. سرانجام، همة این تلاشها پس از یک دورة نه ماهه به پایان رسید و دستاورد آن سندی بود در یکصد و سی صفحه، که دو پیشگفتار، یکی از سوی نخست وزیر و دیگری از سوی وزیر دفاع ، بدان افزوده شد. سند، پس از بحث و گفتگو در شورای دفاع در 16 فوریه توسط رییس جمهور ، فرانسوا میتران تأیید، و در 23 فوریه به کمیتههای دفاعی مجلسین تقدیم شد. مطبوعات و رسانههای داخلی در همان روز، اخبار مربوط به این سند را منتشر کردند . چون سند در قالب کتاب سفید منتشر شد، لزومی نداشت که برای تصویب به پارلمان تسلیم گردد.

1 .خوانندة محترم عنایت دارد که این یعنی : آینده نگری استراتژیک و بررسی سمت و سوهای نظام جهانی در گسترة بین المللی .

کاوشی از این دست، در سر لوحة فعالیتهای تدوین استراتژی امنیت ملی قرار دارد. بعلاوه، هدف از آن عرضة یک چارچوب استراتژیک کلان برای اقدامات بعدی دولتی ، و بطور مشخص برای تحقیق و بررسی و تصویب لایحه طرحریزی میان مدت نظامی ـ دورة 2000ـ1995 ،توسط پارلمان بود که میبایست در نشست پاییز 1994 به پارلمان تسلیم شود.

4 .نقش کانونهای تفکر در فرایندهای سیاستگذاری آمریکا

41 .کانونهای تفکر آمریکایی

مقصود از این بررسی ، کاوشی عمیق در ماهیت کانونهای تفکر آمریکا نیست . با وجود این شگفتانگیز است بدانیم که هر تعریف پیشنهادی برای اطلاق ب ر گسترة گروهها، شرکتها، سازمانها و ... که معمولاً کانون تفکر به شمار میآیند، با دشواریهایی مواجه خواهد بود. تعریف جیمز ای . اسمیت از کانونهای تفکر چنین است : "... موسسات طرحریزی و مشورتی، گروههای پژوهشی خصوصی و غیر انتفاعی که در حواشی فرایندهای رسمی سیاسی کشور فعالیت دارند." گرچه این تعریف، جامع ویژگیهای اساسی بسیاری از کانونهای تفکر است ، اما سازمانهای مهمی نیز یافت میشوند که در عین ناخوانی با تعریف بالا، بی تردید کانون تفکر واقعی به شمار میآیند . از جمله میتوان به موسسة مطالعات امنیت ملی، که در واقع بخشی از وزارت دفاع است؛ یا به نشریة بینالمللی نیروهای مسلح که بیشتر به دنیای رسانهها تعلق دارد؛ و یا به مؤسسه رند، که بسیاری از ویژگیهای یک بنگاه خدماتی و مشورتی "معمولی " را داراست، اشاره نمود. به گمان من، صرفنظر از شکل قانونی ، وضعیت مالی، نوع مالکیت خصوصی یا دولتی و یا منشأ اعتبارات مالی، خصلت اساسی کانونهای تفکر همانا مقصود مشترک آنها یعنی اثرگذاری بر فرایندهای سیاسی از حواشی است . افق زمانی تأثیر و استراتژی هر یک از کانونهای تفکر برای دستیابی به این تأثیر در هر مورد متفاوت است . لیکن تمامی کانونهای تفکر چنین مقصودی را دنبال میکنند و در حواشی فرآیند رسمی ، یا اگر دقیقتر بگوییم ، در نقطة تقاطع این فرآیند با بخش خاصی از دنیای "خارج " عمل میکنند. در گفتگوی میان دو دنیای [ متفاوت ] ، این کانونها نقش مؤثری در صورتبندی پرسشها و پاسخهای هر دو ایفا میکنند : دنیای آرای مردم و کارشناسان آن، و دنیای دیوانسالاریهای حکومتی . در چنین گفت و گویی که "... حتی امکان طرح پرسشهای جدی، به زبان منطقی و همه فهم ، وجود ندارد، چه رسد به اینکه پاسخی برای آنها یافت شود " و روز بروز بر این معضل افزوده میشود، این کانونها به عنوان واسطه و مفسر عمل میکنند . کانونهای تفکر هم به تغذیة دیوانسالاریها با ایدههایی که خود دیوانسالاران فرصت کاوش آنها را ندارند، کمک میکنند ـ و این نقش را "کارگزاری ایدهها" مینامیم ـ و هم به نشر و اشاعة این ایدهها برای ایجاد اتفاق نظر دربارة آنها . اینها، همانطور که جیمز ای . اسمیت به زیبایی تصویر میکند، "شریانهای اصلی هستند که دانش در آنها جاری میشود و همچون اکسیژن، توسط جریان خون حیات سیاسی جامعه، جذب میگردد".

2ـ4 .در کانونهای تفکر چه مسایلی و چگونه مطرح میشوند؟

1-2-4 .نقش ایالات متحده در جهان

مقولة بنیادیتری که باید ضم ن بررسی فرآیند تدوین استراتژی امنیت ملی آمریکا مورد توجه قرار گیرد، تصوری است که این کشور از نقش خود در جهان آینده دارد . این، در ایالات متحده مسألهای بسیار بحثانگیز بوده و هنوز هم هست . در دوران پس از جنگ سرد، آن تضاد سنتی که م یتوان آنرا به طور تمثیلی ، صفآرایی دیدگاه انزواگرایانه در مقابل دیدگاه جهانگرایانه در باب نقش مذکور توصیف نمود، بار دیگر سر بر آورده است؛ و این بار در دورنماهایی جدید در مورد جنبههای اقتصادی ، اجتماعی یا فرهنگی این بحث . دقیقتر آنکه گرانیگاه بحث فوق این نیست که آیا ایالات متحده باید به داخل قارة [ آمریکا ] عقب نشینی و بر مشکلات داخلی خود تمرکز کند یا نه . بلکه اینک جدل بر سر آن است که دقیقاً کدام "منافع ملی " در خارج از مرزهای کشور مورد مخاطره قرار گرفتهاند و ملت [ در واقع دولت ] آمریکا مایل است چه بهایی برای حفظ آنها بپردازد . کانونهای تفکر به طرز گستردهای دربارة این مقوله به بحث و گفتگو پرداختهاند. بنیاد هریتیج، که گرایشهای محافظهکارانه دارد، حامی و مبلغ تعهد "کمتر انحصاری " آمریکا بوده است . چنانکه مثلاً دوگ سییی ارزیابی میکنند که : "آمریکا نه نیاز دارد و نه در دراز مدت تمایل دارد که بخش عمدة بار سنگین حفظ نظم در اقطار عالم را بر دوش بکشد اما حفظ این نظم برای آمریکا، منافع انکار ناپذیری در بر دارد . تنها با ترغیب هم پیمانان گذشته و آینده در جهت پذیرش سهم معقولی از این بار است که آمریکا میتواند با آسودگی خاطر، از ایفای نقش بارکش اصلی دست بشوید!". در عین حال، موسسة بروکینز که هوادار حزب دمکرات است ، اتخاذ موضع قاطعتری را در قبا ل تعهد جهانی پیشنهاد میکند. مثلاً با تبلیغ و ترویج طرز تفکر ویلیام پری [ وزیر دفاع سابق ] دربارة امنیت بر پایة همکاری . چنانکه وی میگوید: "هدف از طراحی یک نظام امنیتی بر مبنای همکاری ، به حداقل رساندن هر گونه از اقدام به درگیری، 1 تلفات و خسارات نظامی ناشی از نبرد، باز داشتن ممالک وحشی و تدارک یک نیروی نظامی چند ملیتی برای در هم شکستن هر کشور مهاجم در صورت عدم توفیق اقدامات بازدارنده ".

