مقاله ها
1400/12/13
hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcffa3e80b0000001e10000001000200
مدیریت و سیستم‌های اطلاعاتی
امروزه اهمیت اطلاعات و اطلاع رسانی بر کسی پوشیده نیست. اطلاعات بعنوان منبع اصلی قدرت و تسلط بر دیگران نقش مهمی را برعهده دارد. یکی از اساسی ترین و حیاتی ترین کاربردهای اطلاعات را می توان در زمینه های مدیریت مشاهده کرد. به‌کارگیری اطلاعات صحیح ، دقیق و بموقع در تصمیم گیری ها ، برنامه ریزی ها و دیگر مسایل مدیریت می‌تواند در نوع سرنوشت سازمان بسیار موثر باشد . در عصر دانش کنونی، گسترش و پیچیدگی سازمان‌های تخصصی سیستم‌های مدیریت سنتی را غیرکارآمد ساخته و ابزار نوین و کارآمد امروز چیزی به جز سیستم های اطلاعات مدیریت نیست.
سیستم‌های اطلاعات مدیریت ، سیستم‌های رسمی و غیر رسمی که اطلاعات قدیم ، حال و مربوط به آینده ، بصورت کتبی و شفاهی  ، مرتبط با عملیات داخلی سازمان و محیط آن فراهم می سازد و سپس به‌وسیله اطلاعات فراهم شده در چهارچوب زمانی مقتضی به‌منظور به‌کاربردن در تصمیم گیری از مدیران ، پرسنل و اجزا کلیدی محیط پشتیبانی می کند.
اجزای سیستم های اطلاعات مدیریت را می توان به صورت زیر تقسیم بندی کرد:                                - مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی
- سیستم‌های پردازش
-    اطلاعات
 
مدیریت سیستم‌های اطلاعات:
مدیران در مقابل تبادل اطلاعات و برقرای ارتباطات و رهبری سازمانی خود در نقشهای مختلف ظاهر می‌شوند، اما این قدرت مدیریت اطلاعات آنهاست که نوع نقشی را که باید ایفا کنند برای آنها تعیین می‌کند.
 
- نقش‌های مدیریت در سیستم‌های اطلاعات مدیریت و سازمان:
1- نقش‌های متقابل فردی:
1-1: تشریفاتی(شرکت در مراسم)
1-2: رهبری(آموزش کارکنان و تصمیم گیری)
1-3: ارتباطی(ارتباط با فرادستان،زیردستان،هم ردیفان)
2- نقش‌های اطلاعاتی:
2-1:گیرنده(دریافت کننده اطلاعات)
2-2: نشردهنده(پخش در سازمان)
2-3: سخنگو(دادن اطلاعات به بیرون سازمان)
3-نقش‌های تصمیم گیری:
3-1: کارآفرینی(تاثیر نوآوری)
3-2: تشنج زدایی(حل مشکلات و بحران‌ها)
3-3: تخصیص منابع(مالی،اعتباری،انسانی و.....)
3-4: مذاکره کننده(قراردادها،....)
 
سیستم‌های اطلاعات مدیریت((MIS در سازمان‌ها از طریق مکانیزه کردن کامپیوتری تحقق می‌یابد که ایجاد سیستم اطلاعات کامپیوتری دارای مراحل مختلفی به شرح زیر است(مدل مرحله ای نولان)
 
