نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در اقتدار زنان محمود حمیدیان عضو هیات علمی مرکز تحقیقات مخابرات ایران کلید واژه ها : اقتدار، جنسیت، فناوری اطلاعات و ارتباطات، سیاست،دلفی چکیده استضعاف زن در عصر اطلاعات مرهون تبعیضی است که بین او و مردان در استفاده از امکانات مدرن فناوری وجود دارد . زمانی می توان از زن مقتدر در جامعه صحبت کرد که اولا امکانات جدید اطلاعاتی و ارتباطی را جایگزین ابزار سنتی کرد و ثانیا امکان استفاده ازاین ابزار را به دور از مسائل جنسیتی وبطور علی السویه در اختیار اقشار مختلف قرار داد و ثالثا سهولت دسترسی را فراهم کرد. در اینصورت است که نیمی از جمعیت کشور می تواند توانایی های خود را در ابعاد اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی عرضه کند و به عنوان زن مقتدر مطرح باشد. فرصتهای تحصیلی زنان تا سطوح بالا، تضمین حقوق مالکیت و وراثت ، مشارکت زنان در مجالس ملی و بدنه دولت و کاهش خشونت علیه آنان از مزایای داشتن جامعه ای با زنان مقتدر می باشد. در این مقاله با بررسی گلو گاههایی که زنان در دستیابی و استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات با آن مواجهند یه اقدامات ، ابتکارات و استراتژیهای لازم در این زمینه پرداخته می شود. 1-مقدمه اقتدار ز ن به معنای قابلیتها وتواناایهایی است که باعث می شود در ابعاد مختلف اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی زندگی از بین گزینه های پیش رو بهترین را انتخاب کند و با اقدامات لازم روی گزینه انتخاب شده نتایج مطلوب را کسب و به زندگی خود بهبود بخشد.یعنی زن مقتدر اولا در ابعاد مختلف زندگی حضوری فعال دارد و ثانیا در تصمیم گیریها شرکت دارد. از طرف دیگر در دهه اخیر صنعتی نوینی بنام فناوری ارتباطات و اطلاعات ظهور کرده است که همه پتانسیل هایی که در آن نهفته است می تواند مستقیم وغییر مستقیم به اقتدار اوبیانجامد. بدن معنا که یا زنان بطور مستقیم از قابلیتهایی نظیر آموزشی ، اقتصادی ، پزشکی و فرهنگی در راستای اقتدار خود سود می برند و یا قراتر از آن محققانی با استفاده از امکانات ICT روی علومی مانند بیو پزشکی در جهت تشخیص و درمان امراض پیچیده خاص زنان مانند سرطا ن سینه و یا مشکلات حاملگی و زایمان کار می کنند که این نیز بطور غیر مستقیم گامی در جهت اقتدار زنان است. لذا در اینکه فناوری اطلاعات و ارتباطات نقش مؤثری در اقتدار زنان دارد شکی نیست . ولی مهم این است که تدوین سیاستهای این صنعت به جه روشی صورت گیرد تا در مرحله عمل همه امکا نات بطور علی السویه و به دور از تبعیض جنسیت در اختیار زنان باشد تا به همان میزان که در اقتدار مردان تأثیر گزار است در اقتدار زنان نیز اثر بخش باشد . معمولا بطور سنتی رسم براین است که در سیاستگذاریها بدون توجه به مشکلات جنسیتی سیاستها تدوین می شود که در مقام بهره برداری مشکلات زنان در استفاده از امکانات بروز می کند و نتیجتا یا حل این مشکلات غیر ممکن است و یا رفع آن هزینه ای چند برابر نسبت به لحاظ کردن آنها هنگام سیاستگذاری اولیه می طلبد. از اینرو در این مقله بر آنیم که چارچوبی ارائه دهیم که مشکل زنان در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و در راستای اقتدار آنان بطور ریشه ای حل شود یعنی هنگام تهیه سند ملی فناوری اطلاعات و ارتباطات و تدوین سیاستهایی نظیر دستیابی عمومی به این فناوری ، دستیابی به سرویسهای الکترونیکی ، دولت الکترونیکی ، کسب و کار و تجارت الکترونیکی ، پزشکی – سلامت الکترونیکی ، تحصیلات الکترونیکی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات و کار آفرینی تجزیه