hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcff81650c000000bf0f000001000400
خودروسازی؛ صنعت متکی به تکنولوژی و مدیریت
آنچه از دور پایان جاده به نظر میآید، وقتی به آن نزدیک میشوی، بعید نیست یکی دیگر از پیچهای جاده باشد.
(رابرت اچ شولر)
عصر حاضر را میتوان با دو مشخصه اصلی شتاب فراوان تغییرات و افزایش عدم قطعیت تعریف کرد. به تبع این ویژگی، اداره سازمانهای امروزی بسیار پیچیده شده است. در گذشتههای نه چندان دور مدیران خودروسازی بر این اعتقاد بودند که داراییهای مادی، تضمین کننده قدرت رقابتی آنان است ولی در قرن جدید، موفقیت با کسانی است که از هم اکنون راه خود را به آینده شناختهاند، نه آنهایی که دارای اموال بسیاری در ترازنامههای خود هستند. در واقع مدیران خودروسازی باید آنچه را از تجربیات گذشته آموختهاند، فراموش کنند زیرا با تفکرات سنتی، جاودانه بودن را از دست میدهند و موفقیت آنان موقتی خواهد بود.
نگاهی اجمالی به فضای صنعت خودرو نشان میدهد که 68 درصد خودروهای دنیا در سه کشور ژاپن، آلمان و امریکا تولید میشوند؛ این در حالی است که در ژاپن 17 ساعت، در امریکا 25 ساعت و در آلمان بیش از 36 ساعت زمان صرف تولید هر خودرو میشود و هزینه تولید نیز در ژاپن، آلمان و امریکا به ترتیب 61، 100 و 62 درصد است. به عنوان نمونه در سیاستهای بلندمدت فولکس واگن، زمان ورود به بازار خودروی گلف 5 که طراحی آن از سال 1994 آغاز شد، سال 1996، بازار دسته دوم سال 1998 و خروج از بازار سال 2012 پیشبینی شده بود. بر این اساس، صنایع خودروسازی به منظور آمادهسازی خود باید برای 20 تا 25 سال برنامهریزی کنند.
اهمیت روزافزون صنعت خودروسازی در مقیاس جهانی را رسیدن صنایع خودروسازی به مرز فروش بالغ بر 1100 میلیارددلار در سالهای پایانی قرن بیستم و قرار داشتن همیشگی 10 خودروساز در میان 100 شرکت برترجهان اثبات میکند. پدیده وقوع ادغامهای بزرگ میان غولهای خودروسازی جهان، شکلگیری بیسابقهترین انحصارها در این صنعت را به دنبال داشته است زیرا 68 درصد تولید جهانی خودرو در سه کشور و 90 درصد تولید جهانی خودرو تنها در شش کشور صورت میگیرد. این حقایق نشان دهنده این است که صنعت خودروسازی در زمره صنایع متکی به دستاوردهای نوین مدیریت و تکنولوژی پیشرفته قرار میگیرد.
اگر بخواهیم بازیگر جهانی شویم باید به همگرایی با روند جهانی سازی روی بیاوریم
در سالهای اخیر فعالیتهای مشترک و ادغامهای نوین در شرکتهای خودروسازی، چهره جهانی به خود گرفته و تغییر شکل اساسی ساختار این بخش را به همراه داشته است؛ به طوری که بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ بنا به اجبار عرصه را ترک گفتند و برخی به تازگی وارد صحنه رقابت شده و رشد خود را آغاز کردهاند.
جهانی شدن زمانی محقق میشود که مدیران خودروساز، بر باور علم توسعه همه جانبه و فراگیر و دانایی محور متکی باشند و تمرکز برنامهها بر اجرای برنامههای صنایع پیشرفته قرار گیرد. مشکل کشورهای در حال توسعه این است که در نیمه راه به قافله صاحبان علم و تکنولوژی میپیوندند و پس از سالها تلاش، درمییابند که رسیدن به پیشگامان نه تنها به آن سادگی که تصور میشد نیست بلکه تداوم کار نیز به دلیل رقابتی نبودن محصولات، در پردهای از ابهام قرار میگیرد و نیازمند جست و جوی راهحلی برای خروج از بحران است؛ بحرانی که به دلیل ورود تکنولوژیهای رشد نیافته پیش میآید زیرا با تصور جوابگویی نیاز فعلی و هزینه پایین، تکنولوژیهای پیشرفته را خریداری نمیکنند و پس از مواجهه با بحران، تکنولوژی جدیدتر خریداری و جایگزین قبلی میشود که با این روش هزینه صرف شده بسیار بیشتر از انتظار است.
ایستادن در وسط راه بسیار خطرناک است چون یا با آنهایی که میآیند تصادف میکنید یا با آنهایی که میروند
مدیران خودروساز باید در بازار داخلی با اتخاذ تدابیر تاکتیکی و استراتژیک ـ اعم از بازسازی صنعتی و بهبود ارتباط با تامین کنندگان و در نهایت کندوکاو در تقاضای جدید ـ و در بعد فرامرزی نیز با راهاندازی شرکتهای تابعه در سایر کشورها، به صورت انفرادی و اشتراکی، برای حفظ بازار در این بازار پررقابت به طور مستمر تلاش کنند و برای اتصال به زنجیره جهانی میبایست پارامترهایی نظیر ایجاد تنوع، تغییر سریع مدلها، ثابت نگه داشتن قوای محرکه و همچنین مقیاس و اندازه اقتصادی تولید را در نظر بگیرند و در نهایت اهداف بلندمدت را براساس ویژگیهای کشور ایران با توجه به شرایط محیطی و بومی ترسیم کنند و استراتژی نگاه به درون صنعت خودروسازی با جهتگیری اجتماعی و سیاسی، توسعه صنعتی مبتنی بر جایگزینی واردات و تحقق صنعت رقابتپذیر برای تداوم حیات و بالندگی کشور و ایجاد زنجیره صنایع خودروسازی کارآفرین و مولد فن همراه با ارائه محصول قابل عرضه در بازار جهانی و اتصال به زنجیره جهانی تولید را اتخاذ کنند تا تعاملی سازنده بین چالشها و چشم اندازهای صنعت خودروسازی ایجاد شود.