1 .لازم به تذکر نیست که صفتهایی از این دست، صرفاً در حوزة طراحان جنایتکار و ضد تمدن پنتاگون است و مترجم صرفاً جهت

حفظ امانت آنرا ترجمه نموده است.

در آنسوی پیوستار سیاسی، که آزادیخواهان قرار دارند، موسسة کاتو نسبت به هر نوع درگیری آمریکا در آنچه که به منزلة مشکلات برونی قلمداد میشود، هشدار میدهد، درگیرییی که برای ایالات متحده ، مخاطرات بی دلیل و فشار حکومتی سنگینی بهمراه خواهد داشت : "در عصر پیشایندة روابط بینالملل، حتی برای کشورهای بزرگ ـ و اگر کسی هنوز اصرار دارد، حتی برای تنها ابرقدرت باقیمانده ـ بسی بهتر است که با شرایط نوین نظام بینالمللی هماهنگ شوند تا اینکه الی الابد به اقداماتی هر اندازه جالب توجه و ظاهر فریب برای کنترل سیر وقایع جهانی متوسل گردند". رویهم رفته، اکثریت قابل توجهی از کانونهای تفکر در مورد لزوم ترویج و تبلیغ راهکارهای منطقهای به عنوان جایگزینی برای دخالت ایالات متحده ، از طریق انتقال هر چه بیشتر مسؤولیتها به قدرتهای منطقهای و تکیة بیشتر بر ساختارهای امنیتی منطقهای، اتفاق نظر دارند. پاتریک ام . کرونین، عضو ارشد موسسة مطالعات امنیت ملی ، در این باره چنین استدلال میکند: "بهترین راه تعقیب منافع ایالات متحده در سطح بینالمللی، همسو سازی قدرتها [ ی 1 منطقهای ] با متحدین کلیدی ماست ". این دیدگاه تا حدی یادآور آرای ویلسون میباشد . تمامی این ایدهها، که در عین تناقض در بطن فوریترین مسأله پیش روی ایالات متحده قرار دارند، در گزارش استراتژی امنیت ملی 1994 بازتاب مییابند و این هنگامی است که گزارش مذبور تصدیق میکند که : "... روشن است که ما نمیتوانیم ژاندارم جهان باشیم، اما این نیز واضح است که باید 2 رهبری جهانی را بر عهده گیریم ".

 

1 .همان سیاستی که اکنون برای همسوسازی برخی از همسایگان ما با رژیم غاصب صهیونیستی تعقیب می شود.

2 .مثلی است معروف که می گوید : آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت . سرشت حفیقت جوی جهان، که به دست توانایَ سیراب شدگان کوثر عاشوراَ، بت اهریمنیَ ژاندارم جهانَ را در هم کوبید، دیگر کجا مجال خواهد داد که این جرثومة فساد جانی دوباره بگیرد، و بر سکوی رهبری جهان آینده بیشیند . این، حق الهی آنان است که به عنایات خاصة ولی االله الا عظم (عجل االله تعالی فرجه الشریف) و به دعای حضرت روح اللهی (قدس سره الشریف) مستظهرند و دست در دست خلف مؤید او، هوشمندانه و متوکلانه به پیش می روند تا در گوش های حق نیوش مستضعفان جهان زمزمه کنند که: َ زمین را وارثانی است حقیقی، وآن مظلومان و مستضعفان جهانندَ.

هر چند "جهان رهبری "، آرمانی است که بخوبی از طرف مردم آمریکا پذیرفته شده ـ یا دست کم در عین ناشناختگی، جذاب است ـ با اینهمه نمیتوان از گزارش استراتژی امنیت ملی سال 1994 به روشنی دریافت که دقیقاً کدام منافع ملی، پذیرش این رهبری جهانی را ارزشمند میسازند؛ بویژه که نهایتاً این جهان رهبری به بهای جان آمریکاییها تمام خواهد شد. کانونهای تفکر، پاسخهای احتمالی چندی به این پرسش دادهاند. همانگونه که موسسة کاتو به سیاستگذارن هشدار میدهد، میتوان این مسأله را به شیوهای منفی مطرح نمود: "به جای پذیرش مخاطرات جدی و ناگوار، د ر مواقعی که منافع حیاتی ایالات متحده در خطر نیست، آمریکا باید خود را از مناقشات منطقهای که ممکن است به رویارویی هستهای بیانجامد، دور نگهدارد". بعضی از منافع ویلسونی، که در کابینههای قبلی محبوب سیاست خارجی آمریکا بودند، مقبول بنیاد هریتیج نیستند: "آمریکا از منابع نامحدودی برخوردار نیست تا آنها را بر سر مبارزة پایان ناپذیر در راه دمکراسی و حقوق بشر تلف نماید!" این مسأله را به گونهای قاطعتر نیز میتوان صورتبندی کرد، یعنی به همان ترتیبی که بنیاد هریتیج پ یشنهاد نموده است : دستهبندی مقولات قابل تصور به ردههای حیاتی ، مهم، و حاشیهای . این رویکرد، که مورد تأکید موسسات دانشگاهی نظامی مثل دانشگاه دفاع ملی نیز قرار گرفته ، ای بسا که برای انطباق با انعطافپذیری سیاسی ، بیش از اندازه منطقی باشد. احتمالاً به همین دلیل است که در گزارش استراتژی امنیت ملی 1994 ،تمرکز بر هدفهای کلیتری همچون "بالا بودن امنیت کشور" ، "گسترش رفاه داخلی " و "گسترش دمکراسی " ، بدون توجه بیشتر به ماهیت حقیقی پیوندهای عینی میان این اهداف کلی و مسایل واقعی "امنیت ملی " ارجحیت یافتهاند. میتوان اِن قُلت آورد که این هدفها آنقدر کلی هستند که به راحتی میتوان بر حسب ضرورت ، هر گونه مسأله خارجی یا داخلی ، اقتصادی یا سیاسی را که از دید دولت حایز اهمیت باشد، به عنوان م سألهای مربوط به "امنیت ملی "، در لوای آنها جای دارد. واقعیت نیز آن است که گزارش استراتژی امنیت ملی 1994 ،زیر مقولة کلی منافع ملی ، طیف بسیار وسیعی از دلمشغولیها را جای داده است . مثلاً در این سند، تأکید عمیقی به مسایل زیست محیطی شده، که گویی پژواک گفتههای ام . زنر از موسسة ورلدواچ است : "تهدیدهای زیست محیطی که بالقوه میتوانند سیارة ما را غیر قابل سکونت نمایند، بشریت را ناگزیر میسازند تا امنیت ملی را در قالب بسیار گستردهتری از آنچه توان تسلیحاتی تضمین میکند، مورد ملاحظه قرار دهد".