1.       آشنا سازی: در این مرحله سازمان با دستگاهی به نام کامپیوتر آشنا می شود . کاهش هزینه ها و کاهش حجم اطلاعات روی کاغذ هدف استفاده از این دستگاه است.
2.        سرایت: تعریف کاربردهای جدید برای کامپیوتر انجام می شود و تقاضا برای استفاده از کامپیوتر افزایش می یابد .
3.        کنترل: در این مرحله مدیریت احساس می‌کند که هزینه‌های استفاده از کامپیوتر افزایش پیدا کرده است و سعی در کنترل آن می‌کند که شروع به استفاده از سیستمی با عنوان DSS(Decision Support System)می کند.
[‌‌‌DSS(سیستم پشتیبانی تصمیم): موقعی عمل می کند که مسیله بروز کرده باشد . این نوع سیستم ادامه یا مکمل سیستم گزارشهای مدیریت است که از مدلهای تصمیم گیری و پایگاه داده هایی خاص در جهت پشتیبانی از تصمیمات نیمه ساخت یافته یا ساخت نیافته استفاده می کند.]
4.                                                                                                                                                                   جامعیت: سیستم‌هایی که در دومین مرحله بطور مجزا پیاده شده بودند با هم جمع شده به این نحو که داده ها از یک محدوده به محدوده‌ی دیگر جریان می یابند. سیستم‌های فرعی پردازش داده با هم جمع شده و بین سیستم‌های فرعی اطلاعات ارتباط برقرار می گردد.
5.        اداره  داده: مدیریت داده از اهمیت پایگاه داده برای پردازش داده آگاه می شود و نرم افزاری با وظیفه اداره داده مطرح می گردد.
6.        بلوغ: تمام اجزای سیستم‌های اطلاعات مدیریت در جای خود قرار می گیرند.
 
متخصصان اطلاعاتی            مدیر            مراحل
پشتیبانی                   تعریف مسئله و اهداف       برنامه ریزی
سیستم                     کنترل                 تجزیه تحلیل و طراحی
جمع آوری منابع MIS     کنترل                 پیاده سازی
در دسترس قرار دادن منابع                      کنترل   عملیات رفع نقص
 
 
در جدول فوق در هنگام آغاز، کلیه متخصصان اطلاعاتی مدیریت را از لحاظ داده های مورد نیاز پشتیبانی می نمایند و مدیریت وظیفه تعریف مسیله و اهداف کار را دارد و سپس برای تحقق امر، برنامه ریزی لازم انجام می گیرد.
در مرحله بعد متخصصان تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم اطلاعاتی را انجام می‌دهند و مدیریت کنترل روند را بر عهدا دارد.
در گام سوم منابع مورد نیاز برای سیستم‌های اطلاعات مدیریت توسط متخصصان جمع آوری شده و پیاده سازی سیستم صورت می پذیرد و مدیریت کنترل کننده آنها است.
در گام چهارم ارایه‌ی منابع MIS به شکل عملیاتی و اجرایی صورت می پذیرد و در این مرحله نیز مدیریت روند کار را تحت کنترل خود تا تحقق کامل دارد.
 
سیستم‌های پردازش:
موضوع پردازش بر دو محور داده(Data) و اطلاعات(Information) استوار است که میتوان از داده و اطلاعات به شرح زیر یاد کرد:
-          داده‌ها عبارتند از سمبل‌ها و نشانه‌ها که نمایانگر وقایعی هستند که اتفاق افتاده است. این سمبل‌ها بصورت کلمات و شکل‌ها و ... است.
-          اطلاعات عبارت است از دانش درک گیرنده از پیامی که دریافت می کند. اگر پیامی چنین ویژگی را نداشته باشد از نظر گیرنده داده محسوب می شود ، اطلاعات ممکن است در شکل زبانی ، علایم رفتاری یا علایم و اشکال دیگر باشد و همچنین مفهوم اطلاعات و داده نسبی است.
پردازش داده و اطلاعات شامل ثبت ، مرتب کردن ، ترکیب ، محاسبه ، جمع بندی ، ذخیره ، بازیافت ، تولید مجدد و... بوده است.
 