و تحلیل جنسیت صورت گیرد و سهم زنان در استفاده از این صنعت بطور همه جانبه لحاظ و همه مشکلات آنها مد نظر قرار گیرد. در این مقاله از روش " دلفی" در تدوین سیاستهای فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) ا ستفاده می شود . یعنی در بدو امر و هنگام تدوین سیاستها از افراد صاحب نظر و ذینفع در این صنعت ار قبیل نخبگان ، کاربران ، تولید کنندگان فناوری اطلاعات و ارتباطات و همچنین از خبرگان و طرفداران تساوی جنسیت نظرخواهی می شود و مجددا جمع بندی نظرات بدون ذکر نام و بصورت چرخشی ادامه می یابد تا بعد از یک تبادل نظر جامع سند نهایی تدوین شودد. لذا این روش دو ویژگی مهم دارد یکی حل مشکل بطور ریشه ای و در ابتدای تدوین سیاستها و دیگری واقعگرایی بالای آن. . 2- سیاسگذاری ICT با ملاحظه مشکلات زنان زنان در دستیابی به ICT و استفاده از فابلیتهای مختلف آن در راستای اقتدار خویش با موانع متأ ثر از تبعیض جنسیت مواجهند . وعلاوه بر آن با چالشهایی نظیر کمبود مهارتهای جدید ، هزینه بالا ، عدم کفابت شبکه ها ، مسائل فرهنگی ،وضعیت خانوادگی و سن نیز مواجهند. در بحث هایی که در اهداف توسعه در هراره سوم حول محورهای مشکلات جنسیت و مشارکت در جامعه اطلاعاتی بمیان آمده است . در رابطه با طرفهای در گیر و تأثیر گزار د ر سیاستهای ICT تأکید خاصی روی کاربران ، تولید کنندگان و سیاستگذاران این فناوری است.و اهم بحث هایی که در رابطه با رعایت مشکلات جنسیت در سیاستهای ICT مطرح است عبارتند از: • رعایت حق زنان در بحث و گفتگو و آماده سازی استراتژی های ICT ملی با مشارکت کامل زنان. • توجه به ظرفیت سازی بالای زنان به منظور استفاده از ICT در مؤسسات کارآفرینی و بازار کسب وکار. • ترغیب و تشویق به رعایت حقوق زنان در مؤسسات ارتباطات از دور مخصوصا در توسعه زیرساختها و پروژه های مربوطه به منظور حصول اطمینان از وسع مالی زنان محروم در استفاده ار امکانات ICT .بویژه زنان روستایی، تنها و مسن. • توجه به فرایند مستمر آماده سازی گزارشهای ملی به منظور ارزیابی وضعیت زنان و مردان یه عنوان کاربران ، تولید کنندگان و سییاستگذاران ICT از طرفی تجربه های دهه اخیر نشان میدهد اگر بدون لحاظ کردن تساوی جنسیت ،سیاستگذاریهای ICT بما هو ICT یعنی صرفا از منظر توانائیها و قابلیتهای آن تدوین شود . هنگام اجرا ،مشکلات جنسیت بروز می کنند وبه آسانی قابل حل نیستند .مخصو صا در رابطه با زنان که لحاظ الزامات و خواسته هایی که به اقتدارآنان می انجامد در مدلی که از ابتدا تحریف شده است مشکل آفرین است و بناجار آنان هستند که در مرحله عمل حذف و از اقتدار محروم می شوند.از دلایل تحریف جنین مدلی این است که هنگام تدوین سیا ستها باورهای غلطی بر آن حاکم است که از جمله آنان موارد زیر است: • کاربران در کار با کامپیوتر و تجهیزات دیگر ICT آشنایی دارند. • کاربران همه با سوادند و قادر به صحبت با زبان ملی هستند. • کاربران از این مهم که اطلاعات ابزار با ارزشی در چهت حل مشکلاتشان است آگاهند • همه از حداقل درآمدی که برای دستیابی به ICT لازم است برخوردارند. • نقاط دسترسی به سرویس های ICT یرای همه کاربران هم به لحاظ وضع داخلی و هم به لحاظ موقعیت مکانی مناسب است. هیچکدام از فرضهای فوق در رابطه با زنان درست نیست زیرا: • زنان معمولا دستیابی کمتری به منابع مالی دارند. • زنان معمولا وقت کمتری دارند و نسبت به مردان از تحصیلات کمتری برخوردارند. • نقاط سرویس دهی ICT جه به لحاظ شرایط داخلی و جه به لحاظ موقعیت جغرافیایی مناسب حال زنان نیست. • و ... به دلایل فوق است که حضور زنان در دنیای ICT کمتراست . شاهد ای امر تحقیقاتی است که اخیرا مرکر تحقیقات توسعه بین المللی (IDRC) در کشورهای آفریقایی نظیر اوگاندا ، مالی و موزامبیک و ...