3ـ2ـ4 .منابع

همین تصور کلی، به استراتژی امنیت ملی 1994 امکان میدهد در مورد واکنش مناسب در قبال هر گونه تهدید نسبت به این منافع ، موضعی بسیار گنگ و مبهم در پیش گیرد، هر چند ممکن است این ابهام ، یکی از عناصر یک استراتژی خوب باشد ـ طبق گفتة مشهور سون تسو : "بنیاد کار جنگ همه بر فریب است ". همچنین به این وسیله، امکان هر گونه تطبیق و تغییر لازم سیاست ، در فن دشوار تخصیص منابع ، حفظ میگردد. با وجود این، گرچه سند مذکور، در هر گونه ارزیابی دقیق از قالب کارساز نیروها برای برآوردن مقتضیات استراتژی ، جانب احتیاط را نگه میدارد، اما به گونهای عاقلانه به منشأ عام هر گونه قدرت ملی ، یعنی اقتصاد ، اشاره مینماید. استراتژی امنیت ملی 1994 ،در پاسخ به مدعای نورمن دی .له وین از موسسة رند مبنی بر : "پیوند عمیقتر میان اهداف سیاست خارجی ایالات متحده و مقاصد داخلی، بویژه اقتصادی "، مقاصد اقتصادی نظیر ارتقای رقابتجویی آمریکا، بسط و توسعة شراکت [ وزارت دفاع ] با بخشهای تجاری و کارگری ، و بالا برد ن دسترسی به بازارهای خارجی را، چنان مورد تأکید قرار میدهد که تردید چندانی در این باره باقی نمیگذارد که دولت عزم خود را برای گسترش 1 صنایع دفاعی آمریکا، جزم کرده است .

3ـ4 .کانونهای تفکر آمریکا چگونه عمل میکنند؟

از این بررسی کلی در باب پیوند میان مسایل مورد بحث در انتشارات کانونهای تفکر با محتوا و مضمون استراتژی امنیت ملی 1994 ،میتوان دریافت که این کانونها عمدتاً از طریق جزوهها و کتابهایی که منتشر میکنند، عمل آفرینش و تزریق ایدهها به فرآیند سیاستگذاری را انجام میدهند. البته چنین دریافتی از سنجش اثرات واقعی این انتشارات ، راه افراط پیموده است . بعلاوه، این انتشارات، اگر نگوییم پسمانده ، دست کم از اثرات جنبی فعالیتهای حقیقتاً ارزش افزایندة کانونهای تفکر در نقش "کارگزاران اندیشهها" ، "کارگزاران مغزها" و "گردانندگان شبکههای شخصی " میباشند. این سه نقش را به اختصار توضیح میدهیم .

1ـ3ـ4 .کارگزاران اندیشهها

اصطلاح فوق، که از عنوان کتاب بسیار آموزندة جیمز ای . اسمیت وام گرفته شده ، تا حد زیادی تجلی بنیادیترین و اصلیترین فعالیت کانونهای تفکر است . خواه اعضای کانونهای تفکر خالق ایدههایی بکر و بدیع باشند (که جای تردید است )، و خواه، به احتمال بیشتر، به ترکیبی جدید یا کاربردی تازه از ایدههای موجود راه ببرند، برونداد ایشان، اساساً تفکری است . این الگوهای آرمانیِ "تحلیلگران نماد پرداز"، فرآوردههای فکری خود را به مشتریان بیشماری عرضه میکنند. و از همه بیشتر به مقامهای ارشد، کارکنان دستگاههای دولتی یا ستاد کاخ سفید،

 

1 .برنامة علوم و تکنولوژی دفاعی سال 1994 آمریکا تصریح می کند که وزارت دفاعی این کشور، مهمترین سرمایه گذار در همة زمینه های گزیدة تکنولوژی پیشرفته است، و تقریباً در تمام پروژه هایی که در بخشهای مختلف جامعه، به قصد توسعة این تکنولوژیها اجرا می شود، شراکت مالی و تجهیزاتی دارد.

که در صحنة بسیاری از دستگاهها، انجمنها، دیوان ها و وزارتخانههای دولتی نقش آفرینان واقعی فرآیند سیاستگذاری هستند. سپس، به مقامهای سیاسی عالیرتبة دولت یعنی وزیران و معاونان آنان ، رییسان انجمنهای گوناگون و سایر مشاوران ویژه؛ و سرانجام به آرای عمومی، یا دست کم به آگاهان آن که جامعة دفاعی را تشکیل میدهند. در ضمن این فعالیت ، مجاری متعددی مورد استفاده قرار میگیرند، که در هر مورد باید با مقصود مورد نظر انطباق یابند. امکان دستیابی به شخصیتهای بلند پایة سیاسی ، نظیر افراد دولتی ، در مراسمی همچون گردهماییها یا همایشها، که از ایشان دعوت میشوند تا ناطق اصلی جلسه یا سخنران غیر رسمی بوده و به اظهارات شرکت کنندگان گزیده در میزگردها گوش بسپارند، بیشتر است . بنابراین، تشکیل اجتماعهایی از این دست ، بخشی بزرگ ـ و غالباً سودآور ـ از فعالیت کانونهای تفکر را در بر میگیرد . نحوة ارتباط و برخورد با نقشآفرینان ارشد در ردههای میانی غالباً عمیقتر است : سمینارها و کارگاههای [ آموزشی ] متمرکز که شمار اندکی از سردمداران را جمع میکنند، به اعضای کانونهای تفکر امکان میدهند تا با آنها به تع امل و تبادل نظر پرداخته ، دیدگاههای خود را ارایه نمایند . این تعامل "خصوصی "، اغلب از طریق رویدادهای رسمی و عمومیتر، نظیر ارایة گزارش شفاهی به کمیسیونهای کنگره ، تکمیل میشود. طبیعی است که فرصت و بخت اینگونه تعاملهای [ خصوصی ] مستقیم، به میزان نزدیکی، یا همسویی و وفاق یک کانون تفکر با دولت حاضر در صحنه ، بستگی دارد. احتمالاً به همین دلیل است که مثلاً تحلیلگران مؤسسه مطالعات امنیت ملی وزارت دفاع یا افرادی از موسسة بروکینگز، در روند تدوین ان .اس . اس . 94 توسط دولت دمکرات فعلی، در این نوع تعاملهای مستقیم از دیگران فعالتر بودهاند. این گفته بدان معنا نیست که کانونهای تفکر مخالف ، منفعل و بیتفاوت باقی ماندهاند . برای مثال، بنیاد هریتیج، در ارایة دیدگاههای خاص خود در باب استراتژی امنیت ملی، از طریق انتخاب دقیق و مناسب مخاطب ـ یعنی نمایندة جمهوریخواه، نوت گینگریچ رییس کنونی قدرتمند مجلس نمایندگان ـ بسیار فعال بوده است . از جمله اقداماتی که به این ترتیب به عمل میآید، طرح و پیشنهاد ماده قانونهایی نظیر لایحهای با عنوان "قانون امنیت ملی، سال 1995 "است که با مهارت و کاردانی پرداخته شدهاند . همة این همایشها، سمینارها و یا نشستهای خصوصی ، زایندة فعالیت مهم دیگری هستند: تدوین و انتشار مکتوبات، تدوین مقالات، کتابها، مجموعة گفتارهای همایشها و غیره، که بخش قابل توجهی از فعالیت کانونهای تفکر، و نیز منبع درآمد آنها را (تا حد 50 (%تشکیل میدهد. اما همة اینها، نه اصلیترین مجرای عملکرد کانونهای تفکر، که بیشتر، نشانههایی است که ناظران بیرونی میتوانند بر اساس آنها، فعالیت درهم کنشی مستقیم کانونهای تفکررا پیگیری نمایند.