 
اطلاعات:
پس از پردازش برروی داده ها نتیجه کار تولید اطلاعات است. اطلاعات تولید شده دارای ارزش مخصوص به خود هستند حال آنکه ارزش اطلاعات بستگی به میزان کمکی است که به تصمیم گیری می‌کند و در رفتار مدیریت بهبود ایجاد می‌کند.
اطلاعات در هر شرایطی دارای ویژگی‌های خاصی است که این ویژگی‌ها بصورت زیر است:
1-      صحت اطلاعات :اطلاعات می‌تواند صحیح یا غلط باشد که در صورت غلط بودن تولید کننده اطلاعات مقصر است.
2-      شکل اطلاعات: اطلاعات می‌تواند به‌صورتهای مختلف مانند اطلاعات عددی ، متنی و ..... باشد.
3-      تناوب یا تکرار: اطلاعات معمولا هر چند وقت یکبار تکرار می شود ، مانند ترازنامه سالیانه ، حقوق و دستمزد ماهیانه و .....
4-      مربوط بودن اطلاعات: اطلاعات وقتی مربوط محسوب می شود که برای وضعیت خاصی مورد نیاز باشد.
5-      کامل بودن اطلاعات: اطلاعات وقتی کامل است که تمام نیازهای مصرف کننده را برطرف کند.
6-      بهنگام بودن اطلاعات: اطلاعات باید به اقتضای زمانش باشد.
7-      وسعت اطلاعات: اطلاعات ممکن است حدود وسیعی یا مقدار کمی از حوضه فعالیت را پوشش دهد.
8-      مبدا اطلاعات: اطلاعات می تواند از منابع داخلی سازمان یا خارج سازمان باشد.
9-      افق زمانی اطلاعات: اطلاعات ممکن است مربوط به حال ، آینده یا گذشته باشد.
10- منبع اطلاعات: منبع اطلاعات می تواند به دو دسته زیر تقسیم شود:
 
اولیه :
-          مشاهده
-          تجربی
-          بررسی های پیمایشی
-          برآوردهای ذهنی
 
ثانویه:
-          اطلاعاتی که از منابع خارجی خریداری می شوند
-          تهیه اطلاعات ازانتشارات ،رسانه های مکتوب ،ارگان‌ها ،سازمان‌های دولتی
مدیریت و سیستم‌های اطلاعاتی
منبع: اینترنت           تماس با سردبیر: manager_ict@yhaoo.com     تاریخ ارسال: 14 دی 1383
امروزه اهمیت اطلاعات و اطلاع رسانی بر کسی پوشیده نیست. اطلاعات بعنوان منبع اصلی قدرت و تسلط بر دیگران نقش مهمی را برعهده دارد. یکی از اساسی ترین و حیاتی ترین کاربردهای اطلاعات را می توان در زمینه های مدیریت مشاهده کرد. به‌کارگیری اطلاعات صحیح ، دقیق و بموقع در تصمیم گیری ها ، برنامه ریزی ها و دیگر مسایل مدیریت می‌تواند در نوع سرنوشت سازمان بسیار موثر باشد . در عصر دانش کنونی، گسترش و پیچیدگی سازمان‌های تخصصی سیستم‌های مدیریت سنتی را غیرکارآمد ساخته و ابزار نوین و کارآمد امروز چیزی به جز سیستم های اطلاعات مدیریت نیست.
سیستم‌های اطلاعات مدیریت ، سیستم‌های رسمی و غیر رسمی که اطلاعات قدیم ، حال و مربوط به آینده ، بصورت کتبی و شفاهی  ، مرتبط با عملیات داخلی سازمان و محیط آن فراهم می سازد و سپس به‌وسیله اطلاعات فراهم شده در چهارچوب زمانی مقتضی به‌منظور به‌کاربردن در تصمیم گیری از مدیران ، پرسنل و اجزا کلیدی محیط پشتیبانی می کند.
اجزای سیستم های اطلاعات مدیریت را می توان به صورت زیر تقسیم بندی کرد:                                - مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی
- سیستم‌های پردازش
-    اطلاعات
 
مدیریت سیستم‌های اطلاعات:
مدیران در مقابل تبادل اطلاعات و برقرای ارتباطات و رهبری سازمانی خود در نقشهای مختلف ظاهر می‌شوند، اما این قدرت مدیریت اطلاعات آنهاست که نوع نقشی را که باید ایفا کنند برای آنها تعیین می‌کند.
 