در رابطه استفاده از سرویسهای از راه دور انجام داده است که نشان دهند استفاده بیشتراین امکانات توسط مردان است یعنی: • در اوگاندا زنان تسبت به مردان 29% • در موزامبیک زنان نسبت به مردان 35% • در مالی زنان نسبت به مردان 23% اماروش دیگر این است که در چار جوب اهداف توسعه در هزاره سوم از همان ابتدای سیاستگذاری های ICT تجزیه و تحلیل جنسیت صورت گیرد . یعنی خط مشی های ICT طوری تدوین شوند که در بدو امر روح تساوی جنسیت و طرفداری از حقوق هر دو طیف بر خط مشی ها حاکم با شد.اینکه نیازمندیهای اقتدار زنان و مردان را خط مشی اصلی قرار داد وICT را با آن وفق داد . در روش دوم علاوه بر استفاده از نظر کاربران زن و مرد که رکن اصلی این صنعت هستند باید هم نخبگان ICT آشنا به مشکلات زنان استفاده کرد و هم نخبگان و طرفداران تساوی جنسیت که با حوزه ICT و مشکلات آن آشنایی دارند را در سیاستگذاری دخالت داد تا سیاستهایی مبتنی بر واقعیات از منظر تساوی جنسیت و علی الخصوص مشکلات زنان تدوین شود.بهترین روشی که میتواند پاسخگوی این نیاز باشد روش ” دلفی ” است..از محاسن روش دلفی این است که: اولا لزومی ندارد که افراد صاحب نظر و دخیل در تصمیم گیری در یک محل جمع شوند که این با استفاده از امکانات ICT فراهم است. ثانیانظرات و سؤالات بدون ذکر نام توزیع می شود که در کاهش تعصبات و اعما. نظر های شخصی بسیار مهم است .ثالثا با درگیر کردن گروههای مختلف صاحب نظردر مسئله تعریف شده سند نهایی بسیار واقع بینانه است. بدین صورت که بعد از تشکیل مرکرملی نخبگان ICT به عنوان سیاستگذاران اصلی ، تعریف اولیه مسئله با شناسایی زمینه های سیاست ICT صورت می گیرد .آنگاه با استفاده از امکانات ICT که بهترین آنها پست الکترونیکی ، وب سایت و گروههای مباحثاتی الکترونیکی می باشد و با هدف کسب نظرات همه افراد مذکور سیاستها به صورت سؤال در اختیار آنان قرار می گیرد . نظرات جمع آوری و جمعبندی می گردد.و مجددا بدوم ذکر نام در اختیار افراد ذیربط قرار می گیرد. و این فرایند تا جایی ادامه می یابد که سیاستهای اتخاذ شده مورد توافق همه افراد باشد. و نهایتا به عنوان سند ملی ICT که دو ویزگی بر جسته آن رعایت حق و حقوق زنان بطور ریشه ای و واقع بینانه بودن آن است است تصویب می گردد. 3چارچوب کلی تهیه سند ملی ICT قدمهای لازم در رابطه با تهیه سند ملی ICT با لحاظ کردن مشکلات جنسیت بروش دلفی بصورت زیر است: 1. شناخت زمینه های سیاستگذاری ICT توسط مرکز ملی نخبگان در چارچوب اهداف توسعه در هزاره سوم و به عنوان تعریف اولیه مسئله آماده برای تجزیه و تحلیل جنسیت و مراحل بعدی . 2. بحث و بررسی بروش دلفی توسط مرکز ملی نخبگان ICT ، کا ربران ، تولید کنندگان ، صاحبنظران ICT آشننا به مشکلات جنسیت ومدافعین تساوی جنسیت آشنا به مشکلات ICT 3. جمع بندی نظرات و طبقه بندی و اولویت بندی آنها. 4. رفتن به قدم بعد در صورت کفایت بررسی و در غیر اینصورت برگشت به قدم 2. 5. انتخاب یک گزینه( سیاست) بر حسب اولویت. 6. بحث و بررسی گزینه انتخابی به روش دلفی 7. رفتن به قدم بعد در صورت کفایت بررسی ودر غیر اینصورت برگشت به قدم قبل. 8. در صورتیکه همه سیاستها ی طبقه بندی شده(گزینه ها) مورد بحث قرار گرفته اند به قدم بعد برو و در غیر اینصورت به قدم 5 . 