2ـ3ـ4 .کارگزاران مغزها

کانونهای تفکر تنها در محدودة اندیشهها کار نمیکنند، بلکه معمولاً، به پشتوانة افراد، مغزها را نیز جابجا میکنند . اینکه تحلیلگران سیاسی ارشد، یا انواع گوناگون پژوهشگران و ابسته به کانونهای تفکر، به منصبهای سیاسی ارشد در دولت یا کنگره، و بالعکس، برسند، گونة ارزشمندی از تعامل کانونهای تفکر با فرآیند سیاستگذاری است ، که نمونههای آن بسیار معروف است . این شیوه، که به نام "درِگردان " شناخته میشود، بارها استفاده شده است . دکتر ادوارد وارنر از موسسة رند، به عنوان معاون دبیر بخش استراتژی و استلزامات پنتاگون به سرپرستی فرآیند بررسیِ پایین به بالا [ ی استراتژی نظامی ] رسید. والتر اسلوکومبه از موسسة بروکینگز آغاز کرد، و اینک معاون وزیر د ر امور سیاستگذاری است . وزیر دفاع، ویلیام پری، نیز دیدگاه خویش از امنیت مبتنی بر همکاری را، به عنوان وابستة ممتاز تحقیقاتی در موسسة بروکینگز، با همکاری جان دی . اشتاین برگر و اَش کارتر (معاون دبیر در امور سیاست امنیتی و بینالمللی ) پرورش داده و تبیین نمود. موسسة امریکن اینترپرایز، پذیرای وابستههای تحقیقاتی ممتازی همچون دیک چنی ، وزیر سابق دفاع، و یا جیان کرک پاتریک، فرستادة [ ایالات متحده ] به سازمان ملل است ، حال آنکه موسسة سی . اس . آی . اس . حضور افرادی نظیر هنری کیسینجر، زبیگنیو برژنسکی ـ هر دو نفر مشاور امنیت ملی و اولی وزیر [ اسبق ] امور خارجه ـ و جیمز شِله زینگر، که دو دوره به وزارت رسیده را مغتنم میشمارد . و احتمالاً، یکصد و چهارمین همایش حزب جمهوریخواه در آیندة نزدیک، فرصتی نصیب بنیاد هریتیج میکند تا ببیند که برخی از تحلیلگران وی ، نقش مستقیمی در کنگره برعهده میگیرند، یعنی جایی که خواهند توانست سیاستهایی را که طی سالیان متمادی از طریق [برنامة ] "اختیارات رهبری " مشغول طراحی آن بودهاند، به اجرا درآورند. اینکه بگوییم این افراد و اندیشههایشان ، صرفاً محصول کانونهای تفکرند، ادعای درستی نیست . روشن است که افراد استقلال اندیشه و عمل دارند . اما کانون تفکر، جایی است که سیاستمداران از طریق همکاری با پژوهشگرانی که هستة دایمی آنرا میسا زند، فرصت و موقعیتی مییابند تا به صورتبندی ، پرورش، تضارب، پربار کردن، اثبات، و  حضور در کانونهای تفکر برای ایشان موقعیتی فراهم میسازد تا از 1 سرانجام نشر و اشاعة اندیشههایشان بپردازند . طریق شبکة آنها، به گروه مخاطبان گزیدهای دسترس ی یابند. در مقابل، وقتی مقامات بلند پایة سابق به کانونهای تفکری که پذیرای ایشانند پا میگذارند، حال و هوای بینهایت ارزشمندی به همراه میآورند که موفقیت رویدادهای

 

1 .همة ما باَ فرصت مطالعاتیَ برای استادان دانشگاه آشنا هستیم . حضور مدت دار سیاستمداران کار کرده در کانونهای تفکر و همکاری ایشان با متفکران شاغل دراین کانونها، چون یک َ فرصت تفکریَ تلقی می شود که به آنان امکان می دهد تا تجارب حاصل از فعالیت سیاسی و اجرایی خود را با اندیشه ها و آرای موجود در کانونهای تفکر تلقیق نموده و به چارچوب اندیشگی نوین یا عمیق ترین و پخته تری دست یا بند; و هر گاه دوباره به عرصه های اجرایی سیاسی بازگردند، حرفهای تازه ای داشته باشند . از این گذشته، مشغله های اجرایی معمولاً مانع نگارشش اندیشه هاست ; اندیشه هایی که به هر حال با تجربه و واقع بینی عجین اند و هرگاه نوشته شوند، دستمایه های گرانبهایی برای دولتمر دان جوانتر و خوراک فکری نغزی برای پژوهشگران عرصه های سیاسی و سیاستگذاری فراهم می آورند. حضور اندیشمندانه در کانونهای تفکر، فرصت و حال و هوای نگارش تجربیات و اندیشه هارا نیز برای سیاستمداران مهیا می کند. سرانجام اینکه، اگر سیاستمداران با حضور مدت دار درکانو نهای تفکر، توفیق بیشتری برای بازپروری و بازنگری تجارب و اندیشه های خویش می یابند، پژوهشگران و متفکران جوانسال این کانونها نیز، که هر کدام می توانند نامزد پست ها و مشاغل سیاسی و اجرایی سطح بالای فردا باشند، فرصت ذیقیمتی پیدا می کنند تا مستقیماً و از نزدیک د ر جریان تجربیات سیاستمداران با تجرته قرار گرفته و از ایشان بیاموزند . از این دیدگاه، کانونهای تفکر همچون َ کلاس خصوصی آموزش سیاستَ و راز و رمزهای پیچیدة آن می باشند . صرفاً در چنین کلاسهاییست که هزار نکتة باریکتر از مو، نکاتی که در هیچ کتاب دانشگاهی یافت نمی شود، قابل فراگرفتن است. مورد حمایت این کانونها را تضمین میکند . این رابطة غالباً بادوام میا ن افرادی چنین خاص و کانونهای تفکر، مثل یک رابطة همزیستی به سود هر دو طرف خواهد بود.