- نقش‌های مدیریت در سیستم‌های اطلاعات مدیریت و سازمان:
1- نقش‌های متقابل فردی:
1-1: تشریفاتی(شرکت در مراسم)
1-2: رهبری(آموزش کارکنان و تصمیم گیری)
1-3: ارتباطی(ارتباط با فرادستان،زیردستان،هم ردیفان)
2- نقش‌های اطلاعاتی:
2-1:گیرنده(دریافت کننده اطلاعات)
2-2: نشردهنده(پخش در سازمان)
2-3: سخنگو(دادن اطلاعات به بیرون سازمان)
3-نقش‌های تصمیم گیری:
3-1: کارآفرینی(تاثیر نوآوری)
3-2: تشنج زدایی(حل مشکلات و بحران‌ها)
3-3: تخصیص منابع(مالی،اعتباری،انسانی و.....)
3-4: مذاکره کننده(قراردادها،....)
 
سیستم‌های اطلاعات مدیریت((MIS در سازمان‌ها از طریق مکانیزه کردن کامپیوتری تحقق می‌یابد که ایجاد سیستم اطلاعات کامپیوتری دارای مراحل مختلفی به شرح زیر است(مدل مرحله ای نولان)
 
1.       آشنا سازی: در این مرحله سازمان با دستگاهی به نام کامپیوتر آشنا می شود . کاهش هزینه ها و کاهش حجم اطلاعات روی کاغذ هدف استفاده از این دستگاه است.
2.        سرایت: تعریف کاربردهای جدید برای کامپیوتر انجام می شود و تقاضا برای استفاده از کامپیوتر افزایش می یابد .
3.        کنترل: در این مرحله مدیریت احساس می‌کند که هزینه‌های استفاده از کامپیوتر افزایش پیدا کرده است و سعی در کنترل آن می‌کند که شروع به استفاده از سیستمی با عنوان DSS(Decision Support System)می کند.
[‌‌‌DSS(سیستم پشتیبانی تصمیم): موقعی عمل می کند که مسیله بروز کرده باشد . این نوع سیستم ادامه یا مکمل سیستم گزارشهای مدیریت است که از مدلهای تصمیم گیری و پایگاه داده هایی خاص در جهت پشتیبانی از تصمیمات نیمه ساخت یافته یا ساخت نیافته استفاده می کند.]
4.                                                                                                                                                                   جامعیت: سیستم‌هایی که در دومین مرحله بطور مجزا پیاده شده بودند با هم جمع شده به این نحو که داده ها از یک محدوده به محدوده‌ی دیگر جریان می یابند. سیستم‌های فرعی پردازش داده با هم جمع شده و بین سیستم‌های فرعی اطلاعات ارتباط برقرار می گردد.
5.        اداره  داده: مدیریت داده از اهمیت پایگاه داده برای پردازش داده آگاه می شود و نرم افزاری با وظیفه اداره داده مطرح می گردد.
6.        بلوغ: تمام اجزای سیستم‌های اطلاعات مدیریت در جای خود قرار می گیرند.
 
متخصصان اطلاعاتی            مدیر            مراحل
پشتیبانی                   تعریف مسئله و اهداف       برنامه ریزی
سیستم                     کنترل                 تجزیه تحلیل و طراحی
جمع آوری منابع MIS     کنترل                 پیاده سازی
در دسترس قرار دادن منابع                      کنترل   عملیات رفع نقص
 
 
در جدول فوق در هنگام آغاز، کلیه متخصصان اطلاعاتی مدیریت را از لحاظ داده های مورد نیاز پشتیبانی می نمایند و مدیریت وظیفه تعریف مسیله و اهداف کار را دارد و سپس برای تحقق امر، برنامه ریزی لازم انجام می گیرد.
در مرحله بعد متخصصان تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم اطلاعاتی را انجام می‌دهند و مدیریت کنترل روند را بر عهدا دارد.
در گام سوم منابع مورد نیاز برای سیستم‌های اطلاعات مدیریت توسط متخصصان جمع آوری شده و پیاده سازی سیستم صورت می پذیرد و مدیریت کنترل کننده آنها است.
در گام چهارم ارایه‌ی منابع MIS به شکل عملیاتی و اجرایی صورت می پذیرد و در این مرحله نیز مدیریت روند کار را تحت کنترل خود تا تحقق کامل دارد.
 