9. مستند سازی و تصویب جمع بندی نهایی سیاستها به عنوان سند ملی ICT 4- تعیین و تشریح سیاستها ی ICT 4-1- شناخت زمینه های سیاستگذاری در این قدم سر فصل زمینه های سیاستگذاری کلیدی ICT در چارچوب اهداف توسعه درهزاره سوم تنظیم می شوند. یعنی نخبگانICT فقط سر فصلهای آنچه را که در رابطه با خط مشی های ICT و استراتزیهای الکترونیکی مهم می دانند مطرح می کنند. اهم این سر فصلها عبارتند از : شبکه ،زیر ساخت و ارتباطات، ذستیابی عمومی به ICT، ظرفیت سازی فنی،نرم افزارها و کاربردها، ،دستیابی به سرویسهای الکترونیکی ، حکومت الکترونیکی ، تجارت و کسب و کار الکترونیکی ،پزشک و سلامت الکترونیکی،تحصیلات مبتنی بر ICT ، آگاه سازی مبتنی بر ICT ، کارآفرینی زنان ، و مشارکت زنان در سیاستگذاریهای ICT.بعد از تعیین زمینه های فوق( واحیانا بیشتر) به کمک ابزار های ICT منجمله پست الکترونیکی، وب سلیت و گروههای مباحثه الکترونیکی ، سر فصلها به ترتبب اولویت (درصورت لزوم) وبا استفاده از روش دلفی به بحث گذاشته می شوند. 4-2-شبکه این بخش به سیاستگذاری شبکه ICT یا تجزیه و تحلیل جنسیت و لحاظ کردن حقوق زن و مرد بطور علی السویه می پردازد؟ . 4-2-1-نوسازی شبکه • آیا نوسازی بیشنهادی که زیر ساخت را میسر می سازد در توان مالی اکثریت زنان هست؟ 4-2-2-معماری شبکه • آیا این اطمینان وجود دارد که تجیهیزات و سرویس دهندگان ICT راه حلهای مقرون به صرف و مناسبی به اکثریت زنان ارائه می دهند ؟ 4-2-3-آرایش شبکه • آیا طرحریزی زیر ساخت شبکه با توجه به نیاز زنان صورت گرفته است ؟ • آیا به جای دستیابی خاص ظرفیت بالای گرانقیمت بهICT از دستیابی جامع و فراکیر استفاده شده است؟ • آیا فناوری با آینده نگری وتوجه به وسع مالی استفاده کنندگان مخصوصا زنان انتخاب شده است؟ • آیا این اطمینان وجود دارد که در رابطه با استفاده از فناوری جدید زنان آموزش خواهند دید؟ 4-3-زیرساخت ارتباطات. این بخش به سیاستگذاری در رابطه با زیرساخت ارتباط از مربوط می شود. آنچه که مجموعه افراد در گیر در سیاستگذاری باید تدوین کنند پاسخ به سؤال زیر است: 4-3-1-آیا این اطمینان وجود دارد که در طراحی زیر ساخت اتصالات حقوق زنان در دستیابی رعایت شده است؟ در خیلی از کشورها در مناطق روستایی جمعیت غالب را زنان تشکیل می دهند. زیرا بیشتر مردان میانسال و جوان برای یافتن شغل به شهرها می روند.با چنین توصیفی اینگونه زنان در استفاده از زیر ساخت مراکز ارتباط از دور که معمولادر شهرها هستند وضعیت مساعدی ندارند. و به تبع آن تلفنهای ثابت و اتصالات اینترنتی بیشتر در شهرها و حد اکثر حومه شهرهاست.لذا این سیاست در راستای بهبود آن و با تأکید بر دستیابی منصفانه زنان باید بین صاحب نظران به بحث و بررسی گذاشته و شود و به جمع بنذی نهایی برسد. 4-4-دستیابی عمومی به ICT در این بخش مکانیزمهای تحویل سرویس به کاربر نهایی در قالب سؤالهایی زیرمورد بحث و بررسی قرار می گیرد: 4-4-1-آیا نقاط دستیابی عمومی محلی در مکانهایی قرار گرفته است که دسترسی به آن برای همه مردم اعم از زن ومرد و از هر سنی میسرباشد؟ در اغلب موارد مخصوصا در بیشتر مناطق روستایی محلهای خاصی است که تردد زنان نسبت به مردان ویا بر عکس بیشتر است متلا در اغلب در بازارها تردد مردان بیشتر است در حالیکه در مکانهای زیارتی ترد د زنان بیشتر است . لذا هنگام تخصیص نقاط دستیابی باید جانب انصاف رعایت و مکانهایی در نظر گرفته شود که امکان دستیابی مردان و زنان حتی المقدور علی السویه باشد. که اتخاذ سیاست مناسب با توجه به جمع بندی نهایی است که از همه پرسی به روش دلفی بدست می آید. 4-4-2-آیا نقاط مورد نظر برای دستیابی به ICT به لحاظ اوقات استفاده برای هر طیفی (زن یا مرد) و از هر سنی مناسب است؟ میل به حضور یک طیف در ساعات خاصی نباید باعث اجحاف به طیف دیگر شود.از اینرو ا در رابطه با اوقات ارائه سرویس باید بروش دلفی سیاست مناسب اتخاذ شود. 4-4-3-آیا شرایط داخلی مراکز سرویس دهی برای هر دو طیف زن و مرد مناسب است؟ شرایط اخلاقی حاکم بر محیط باید مناسب استفاده زنان و علی الخصوص دختران جوان باشد وفضاهای متناسب با فرهنگهای مختلف فراهم شود . حتی در بعضی جوامع ممکن است لازم باشد فضاهای جداگانه به زنان تخصیص داده شود و راهنماها و نظامنامه ها یی تهیه شود. 4-5-ظرفیت سازی فنی • آیا زنان از فرصتهای فنی برابر نسبت به مردان بر خوردارند؟ • آیا مکانیزیم هایی برای ورود زنان یه زمینه های فنی و برنامه های آموزشی ، توسعه الگوی نقش برای دختران وجلوگیری از فرار مغزها وجود دارد؟ • آیا به منظور استفاده از ICT علاوه بر حرفه ایهای فنا وری ، برای غیر حرفه نیز برنامه های آموزشی در نظر گرفته شده است؟ 4-6-نرم افزارها و کاربردها • آیا زنان در اتخاذ تصمیم در باره ترویج کاربردهای مورد نظر برای ICT مشارکت دارند؟ • آیا نرم افزارها و کاربردها برای اکثریت زنان قابل دسترسی و قابل استفاده است؟ • آیا خط مشی ها از نرم افزارهای متن باز مانند لینوکس را حمایت می کنند؟ 4-7-دستیابی به سرویسهای الکرونیکی در این بخش سیاست دستیابی به سرویسهای از راه دور مبتنی برICT اتخاذ می شود . پا سخ به سؤالاتی در رابطه با مشکلات احتمالی و جمع بندی نهایی با استفاده از روش دلفی راهگشای این مسائل است. 4-7-1- آیا در رابطه با سرویسهای از راه دور، واسطهای اطلاعاتی مناسب دستیابی هر دو طیف می باشد؟ واسطهای اطلاعاتی جرء مهمی از سرویسهای از راه دور مبتنی بر ICT هستند و از این جهت که واسط نهایی بین سرویس دهنده و سرویس گیرنده هستند رعایت حال سرویس گیرنده ها از هر دو طیف نقش مهمی در عامه پسندی سرویس مبتنی بر ICT دارد. که باید جهت اتخاذ تصمیم نهایی به بحث گذاشته شود. 4-74-2-آیا امکانات دسترسی افرادی که به لحاظ محدودیتهای فیزیکی ، اجتماعی ، و یا مذهبی دچار کم تحرکی اند لحاظ شده است؟ خیلی از مناطق دنیا از شهر تا روستا وجود دارد که زنان به خاطر فاکتورهای مختلفی از قبیل محدودیتهای اجتماعی، مذهبی ویا فیزیکی با عدم تحرک مواچهند و حضور در مکانهای عمومی برای آنان مشکل است. اینکه دستیابی اینگونه افراد از چه طریقی فراهم شود(مثلا از طریق فناوریهایی از قبیل تلفن همراه ، رادیو و تلویزیون ) باید به بحث گذاشته شود . 4-7-3- آیا سیاست های قیمت گذاری خاص زنان وجود دارد ؟ عموما زنان درمناطق محروم از درآمدهای ناچیزی بر خوردارند از اینرو دررابطه با اینکه در سیاستهای قیمت گذاری یاید این جنبه رعایت و گزینه های اعتباری خاصی را برای آنها منظور کرد تا وسع مالی استفاده از سرویسهای لکترونیکی را داشته باشند. موضوع قابل بحث است. 4-8- دولت الکترونیکی این بخش سیاست دولت الکترونیکی و حقوق شهروندان اتخاذ می شود. 4-8-1- آیا در طراحی و پیاده سازی دولت الکترونیکی جنبه احقاق حقوق زنان به عنوان شهروند این دولت به نحو احسن لحاظ شده است؟ اینکه شرایطی فراهم شود که دولت الکترونیکی مبتنی ICT بر بطور علی السویه در اختیا ر هر دو طیف باشد و در آن زنان به آسانی بتوانند از حق خود دفاع کنند باید به بحث گذاسته شود و سیاست مناسب اتخذ شود. توضیح اینکه از اهداف صریح دولت الکترونیکی تواناسازی شهروندان ذر احقاق حقوششان از طریق گزینه های مختلف بیان مشکل، گرفتن بازخورد و دریافت عکس العمل دولت به مشکلات است. 4-8-2-آیا دولت الکترونیکی قابلیتهای مؤسسات دولتی را در تسریع و تسهیل امور ارباب رجوع و بطور علی السویه برای هر دو طیف افزایش داده است؟ مؤ سساتی که از امکانات دولت الکترونبکی استفاده می کنند در حقیقت آخرین بازوهای ارائه خدمات دولتی هستند. بنابرای باید نحوه ارائه سرویسها ی دولتی از قبیل صدور شنلسنامه ، صدور روادید و صدور گواهینامه رانندگی و...