3ـ3ـ4 .کانونهای تفکر در نقش گردانندگان شبکههای شخصی

ما ضمن توصیف کانونهای تفکر به عنوان کارگزاران اندیشهها و مغزها، یکی از دیگر ویژگیهای بنیاد ی این گروهها را نیز تصویر نمودیم . کانونهای تفکر، خواه به برگزاری نشستهای خصوصی ، سمینارهای محدود یا همایشهای عمومی بپردازند، و خواه به تبادل شخصیتهای برجسته با دولت ، در هر حال شبکهای ایجاد و آنها را اداره میکنند. این شبکهها در واقع ، گروهی از نقش آفرینانند که به پیوند دنیاهای متفاوت دولت ، تجارت، دانشگاه و نیروهای مسلح، کمک میکنند. اعضای کانونهای تفکر، در این دنیاها که دلمشغولیها و حتی زبانهای بسیار متفاوتی دارند، به نشر و اشاعة [ نظرات و آرای خود ] میپردازند. اما اندیشهها به خودی خود جریان نمییابند، و برای این منظور، نیازمند افرادند. کانونهای تفکر، مکانهایی ـ حقیقی یا مجازی ـ فراهم میآورند تا افراد گهگاه گرد هم آمده ، به تبادل نظر بپردازند. گمان من این است که به انگیزه و همچنین در نتیجة همین تبادل نظرهاست که کانونهای تفکر شبکههایی میسازند که شالوده و بنیان نظام سیاستگذاری را تشکیل میدهد . این فعالیت تا حد زیادی از نظرها پوشیده میماند، و پیگیری آن تقریباً ناممکن است .

4ـ3ـ4 .تأثیر کلی کانونهای تفکر بر استراتژی امنیت ملی سال 1994

باعث شگفتی است که تمامی نقشآفرینان فرایند مورد بحث ، در مصاحبههای انجام شده خاطر نشان میساختند که استراتژی امنیت ملی سال 1994 ،از کانونهای تفکر تأثیر ناچیزی پذیرفته است . لیکن خود ما شاهد بودهایم که مسایلی که بعضاً در سند مذکور مورد توجه قرار گرفتند، [ قبلاً ] به طور جامع توسط چندین کانون تفکر مطرح و منتشر شده بودند. بدین ترتیب، گویی تمامی این فعالیتها در حاشیة صورتبندی سند یاد شده ، یا مدتها پیشتر از آن صورت گرفته است . شاید آشفتگی در این فرایند، که پیشتر در بخش 1ـ3 از آن یاد شد، تا حدی موجبات این نقیصه را فراهم ساخته باشد؛ به نظر میرسد دولت آنقدر سرگرم اختلافهای داخلی خود بوده که نمیتوانسته است توجهی به دنیای بیرون داشته باشد. آیا میتوان این را، ناشی از اعتماد به نفس مفرط دولت دانست؟ یا برعکس ، این نتیجة ناتوانی در رؤیت افقهای دور دست است که احتمالاً باعث شده تا سیاستگذاران نوشتن سند مورد بحث را امری عبث و تشریفاتی قلمداد کنند که بهای آن ، تلاشی فکری [ و دشوار ] است که می توان آنرا صرف مسایل کوتاه مدت ، ولی حقیقتاً حادتری نظیر دگرگونی روابط با روسیه یا چین، یا بحران بوسنی نمود؟ علت حقیقی هر چه باشد، من این گسستگی پیوند میان دولت و شبکة کانونهای تفکر را زمینهساز، یا نشانة بهبود روابط میان دولت فعلی و اقشار اندیشهساز جامعه میدانم . از این چشمانداز، شگفت انگیز نیست اگر میبینیم "انقلاب جمهوریخواهان " و مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آتی در سال 1996 ،قصد احیای این رابطه و تأکید بر نیاز به نوسازی و تقویت مجادلة سیاسی را دارند؛ ک ه بدین ترتیب، نقش کانونهای تفکر در فرایند سیاستگذاری افزایش خواهد یافت . به هر روی، ممکن است همة تحلیلگران کانونهای تفکر، با این ادعای روناله دیو آزموس از موسسة رند هم صدا باشند: "اگر بناست ایالات متحده در دوران پس از جنگ سرد ب ه اتفاق نظری دست یابد، پس اظهار این دیدگاهها و تفاوتها، و بحث پیرامون آنها، بخشی گریزناپذیر و مفید از ایجاد این اتفاق نظر تازه خواهد بود".

5 .نقش کانونهای تفکر فرانسوی در فرایند تدوین استراتژی امنیت ملی

1ـ5 .شناخت کانونهای تفکر فرانسوی

محور بحث ما در این بخش ، کانونهای تفکر فرانسوی هستند و ضمن آن خواهیم کوشید تا پارهای از تمایزهای اساسی میان این سازمانها و همتاهای آمریکاییشان را ارزیابی نماییم . برای نزدیک شدن به این مسأله ، راههای متفاوتی در پیش داریم، که کارسازترین آنها مراجعة دوباره به تعریف جیمز ای . اسمیت است : ... "گروههای تحقیقاتی خصوصی و غیر انتفاعی که در حواشی فرایندهای رسمی سیاسی کشور فعالیت میکنند". متناسب با هر یک از جنبههای مطرح شده در این تعریف ، به گسترة وسیعی از الگوهای متفاوت در کانونهای تفکر فرانسه و ایالات متحده بر میخوریم . نخست، وضعیت و مرتبة این گروهها را در فرانسه بررسی میکنیم . آنچه مییابیم، گروههای بسیار متنوع است : از کمپانیهای کاملاً خصوصی "ائه رو " و "لو آدو 1901 ،"مؤسسات غیر انتفاعی نظیر "کریست " یا بنیادهایی همچون "بنیاد مطالعات دفاعی " که به تازگی تشکیل شده تا گروههای درون دولتی ، نظیر مرکز تحلیل و بررسی دفاعی وابسته به دی جی ای، و یا هیأت امور استراتژیک . در فرانسه نیز، مثل آمریکا، تعدادی از کانونها ی تفکر به دانشگاهها تعلق دارند که عموماً شامل تیمهای محدود و کوچک، و گاهی در حد یک نفر، میباشند. بجز مطالعات پروفسور اشمیت در زمینة اقتصاد دفاعی در دانشگاه پورت دوفین پاریس، این گروههای دانشگاهی معمولاً تأثیر چندانی ندارند. مؤسسة مطالعات امنیت ملی در آمریکا، که به عنوان بخشی از دانشگاه دفاع ملی فعالیت میکند، در فرانسه نمونة مشابهی به اسم "گروههای مطالعاتی و تحقیقاتی " دارد که بخشی از "مرکز عالی مطالعات تسلیحاتی " در پاریس است . میتوان بعضی از کانونهای ت فکر را دارای پیوند نزدیکتری با دنیای سیاسی دانست . بنیادهای گوناگون، "مراکز  برای گروهها یا افرادی که مقاصدی 1 مطالعاتی "، جایگاههای تبادل نظر یا به قول فرانسویها چارسوق اندیشه سیاسی را دنبال میکنند، به منزلة عرضه کننده ، اشاعه دهنده یا شتاب دهندة اندیشهها عمل مینمایند . گاهی نیز چنین مینماید که بیشتر، گونهای سرپناه موقت هستند که کارکنان ارشد سیاسی برکنار شده ، پیش از بازگشت احتمالی به قدرت، یک دورة استراحت فعال را در آن میگذرانند. [ اکنون این پرسش مطرح میشود که ] منابع تأمین اعتبار این گروههای فرانسوی کدامند؟ این بار نیز با وضعیتهای گوناگونی مواجهیم . بسیاری از کانونهای تفکر برای انجام بخش بزرگی از فعالیتهایشان به دولت وابستهاند. در اینجا، تفاوت بارزی با کانونهای تفکر آمری کایی مشاهده میشود که بیشتر آنها عمدتاً به اعتبارات خصوصی یا اهدایی متکی هستند و یا از طریق برگزاری همایشها و انتشارات سودآور، به لحاظ بودجه تا حدی خودگردانند. در سنت فرانسوی تشویق دلبستگی خصوصی [ غیر دولتی ] به اندیشههای مربوط به امنیت ملی، محلی 1 از اعراب ندارد!