سیستم‌های پردازش:
موضوع پردازش بر دو محور داده(Data) و اطلاعات(Information) استوار است که میتوان از داده و اطلاعات به شرح زیر یاد کرد:
-          داده‌ها عبارتند از سمبل‌ها و نشانه‌ها که نمایانگر وقایعی هستند که اتفاق افتاده است. این سمبل‌ها بصورت کلمات و شکل‌ها و ... است.
-          اطلاعات عبارت است از دانش درک گیرنده از پیامی که دریافت می کند. اگر پیامی چنین ویژگی را نداشته باشد از نظر گیرنده داده محسوب می شود ، اطلاعات ممکن است در شکل زبانی ، علایم رفتاری یا علایم و اشکال دیگر باشد و همچنین مفهوم اطلاعات و داده نسبی است.
پردازش داده و اطلاعات شامل ثبت ، مرتب کردن ، ترکیب ، محاسبه ، جمع بندی ، ذخیره ، بازیافت ، تولید مجدد و... بوده است.
 
 
اطلاعات:
پس از پردازش برروی داده ها نتیجه کار تولید اطلاعات است. اطلاعات تولید شده دارای ارزش مخصوص به خود هستند حال آنکه ارزش اطلاعات بستگی به میزان کمکی است که به تصمیم گیری می‌کند و در رفتار مدیریت بهبود ایجاد می‌کند.
اطلاعات در هر شرایطی دارای ویژگی‌های خاصی است که این ویژگی‌ها بصورت زیر است:
1-      صحت اطلاعات :اطلاعات می‌تواند صحیح یا غلط باشد که در صورت غلط بودن تولید کننده اطلاعات مقصر است.
2-      شکل اطلاعات: اطلاعات می‌تواند به‌صورتهای مختلف مانند اطلاعات عددی ، متنی و ..... باشد.
3-      تناوب یا تکرار: اطلاعات معمولا هر چند وقت یکبار تکرار می شود ، مانند ترازنامه سالیانه ، حقوق و دستمزد ماهیانه و .....
4-      مربوط بودن اطلاعات: اطلاعات وقتی مربوط محسوب می شود که برای وضعیت خاصی مورد نیاز باشد.
5-      کامل بودن اطلاعات: اطلاعات وقتی کامل است که تمام نیازهای مصرف کننده را برطرف کند.
6-      بهنگام بودن اطلاعات: اطلاعات باید به اقتضای زمانش باشد.
7-      وسعت اطلاعات: اطلاعات ممکن است حدود وسیعی یا مقدار کمی از حوضه فعالیت را پوشش دهد.
8-      مبدا اطلاعات: اطلاعات می تواند از منابع داخلی سازمان یا خارج سازمان باشد.
9-      افق زمانی اطلاعات: اطلاعات ممکن است مربوط به حال ، آینده یا گذشته باشد.
10- منبع اطلاعات: منبع اطلاعات می تواند به دو دسته زیر تقسیم شود:
 
اولیه :
-          مشاهده
-          تجربی
-          بررسی های پیمایشی
-          برآوردهای ذهنی
 
ثانویه:
-          اطلاعاتی که از منابع خارجی خریداری می شوند
-          تهیه اطلاعات ازانتشارات ،رسانه های مکتوب ،ارگان‌ها ،سازمان‌های دولتی
 
یکی از مهم‌ترین راههای ارائه اطلاعات ،تهیه گزارش اطلاعات است که در طبقه بندی زیر تهیه می شود:
 
