hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcffaae80b0000003110000001000200
مشاهده مستمر پیوستگی و ارتباط خود با دنیا
با گذشت زمان هر قدر سن ما افزایش مییابد، قدرت و سرعت ما برای کشف حقایق بیرونی کاهش مییابد و ما ارتباط بسیار کمتری با دنیای اطراف خود و نیروهای بیرونی برقرار میکنیم. ما در واقع اساساً در نوع نگرش خود به دنیا، اسیر میشویم. انیشتین میگوید: تجارب، افکار و احساسات انسانها، آنها را از جهان واقعی جدا میکند و مانند حجابی بر سر راه آگاهی و علم آنها قرار میگیرد. این حجاب زندانی است که چهار دیوار آن به آرزوهای ما و افرادی که دوستشان داریم محدود میگردد و توسعه به وسیله رحمت و شفقت، عشق به دیگران و درک کل طبیعت بهعنوان مظهر زیبایی بدست میآید.
با گذشت زمان هر قدر سن ما افزایش مییابد، قدرت و سرعت ما برای کشف حقایق بیرونی کاهش مییابد و ما ارتباط بسیار کمتری با دنیای اطراف خود و نیروهای بیرونی برقرار میکنیم. ما در واقع اساساً در نوع نگرش خود به دنیا، اسیر میشویم.
انیشتین میگوید: تجارب، افکار و احساسات انسانها، آنها را از جهان واقعی جدا میکند و مانند حجابی بر سر راه آگاهی و علم آنها قرار میگیرد. این حجاب زندانی است که چهار دیوار آن به آرزوهای ما و افرادی که دوستشان داریم محدود میگردد و توسعه به وسیله رحمت و شفقت، عشق به دیگران و درک کل طبیعت بهعنوان مظهر زیبایی بدست میآید.
1- شفقت
ما باید بیاموزیم که رحمت و شفقت و محبت به دیگران، حالتی روحی و روانی است که ناشی از توجه به بیرون از خود است. بهعبارت دیگر میزان بذل محبت و مهر به دیگران متناسب با آگاهی ماست. افراد ساختار سیستمهایی را که در درون آن عمل میکنند بهتر و بیشتر میبینند و فشارهای ناشی از این ساختارها را بر خود و دیگران بهتر درک میکنند و به طور طبیعی حس نوع دوستی و محبت بیشتری نسبت به هم و به سیستم دارند.
2 - تعهد و پایبندی به کلیت
تعهد ناب و خالص یا اخلاص، زمانی حاصل می شود که به چیزی فراتر از خود ما نسبت داده شود.
ایناموردی میگوید که امکان ندارد کاری بزرگ و یا اختراعی صورت گیرد بدون آنکه شخص نابغهای از قدرت روحانی خود بهره نبرده باشد، گویی که حالت چنین فردی مانند فریاد روحی است که برای آگاهی و بیداری دیگران به خروش در میآید.
3_ تشویق و تقویت مهارتهای فردی در سازمان
یک الگو برای رشد انتخاب میکنیم و سپس در جهت آن حرکت میکنیم. هیچ کس را نمیتوان مجبور کرد که بنا به الگویی مشخص مهارتهای خود را توسعه دهد.
مدیران بایستی محیطی مساعد بوجود آورند تا قوانین و فرامین مهارتهای فردی، در زندگی سازمان بهکار گرفته شوند. این بدان معنی است که سازمانی بوجود آورند که برای افراد خلاق و آرمانگرا، امن و آسوده باشد. تعهد به حقیقت و واقعگرایی هنجاری پسندیده باشد و نوآوری و چالش برای ابراز عقاید نو، ارزش تلقی گردد. چنین اقلیم سازمانی از دو طریق مهارتهای فردی را توسعه میدهد:
1_ بطور پیوسته این عقیده را که رشد شخصی در سازمان ارزش است تقویت میکند و این خود سبب توسعه مهارتهای فردی میگردد، که توسعه مهارتهای فردی بایستی بطور پیوسته و بتدریج انجام گیرد.
2_ سازمانی که خود را نسبت به مهارتهای کارکنان مسئول میداند برای ایجاد چنین محیطی باید پیوسته آرمانهای شخصی افراد را شناسایی و تشویق کند، به حقیقت پایبند باشد و نهایتاً بهگونهای منصفانه بین این دو دیدگاه معین، آرمان افراد و واقعیتها واقع شود و سعی در کاهش این فاصله کند.
قلب استراتژی رهبری، داشتن مدلی است که بر اساس تعهد نسبت به ارتقاء و توسعة مهارتهای فردی استوار است و در قالب این مدل با کارکنان باید درباره مهارتهایشان و تقویت آنها صحبت کرد.
نویسنده: حامد شاطری