2ـ5 .مقاصد کانونهای تفکر فرانسوی

آیا کانونهای تفکر فرانسوی عمدتاً در پی مقاصد آموزشی و تحقیقاتی هستند، یا برای تأثیر گذاری بر فرایند سیاستگذاری نیز میکوشند؟ در این باره نیز شباهت فراوانی با کان ونهای تفکر آمریکایی ملاحظه میشود : از متفکرین صرف ـ اگر چنین کسانی در این جهان باشند، نظیر "محققان وودرو ویلسون " [ در آمریکا ] ، که پژوهشگران "مرکز ملی تحقیقات علمی " فرانسه در زمینة سیاست خارجی و دفاعی ، کم و بیش مشابه آنند ـ تا آیر یس (موسسة استراتژی و روابط بینالملل ) که علناً گرایشهای افراطی چپ دارد، یا سپس "مرکز مطالعات استراتژیک و آینده شناختی " که راستگر است، تمامی سطوح اندیشة سیاسی موجود است . باید به یاد داشته باشیم که پارلمان فرانسه ، به طور سنتی و ن ه الزاماً به دلایل قانونی، کمتر یا دست کم سطحیتر از همتای آمریکایی خود، درگیر سیاست خارجی و سیاست امنیت ملی است . در عرف نهادهای جمهوری پنجم فرانسه ، حق قانونی ممتاز رییس جمهوری در این زمینه ، قویاً به رسمیت شناخته میشوند. در نتیجه، نظام [ حکومتی ] فرانسه، به دیوانسالاری قوة مجریه اجازه میدهد تا بدون مداخلة چندان احزاب سیاسی یا پارلمان، این سیاستها را طراحی کند . بدین ترتیب، ضرورت جریان یافتن ایدهها کم اهمیتتر است و در نتیجه، درونداد [ قابل دریافت ] از سوی کانونهای تفکر در فرایند سیاستگذاری، کمیابتر است . کانونهای تفکر کمتر، کوچکتر و با ظرفیت مالی کمتر، و تأثیر گذاری کمتر بر فرایند سیاستگذاری؛ چنین است ویژگیهای کانونهای تفکر فرانسوی در مقایسه با کانونهای تفکر ایالات متحده ، که آنها را به درستی ، موسسات "آمریکایی بالذات " گفتهاند.

 

1 .و این، البته مسألة اجتماعی فرهنگی بسیار مهمی است. در دنیای امروز که به عنوان یک سیاست اساسی، بخش خصوصی همة

جوامع به سرمایه گذاری در تحقیقات سخت اقزاری تشویق می شود، چرا همین بخش نباید بخشی از سرم ایه گذاری تفکری جامعه را پذیرا باشد؟ براستی مگر بخش خصوصی، از ثمرات امنیت ملی بهره نمی برد؟ از این گذشته، مگر همگانی کردن بحثهای مربوط به امنیت ملی (تا جایی که می شود) در ایجاد وفاق ملی بر پایة شعور سیاسی سطح بالا مؤثر نیست؟

3ـ5 .آیا کانونهای تفکر فرانسوی تأثیری بر کتاب سفید داشتهاند؟

لازم نیست در اینجا مفصلاً به این بپردازیم که کانونهای تفکر فرانسوی معمولاً چگونه عمل میکنند؛ در مجموع ، آنها نیز همان وسایل و روشهای همتاهای آمریکایی خود را به کار میگیرند؛ برگزاری سمینارها و همایشها، ارایة گزارشهای شفاهی در محضر هیأتهای پارلمانی یا دولتی ، و انتشارات . کانونهای تفکر فرانسوی در مقیاسی خردتر به همة اینها میپردازند، چرا که حضورشان در صح نة سیاسی نامشهودتر است و دولت عنایت و توجه چندانی به آنها نشان نمیدهد. در طول تهیة کتاب سفید، کانونهای تفکر کتابها و مقالات متعددی منتشر کردند . مثلاً، رییس "انجمن مطالعات دفاع ملی "، پل ماری دلاگورسه، در شمارة ویژة نشریة "دیفنس ناسیونال " چارچوبی وسیع برای استراتژی امنیت ملی پیشنهاد نمود. وی تأکید کرد که بدواً باید منافع ملی را تعریف نمود: [ تهدیدها را ] میتوان در مناسبت با منافعی تعریف کرد که باید از آنها دفاع شود، پس بایست در آغاز، این منافع تعریف شوند". تبیین وی از بافت و موقعیت ژئواستراتژیک، مبتنی بر چهار فرض مقدماتی زیر است :  * بقای تنها یک ابر قدرت نظامی؛ * وجود چندین قدرت هستهای؛ * بیثباتی تازهای در قارة اروپا ـ آسیا، از دریای آدریاتیک تا مرزهای چین؛ * افزایش بی ثباتی در "مناطق استراتژیکی که عامل بی ثباتی سیاسی و نهایتاً نظامی در آنها چیزی نیست جز بحرانهای اقتصادی و اجتماعی با عواقب سوء قومی و مذهبی ". دلاگورسه از این فرضها، احکام و آرای متعددی استنتاج کرده ، و مخصوصاً بازدارندگی هسته ای و قابلیت اعزام نیروهای متعارف را تبلیغ میکنند. در همین باره، بییر دابه ژیه رییس سابق "بنیاد مطالعات دفاع ملی "، مقالهای با عنوان "تأملاتی در باب کتاب سفید" نوشته است . وی به عنوان بحث اصلی ، بر این ضرورت تأکید میکند که باید "برخوردی مبتنی بر طرحریزی سیاسی را جایگزین ارزیابی صرف و انعطافناپذیر از منافع ملی ، نمود". از این دیدگاه، او به روشنی توضیح میدهد که گزینشهای چند گانه از میان طرحهای متفاوت ـ و ای بسا متناقض ـ چشمانداز استراتژیک فرانسه را چگونه آشفته میسازد؛ که حادترین این مسایل عبارتند از : جستجو و تعقیب "نظم نوین جهانی "، تحکیم روابط با ناتو، بنای اتحادیة اروپا، و ایجاد احتمالی یک "سیاست امنیتی و خارجی مشترک ". مباحث فوق اگر چه آشکارا در گسترة کتاب سفید میگنجیدند، اما بیشتر به ارزیابیهای سیاسی و کلی و سرمقالهوار شباهت داشتند تا به اطلاعات پخته و محققانهای که معمولاً از کانونهای تفکر انتظار میرود.