1.       گزارش اطلاعات ساده: حاوی اطلاعاتی که مدیران را از اوضاع جاری یا سطح دستاوردهای سازمان مطلع می کند به‌طور مثال : میزان فروش روزانه.
2.       گزارش اطلاعات وضعیتی(میزان پیشرفت کار): مدیران را در جریان بسیاری از مسائل جاری در بحران‌ها قرار می دهد و در عین حال از پیشرفت‌ها گزارش می دهد.بطور مثال : پیشرفت‌های رقبا.
3.       گزارش اطلاعات هشدار دهنده: مبین وقوع تغییراتی است که بصورت ظهور فرصت‌ها،پیش بینی مشکلات و... ظاهر می شوند. بطور مثال :نوسانات چشمگیر قیمت مواد اولیه.
4.       گزارش اطلاعات برنامه ریزی : اطلاعات مربوط به برنامه ریزی شامل پیشرفتهای عمده و برنامه هایی است که باید در آینده آغاز شوند.مانند: برنامه های شرکت برای بدست گرفتن سهم بازار.
5.       گزارش اطلاعات عملیات داخلی: شامل شاخص‌های مهم و کلیدی در خصوص عملکرد سازمان است و از موقعیت‌هایی گزارش می‌دهد که نتایج سلامتی یا بیماری سازمان را نشان می‌دهد مانند:نرخ برگشت سرمایه.
6.       اطلاعات هوشمند خارجی: اطلاعات و اظهار نظرها درباره فعالیت‌ها در محیط یک سازمان شامل دامنه وسیعی از زمینه های مختلف نظیر تغییرات مربوط به صنعت و رقبا ، نوسانات مالی ، شایعات و .....
7.       گزارش اطلاعاتی که توزیع خارجی دارند: شامل اطلاعاتی است که مدیران مایلند آنها را قبل از توزیع بین سهام‌داران و یا رسانه‌های خبری مورد بررسی قرار دهند مانند گزارش ترازنامه.
در پایان بدین سخن بسنده می‌شود که تولید یا کسب اطلاعات صحیح باعث شناسایی سریع‌تر و بهتر عوامل و موقعیت‌هایی که موفقیت و عدم موفقیت یک سازمان را تعیین می‌کنند می‌شود و سبب تصمیم گیری صحیح مدیریت در رابطه با آنها می‌گردد                                                                                                                                  .
¤ نوشته شده در ساعت 17:41 توسط farnood hasani
پیام‌هاى دیگران document.write(get_cc(2946720))