به منظور حصول اطمینان از رعایت انصاف و حل مشکلات هردو طیف به روش دلفی به بحث گذاشته شود. 4-9- تجارت / کسب وکار الکترونیکی این بخش در رابطه با سیاستگذاری تجارت و کسب و کار الکترونیکی با سؤال در باره مشکلات زنان بویژه بازاریابی همزمان (On Line)و ترویج آن می پردارد. 4-9-1-آیا تجارت الکترونیکی سهم زنان مناطق محروم را در استفاده از این سرویس به منظور ارائه سرویسها و محصولاتشان به بازار و همچنین ارتباط با مشتریان بالقوه را توسعه می دهد؟ در بسیاری از کشورها مشتریان محصولات و سرویسهای زنان روستایی ،شهر نشینان ویا حتی افراد خارج از کشور هستند . مشکل اینگونه زنان بازاریابی است. و اغلب مجبورند حق العمل غیرمنصفانه ای به واسطه های مرد جهت بازاریابی و فروش کالاهایشان بدهند . در صورت سیاستگذاری درست در بخش تجارت الکترونیکی و ایجاد امکان برای زنان در بازاریابی محصولاتشان از طریق ICT و بویژه اینترنت این معضل حل و از استعمار انان توسط دلالان سود جو جلوگیری می شود. 4-10- پژشکی- تندرست الکترونیکی در این مرحله از سیاستگذاری باید روی مشکلات زنان در رابطه مسائل پزشکی و تندرستی مبتنی بر ICT در چارچوب سؤالات مناسب تأکید داشته باشد و سیاست مناسب اتخاذ شود. 4-10-1- آیا سهم زنان در سرویسهای پزشکی و سلامت از دور الکترونیکی با توجه نوع نیاز آنان لحاظ شده است؟ در خدمات پزشکی اصولا در بسیاری از موارد حضور بیمار ضروری است . و حتی در نوع از راه دور و الکترونیکی آن ممکن است خیلی از موارد جانبی به صورت الکترونیکی انجام شود ولی نهایتا باید ییمار حضور فیزیکی ذاشته باشد و این برای بیماران خاصی نظیر بیماران قلبی و یا زنان باردار که توانایی حرکت ندارند و یا حرکت برای آنان مضر است و نیاز به مراقبتهای شدید پزشکی دارند مشکل آفرین است . لذا با پیش بینی فناوریهای جدیدی که این مشکلات را بنوعی حل می کند می توان سیاست بهینه را اتخاذ کرد. 4-10-2- آیا محتویات دیجیتالی مربوط به پزشکی- سلامت مشکلات مربوط به هر دو طیف(زنان و مردان) را مد نظر دارد؟ از آنجا که مندرجات دیجیتالی مربوط به پزشکی وتندرستی که یه ضورت همزمان(ON LINE) و غیر همزمان عرضه می شود بصورت صعودی رو به افزایش است. وبه یک منبع اطلاعاتی عمده برای پزشکان، سازمانهای دولتی و غیر دولتی مربوط به سلامت و همجنین افراد خصوصی تبدیل شده است . لذا اینکه مندرجات ذیجیتالی بطور علی السویه پاسخگوی نیاز هر دو طیف و از هر هر صنفی باشد مهم است. 4-11-تحصیلات مبتنی بر ICT در این مرحله به مشکلات تحصیلات رسمی وغیر رسمی مبتنی بر ICT با تأ کید بر رعایت حقوق هر دوطیف پرداخته می شود. 4-11-1-آیا در برنامه تحصیلاتی دوران ابتدایی اشنایی با تحصیلات مبتنی برICT گنجانده شده است تا در اینده از مشارکت هر دو طیف در تحصیلات مبتنی بر ICT اطمینان حاصل شود.؟ نکته فابل توجهی که باید در این زمینه به بحث و بررسی گذاشته شود این است که در بسیاری از کشورها تصیلات ICT در سطح راهنمایی و یا بالاتر ارائه می شود. در حالیکه نسبت دخترانی که بعد از دوره ابتدایی تحصیل را رها می کنند به پسران زیاد تر است. و بدین صورت خیلی از زنان از آشنایی بنیادی با ICT محرومند. از اینرو سیاستها باید طوری اتخاذ شود که اطمینان حاصل شود سواد ICT بنیادی بخشی از برنامه تحصیلی دوران ابتدایی لست. 4-11-2-آیا تحصیلات رسمی مرتیط یا ICT و دیگر برنامه های آموزشی مشارکت هر دو طیف علی السویه است؟ هنوز در بیشتر کشور ها نیروهای غالب ICT را مردان تشکیل می دهند . یک دلیل عمده آن عکس العمل منفی زنان در گذراندن دوره های مرتبط باICT است با ید هنگام تهیه سند ملی اقذامات لازم جهت جذب زنان بیشتر ذر این بخش با هدف بر قراری توازن در نیروی ICT صورت گیرد. 4-12 – برنامه های ارتقاءآگاهی(اگاه سازی) برمبنای ICT این بخش جهت سیاستگذاری برنامه های ارتقاء آگاهی مبتنی برICT که از طریق کانالهای مبتنی بر ICT ارائه می شوند با تأکید بر آگاه سازی زنان به بحث و بررسی گذاشته می شود. 4-12-1-آیا در برنامه های ارتقاء آگاهی مبتنی بر ICT سیاست های لازم وکافی برای زنانی که دچار بی تحرکی هستند اتخاذ شده است؟ برنامه های ارتقاء آگاهی مبتنی برICT که برای با لابردن سطح آگاهی مربوط به مشکلات مختلف بطور عمومی ارائه می شود ممکن است از طریق کانالها ودر مواقعی باشد که مورد علاقه زنان نباشد .لذااتخاذ سیاست باید بگونه ای باشد که از رسیدن این برنامه ها به اطمینان حا صل شود. 4-13- مشارکت زنان در سیاستگذاری ICT این بخش به درگیر کردن زنان در فرایند تصمیم گیری و سیاستگذاریها ی ICT می پردازد. 4-13-1-آیا زنانی که توانایی تصمیم گیر در رابطه با سیاستگذاریهای ICT را دارند. و می توانند در حل مشکلات نظر بدهند به اندازه کافی مشارکت دارندد؟ فناوری اطلاعات و ارتباطات بطور روز افزونی روی همه جوانب زندگی اقتصادی – اجتماعی مردم اثر گزار است .مطالعات نشان می دهد تا کنون در ارگانهای تصمیم گیری ICT مخصوصا تنظیم مقررات بیشتر پستهای مدیریتی در اختیار مردان است از طرف دیگرحضور یشتر زنان در بدنه تصمیم گیری دولت و دیگر ارگانهای مربوط به تصمیم گیری در باره ICT منجر به رعایت تساوی جنسیت و مخصوصا حقوق رنان می شود به همین جهت باید در سیاستگذاریها ICT نمایندگانی از هر دو طیف زن و مرد ر بطور علی السویه حضور داشته باشند. ولی در بیشتر موارد چنین نیست و بدنه تصمیم گیری را غالبا مردان تشکیل می دهند که باعث می شود در سیاستگذاری ها کفه سنگین ترازو به نفع مردان باشد. 5-پیشنهادات تکمیلی آنچه در سیاستگذاریهای ICT از اهمیت بالا یی بر خورداراست این است برای همه کاربران اعم از زن و مرد بطور علی السویه امکاناتی فراهم کند که باعث اقتدار آنان شود . یعنی نه تنها توانایی شرکت فعال در ابعاد اقتصادی ،سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی را در آنها ایجاد کند بلکه قدرت تصمیم گیری آنها در این زمینه ها را نیز ارتقاء بخشد. این امر میسر نمی شود مگر اینکه هر دو طیف در فرایند سیاستگذاری لحاظ شوند . به بیان دیگر زن ومرد جزئی از خود فرایند باشند.و این چیزی جرء لحاظ کردن تجزیه و تحلیل جنسیت در سیاستگذاری ICT نیست.در این راست و به منظور اطمینان از انجام این مهم مجموعه ای از مهمترین رهنمودها وجود دارد که می تواند به عنوان بخشی از قوانین مدیریتی مرکز ملی نخبگان ICT لحاظ شوند. این رهنمود ها عبارتند از : 5-1 – رهنمودهای عمومی 1. تأسیس واحد جنسیت در بخش تنظیم مقررات ICT 2. بررسی ، تجدید نظر و یا توسعه مقررات جدید ، بخشنامه ها ، نشریه ها و رویه ها برای حذف هر گونه تعصب جنسیتی. 3. ترویج تجزیه و تحلیل جنسیت به عنوان بخشی از فرایند سیاستگذاری 4. ایجاد و تدوین سیستمهایی برای جمع آوری آمار و ارقام زنان و مردان 5. گفتگو با دیگر نهادهای ملی 5-2-منابع انسانی 1. اطمینان از فرصتهای کاری مساوی برای همه زنان و مردان صرف نظر از قبیله، نژاد، طبقه یا سن. 2. اطمبنان از تخصیص پستهای مدیریتی به زنان تا حد 50% 3. تمهیدات مأموریتی برای جذب زنان اهل فن مخصوصا پستهای تصمیم گیری و فنی. 4. اطمینان از ایجاد و توسعه سیستمهای پشتیبانی مناسب مردان و زنان اهل فن. 5. اطمینان از عدم وجود تبعیض در دستمزدها و تدوین سیاست برای حذف شکاف در صورت وجود 5-3-آموزشی 1. اطمینان از دستیابی مساوی به فرصتهای آموزشی 2. ترویج فرصتهای آموزشی آگاه سازی جنسیتب برای زنان و مردان 3. پشتیبانی برنامه های آموزشی فنی و مدیرتی برای زنان اهل فن. 5-4-فعالیتهای اعطاء مجوز(کسب پروانه) 1. اعطاء در صد قابل ملاحظه ای از مجوزها به شرکتهایی با صاحبان زن و یا شرکتهایی با مدیران سطح بالای زن. 2. ایجاد رویه های اعطاء مچوز و قرار دادن در محلهای مناسب قابل دسترس(روزنامه ها ، دانشگاهاو... ) برای زنانی که پتانسیل شرکت داری را دارند. 