بعلاوه، هیچ نشانهای گواه آن نبود که این مطالب ، چیزی بیش از نظرات گزینش شده و شخصی را منعکس میکنند؛ حال آنکه باید جزئی از کاوشهای گستردهتر در چارچوبی سازمان یافته میبودند. در میان نوشتههای یاد شده ، کتاب "در اندیشة ماهیت نظامهای دفاعی آینده " نوشتة آلن بایر، مدیر کرست، یک استثناست . این کتاب، ریشه در کارهای یکی از گروههای تحقیقاتی دارد که در ارتباط با مرکز عالی مطالعات تسلیحاتی فعالیت میکنند. این کتاب، رویکردی جامع مشتمل بر مفاهیم دفاعی که هم به لحاظ سازمانبندی و هم به لحاظ محتوا تازهاند، عرضه میکند، و بویژه بر کسب آگاهی بلادرنگ ، تأکید مینماید. کتاب یاد شده، ایجاد یک "شورای امنیت ملی " دایمی از روی الگوی آمریکایی را برای فرانسه پیشنهاد میکند، و نیز مفهومی تازه از سازماندهی نیروها [ ی نظامی ] ، که شامل دو بخش داخلی و خارجی خواهد بود، را واپیش مینهد . این تقسیمبندی بستگی به این دارد که نیروهای موردنظر در خدمت دفاع از قلمرو فرانسه و مستعمرات آن باشند، یا به سرزمین بیگانه اعزام گردند. آلن بایر، دربارة آنچه تحت عنوان "انقلاب نظامی " در جریان است ، و نیز دربارة پیامدهای آن به لحاظ تکنولوژی و سیستمهای تسلیحاتی، مطالعة نسبتاً مفصلی انجام داده است . در میان سایر آثار [ مشابه ] ، که غالباً سیاسی و غیر مستیقم بودند، این پژوهش کاملاً بدیع و بکر بود و شاید تنها اثری که میشد آنرا یک محصول کانون تفکری به شمار آورد. 4ـ5 .درونداد حقیقی کانونهای تفکر فرانسه به کتاب سفید چه بوده است؟ از مصاحبههای به عمل آمده ، چنین بر میآید که آنچه هیأت مسؤول کتاب سفید، در تدوین آن از کانونهای تفکر دریافت داشته، بسیار ناچیز بوده است . [ حاصل مصاحبهها این است ] :

 * یکی از کارشناسان مستقل در هیأت، سرپرست یک کانون تفکر بود (موسسة روابط

بینالمللی فرانسه )؛

* هیچگونه درخواستی برای راهنمایی و مشاوره از طرف هیأت به کانونهای تفکر داده

نشده، اگر چه این هیأت نظرات کارشناسان متعدد دیگری را پذیرا گشت؛

* هیأت به طور همزمان از مساعدتهای متعدد سازمانهای گوناگون ، نظیر اتحادیههای

تخصصی یا گروههای همکاری، بهره گرفت، اما هیچیک مقام کانون تفکر را نداشتند.

ممکن است برخی عوامل بیرونی به دور ماندن کانونهای تفکر فرانسوی از فرایند سیاستگذاری کمک کرده باشند؛ همانگونه که در نگارش استراتژی امنیت ملی 1994 چنین بود. برای مثال، این نکته بطور گستردهای خاطر نشان شده است که کتاب سفید، محصول وضعیت عجیب و غریبی است موسوم به "دولت همزیستی "، که در آن ، یک رییس جمهور از جناح چپ ، قدرت را با نخست وزیری از جناح راست تقسیم میکند. به نظر میرسد این نوع مصالحة سیاسی در طی قریب به ده سال ، "محبوب " فرانسویان شده است . اگر این وضعیت، بعضاً منجر به پارهای رویاروییهای جدی در مورد مسایل د اخلی شده، اما هرگز به وحدت عمل دولت در قبال مسایل دفاعی و سیاست خارجی صدمة جدی نزده است . لیکن ممکن است نیم نگاهی به دورة بعدی انتخابات ریاست جمهوری در سال 1995 ،بر استقلال فکر هیأت و توانایی آن برای خلاقیت بیشتر در تفکر است راتژیک، تأثیر گذارده باشد. بدین ترتیب احتمال میرود که هدف نویسندگان کتاب سفید از انجام مأموریت خود، نه واپیش نهادن اندیشههای جدید، که توسل به کانونهای تفکر را توجیه کند، بلکه بیشتر دستیابی به محصولی متوازن و یکدست بوده باشد تا بتواند گستردهترین توافقِ سیاسی ممکن را نسبت به آن جلب نماید.

6 .مقایسة دو الگو

بررسی موازی دو الگو، یعنی الگوهای آمریکایی و فرانسوی، امکان پارهای مقایسهها را فراهم میسازد. در هر دو مورد مشاهده میشود سازمانهایی که کم و بیش در زمرة کانونهای تفکر قرار میگیرند، معمولاً در حاشیة فرایند تدوین استراتژی امنیت ملی عمل میکنند . چنین سازمانهایی در ایالات متحده ، بسیار رایجترند، و به دلیل تعداد، بزرگی و نقشی که از دیرباز در حیات سیاسی داشتهاند، یعنی تمامی ویژگیهایی که تفوّق آنها بر همتاهای فرانسویشان را رقم میزند، از حضور و جلوة بیشتری برخوردارند. چنین مینماید که هم استراتژی امنیت ملی و هم کتاب سفید، ورودی مستقیم و چندانی از کانونهای تفکر دریافت نداشتهاند. در ایالات متحده که کانونهای تفک ر، به هر حال در طرح و بسط مسایل عمدة مربوط به استراتژی امنیت ملی بسیار فعال بودهاند، درونداد این کانونها مورد بیمهری و بیتوجهی دولت قرار گرفته است . لیکن رابطة سست فعلی میان کانونهای تفکر و دولت ایالات متحده ، پدیدهای عادی و معمولی نیست، حال آنکه در فرانسه قاعده این است . در فرانسه، دولت که به کفایت و صلاحیت خود برای بسط و تفصیل سیاست ، اعتماد و اعتقاد دارد، کانونهای تفکر این کشور را از دیرباز بدور از فرایند سیاسی نگهداشته است . یکی از دلایل این تفاوت م هم میان دو کشور را میتوان به سابقة تاریخی شکل حکومتی آنها مربوط دانست . امروزه، عقیدة جیمز ای . اسمیت، صحیح به نظر میرسد که :

، 1 ..." در کشورهایی که مدت خدمت دولتی طولانی و انتصابات سیاسی کمتر است

پیدایش کارشناسان و دیوانسالاران خبره بسی پیشتر و زودتر از نظام آمریکایی، رخ

میدهد.