3. ترویج تولید برنامه های همکاری تجاری و مشارکت با خبرگان در کمک به کار آفرینان زن. 4. توسعه معیارهای اعطاء مجوز بر مبنای مسؤلیت پذیری اجتماعی کسب و کار علاوه بر اهداف دستیابی جهانی اقدام پیشنهادی. 5. اطمینان از اینکه مجوز اعطائی دربر گیرنده شرایط ترویج تجزیه و تحلیل جنسیت برای شرکت می باشد. 5-5- شیوه اعمال رهنمودها رهنمود های فوق را به دوطریق می توان اعمال کرد: 1. یه صورت فهرست کنترلی( CHECKLIST) بین همه کسانی که به نحوی در تدوین سیاستهای ICT دخالت دارند توزیع شود. 2. به صورت یک سند مشاوره ای در اختیار سازمان هایی نظیر تنظیم مقررات وصدور مجوز قرارگیرد. 6- نتیجه گیری اقتدار زن به معنای شرکت فعالانه او درابعاد اجتماعی،سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی زندگی و قدرت تصمیم گیری او در همه این ابعاد در راستای بهبود کیفیت زندگی می باشد.لازمه این شرکت فعالانه برخورداری از قابلیتها و تواناییهای مورد نیاز است. که این نیز به نوبه خود تیازمند دستیابی به منابع مالی ، آموزشی، فرهنگی واطلاعاتی می باشد. در عصر حاضر آنچه که باعث تسهیل و تسریع در دستیابی به موارد فوق می شود چیزی جز امکانات متنوع و مدرن ICT نمی باشد .ولی از آنجاکه سیاستگذاریهای این صنعت نوین بدون توجه به مشکلات جنسیت تدوین می شوند هم میراث تفوق مرد بر زن خواسته یا نا خواسته بر این سیاستها حاکم است و هم بدلیل عدم تجزیه و تحلیل جنسیت ممکن است این خط مشی ها متناسب با حال و روز زنان تدوین نشوند وطبعا در مرحله عمل منجر به نادیده گرفتن حقوق زنان خواهد شد . دراین مقاله با توجه به مشکلات فوق روشی ارائه شد که در چارچوب اهداف توسعه در هزاره سوم جنسیت محوری را سر لوحه کار خود قرار دهد تا از بدو امربا تجزیه و تحلیل جنسیت ، مشکلات زنان و مردان در سیاستگذاریها لحاظ شود تا در مرحله عمل پتانسیل های متنوع این محیط بطور عادلانه و در راستای اقتدار در اختیار آنان باشد. لذا دو ویژگی مهم وجود داردکه این روش رابا واقعیات موجود سازگار می کند. یکی اینکه بر خلاف روش ها قبلی سیاستگذاریها باتجزیه و تحلیل جنسیت تدوین می شود و دیگر اینکه به روش دلفی سیاستها با اجماع همه کسانی که تأثیر مثبت در تدوین آنها دارند به جمع بندی و تصویب نهایی می رسد. یعنی هم نخبگان ICT آشنا با مشکلات جنسیت، هم خبرگان طرفدار تساوی جنسیت آشنا به حوزه ICT و مشکلات آن ،و هم استفاده کنندگان و تولید کنندگان از هر دو طیف در تهیه سند ملی ICT دخالت داده می شوند تا منجر به تهیه سندی واقع بینانه و عاری از تبعیض جنسیت در جهت تحقق اقتدار ملی تهیه شود. 7-منابع : www.prime2.org/prime2/pdf/9-11_BP_GSA_Curricula_Web.swf[1] [2]http://www.itu.int/ITU-D/gender/pdf/GenderAwarenessGuidelines.pdf. [3]http://www.worldbank.org/gender/digitaldivide/worldbankpresentation.ppt [4] http://info.worldbank.org/etools/docs/voddocs/310/625/gender_itc.pdf [5] http://siteresources.worldbank.org/INTGENDER/Resources/16Gender.ppt [6] http://www.isiswomen.org/onsite/wsis/gendict-forum.html