در آمریکا، کارشناسان آزاد اندیش، نوعاً و جبراً، [ از دستگاه حکومتی ] تسویه میشوند.

"از این دیدگاه، بیاعتمادی سابقهدار و طولانی آمریکائیان به تمرکز حکومت ، و

تزلزل گاه و بیگاه در سطوح عالی دولت، به سبب شمار عظیم انتصابات سیاسی کوتاه

مدت، چه بسا که تأثیری مثبت بر ارتقا و تداوم اهمیت کانونهای تفکر در حیات

 

1 .یعنی جابجایی دولتمردان کمتر است.

سیاسی، برجای نهاده باشد. این سازمانها، در بهبود مستمر اندیشة ملت، و در کمک به

بسط خرد سیاسی، نقشی محوری بر عهده دارند".

با این همه، چنانچه با جیمز ای . اسمیت موافق باشیم که :

"در رابطة میان کارشناسان، رهبران و شهروندان آمریکایی مشکلی وجود دارد که

معمولاً سیاست آمریکا را به قطببندی، کوتهنگری، و پراکندگی بیشتر ـ و غالباً،

آگاهییی کمتر ـ از آن که باید باشد، مبتلا میکند".

دور از ذهن نیست که حتی کانونهای تفکرنیز در انجام این وظیفه، ناکام بمانند. در فرانسه، تأثیر کانونهای تفکر بر فرایند سیاستگذاری ، تنها در حد ناچیزی مورد قبول است . پیشتر تأکید کردیم که ویژگی اصلی دولت در فرانسه ، استقلال و خودبسندگی فکری است؛ سدههای متمادی کار دولت ، وجود آرمان متعالی خدمت به مردم ، و پیشینة طولانی تمرکز قدرت از زمان کولبرت تا کنون ، همه و همه موجب میشوند تا دولت، [ همواره ] خود را متشکل از "بهترینها و باهوشترینها" بپندارد. از اینرو، در مقایسه با دولت آمریکا، تمایل چندانی به جستجوی اندیشهها یا دستاوردهای فکری در بیرون [ از ساختار خود] ندارد، چرا که میپندارد رأساً قادر به تأمین آنها هست . پیشتر، کانونهای تفکر آمریکا را به عنوان نقشآفرینان کلیدی در ایجاد شبکههای شخصی شناختیم [ و گفتیم که از این راه ] به فرآیند سیاستگذاری ، نیرو میبخشند. در فرانسه نیز، شبکههای شخصی در فرآیند سیاستگذاری ، اهمیت بنیادی دارند؛ با این تفاوت که شبکههای فرانسوی ، به یک معنا، از پیش موجودند، و این به واسطة پیوندهایی است که بسیاری از کارکنان ارشد کشوری و لشگری را از دوران تحصیل در دو یا سه مؤسسة عمدهای که نخبگان فرانسه را تربیت میکنند، گرد هم آورده است ـ برای مثال ، دانشآموختگان "مدرسة ملی اداری " یا "مدرسة پلی تکنیک "، شبکههای دامنهدار و نیرومندی را اداره میکنند که با عالیترین طبقات دنیاهای سیاست ، حکومت و تجارت ، درهم میآمیزد. بدین ترتیب در این نقش هم ، برای سازمانهایی نظیر کانونهای تفکر، جای اندکی برای بازی باقی میماند . در اینجا باید بگویم که به نظر من ، این الگوی سیاستگذاری بزودی با محدودیتهای خاص خود روبرو خواهد شد . با پیشرفت روند وحدت و یکپارچگی اروپا، این شبکههای ملی مبتنی بر [ سابقة مشترک ] تحصیلی، دیگر قادر به فعالیت در سطحی قابل قبول و ب سنده نخواهد بود. از آنجا که "طبقة نخبگان اروپا" آشکارا متنوعتر از طبقة نخبگان فرانسه خواهد بود، به پیوندها و ارتباطهای تازهای نیاز خواهد افتاد، و نیز به جایگاههایی که "اروپا ـ سالاران " ـ عنوانی که گهگاه با کمی تحقیر همراه است ـ بتوانند در آنها به تعامل پرداخته و اندیشة سیاسی خویش را قوام بخشند. نتیجه گیری همانگونه که دیوید ام . ریچی عنوان کرده است : "کانونهای تفکر، جایی در حیات سیاسی دارند، اما هیچکس به طور دقیق نمیداند که این جا، کجاست ". در این مقاله کوشش شد چگونگی "گنجیدن " کانونهای تفکر در فرایند تدوین استراتژی امنیت ملی ، مورد بررسی قرار گیرد. ملاحظة الگوی فعالیت کانونهای تفکر در این حوزة کاملاً مشخص در ایالات متحده ، در مقایسه با معادل فرانسوی آن، نشان میدهد که این الگو ها، تنها تابع مختصات درونی سازمانهای مزبور نیستند، بلکه بازنمای مشخصههای اصلی فرایند سیاستگذاری [ در هر کشور ] نیز میباشند. اهمیت درونداد آنها به فرایند [ سیاستگذاری ] ایالات متحده، حضور آشکارشان در عرصة حیات سیاسی ، و نفس وجود و ماه یت آنها، پیوندی ژرف و بنیادین با ویژگیهای نظام سیاسی آمریکا دارد . این نکته در تقابل با نمونة فرانسوی آن ، تأیید میشود، و با دیدگاهی که دی . ام . ریچی (از نظر علوم سیاسی ) و جی .ای . اسمیت از نظرگاهی تاریخی بیان میکنند، همخوانی دارد . اسمیت، کانونهای تفکر را "آمریکایی بالذات " مییابد: راهکاری مشخص برای مشکلی به همان اندازه مشخص، یعنی مشکل نظام سیاستگذاری آمریکا. دقیقتر اینکه کانونهای تفکر به ایجاد و فعالیت شبکههای شخصی کمک میکنند، و این شبکه ها [ در وهلة اول ] تعاملهای پیچیدة متقابل و یا جمعی میان دنیاهای صنعت ، تجارت، دانشگاه و سیاست را تسهیل مینمایند؛ و در وهلة دوم همین نقش را در گسترش رابطة بین این واحدهای "غیر نظامی " و دولت و کنگره، به عنوان دو حریف اصلی بازی میکنند. در پایان معتقدم که میتوان با بررسی بیشتر، از طریق مشاهدة نظام سیاستگذاری اتحادیة اروپا، درستی این فرضیه را تأیید کرد: همانگونه که کانونهای تفکر، پس از جنگ دوم عالمگیر در ایالات متحده سربرآوردند، و در دهههای 70 و 80 با افزایش [ عدة اعضای ] دولت فدرال رو به فزونی نهادند، باید منتظر بود و ظهور و رشد سازمانهایی مشابه را در حول و حوش کمیسیون اروپا، پس از اجرای پیمان ماستریخت، به تماشا نشست .

 

 
©کلیه حقوق این سایت متعلق به کاشی سنتی رنجبران به شماره برند 333592 می باشد
طراحی و توسعه شرکت مهندسی بهبود سامانه فرا ارتباط