تفکر استراتژیک
تلخیص از مقاله: دکتر وفا غفاریان - دکتر علیرضا علی احمدی  تماس با  سردبیر: manager_ict@Yahoo.com    تاریخ ارسال: 12 دی 1383
مدیران همواره با واژه های «مبهم» و «چندمعنای» ادبیات مدیریتی مواجه بوده اند. تبیین این واژه هـــــا می تواند در شناخت و بهره گیری بهتراز مباحث نظری سودمند باشد. استــــراتژی یکی از این زمینه هاست که با واژه هایی همچون برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت استراتژیک، تفکر استراتژیک و... انباشته شده است. هریک از این واژه ها خود گرفتار چند تعبیری و چند گونه نگری است. مایکل کازامانو و کنستانینوس مارکیدس (M.CUSUMANO & C.C- MARKIDES-2001) در مقدمه کتاب خود می نویسند: «فقدان یک تعریف همه پذیر، زمینه را برای هجوم تعابیر جذاب و عبارات باب روز گشوده است و این امر بر ابهام ما در مورد اینکه استراتژی چیست و یا چه باید باشد می افزاید».(1) تعجبی نیست که نشریه اکونومیست در مقاله ای ادعا می کند: «هیچکس به راستی نمی داند که استراتژی چیست؟»
ایـــن مقاله به رویکرد تفکر استراتژیک می پردازد. زیربنای این مقاله، مقاله قبلی ما با عنوان «رویکردهای نوین استراتژی(2)» است که در اینجا بخش مهمی از آن، یعنی «تفکر استراتژیک» موردبررسی کاملتر و گسترده تری قرار می گیرد. در این بررسی ضرورت تفکر استراتژیک و مزیتهای آن، ماهیت و کارکرد آن و درنهایت یک الگوی مفهومی برای این شیوه تفکر تشریح می شود. منظور اصلی مقاله تنها تبیین این رویکرد مهم مدیریتی نیست بلکه آنچه امید داریم در انتهای مقاله حاصل شود شکل گیری مجموعه ای از مؤلفه های دیدگاهی پیرامون محیط کسب و کار است. دیدگاهی که می تواند اثربخشی مدیران را توسعه بخشد.
تفکر استراتژیک چیست؟
«تعریف» ابزاری برای معرفی مفاهیم و رویکردهاست، ولی معرفی «تفکر استراتژیک» ازطریق تعریف آن کاری کم ثمر است. علت این امر در پیچیدگی مفهومی این رویکرد نهفته است. تعاریف متعددی که برای تفکر استراتژیک ارائه شده هریک به جنبه هایی از این رویکرد توجه داشته اند، هرچند هیچ یک تمامی ابعاد را در برندارند. در چنین شرایطی بهتر است برای معرفی به جای تعاریف، به ماهیت و ویژگیهای تفکر استراتژیک پرداخته و بدین ترتیب تلاش شود تا نمای صحیحی از این رویکرد تصویر گردد.
از دیدگاه ماهوی تفکر استراتژیک یک «بصیـــرت و فهم» است. این بصیرت کمک می کند تا در شرایط پیچیده کسب و کار
1 - واقعیتهای بازار و قواعد آن به درستی شناخته شود؛
2 - ویژگیهای جدید بازار زودتر از دیگران کشف گردد؛
3 - جهشهای (ناپیوستگیهای) کسب و کار درک شود؛
4 - و برای پاسخگویی به این شرایط راهکارهای بدیع و ارزش آفرینی خلق شود. تفکر استراتژیک مدیر را قادر می سازد تا بفهمد چه عواملی در دستیابی به اهداف موردنظر موثر است و کدامیک موثر نیست و چرا، و چگونه عوامل موثر برای مشتری ارزش می آفریند؟ این بصیرت نسبت به عوامل تاثیرگذار در خلق ارزش، قدرت تشخیص ایجاد می کند. بدون این تشخیص، صرف منابع (مادی و غیرمادی) سازمان برای دستیابی به موفقیت بی حاصل خواهدبود. کن ایچی اومی (K.OHMAE) درکتاب معتبر خود با عنوان «تفکر یک استراتژیست» چنین اظهار می دارد که: «اگر موضوعات اساسی را تشخیص ندهید، هرقدر به خود و کارمندانتان فشار روحی و فیزیکی وارد کنید، سرانجام نتیجه ای جز سردرگمی و شکست حاصل نخواهدشد».(8) تفکر استراتژیک «پیش بینی» آینده نیست. تفکر استراتژیک تشخیص به موقع خصوصیات میدان رقابت و دیدن فرصتهایی است که رقبا نسبت به آن غافل هستند. جف بزوس (J.BEZOS) بنیانگذار شرکت آمازون (AMAZON.COM) هنگامی که در سال 1995 قابلیت فروش کتاب بر روی شبکه اینترنت را کشف و آن را تبدیل به یک کسب و کار کرد، تشخیص داد که توزیع کتاب بر روی شبکه اینترنت نه تنها هزینه ها را کاهش می دهد بلکه قابلیتهــــایی برای مشتری می آفریند که به هیچ وجه با نظام
توزیع سنتی قابل تامین نیست (خلق ارزش برای مشتری). امروز این شرکت با عمر کوتاه خود به فروش سالیانه ای بیش از 3/1 میلیارد دلار دست یافته است که این رقم در مقایسه با فروش 0/7 میلیارد دلاری شرکت بزرگی همچون جان وایلی (JOHN WILEY) با 200 سال سابقه فعالیت در این زمینه، ارزشمنـــــدی بصیرت نسبت به عوامل ارزش آفرین بازار را نشان می دهد.
تفکر استراتژیک ازطریق تشخیص و تقویت فعالیتهایی که ارزشهای منحصر به فردی بـــرای مشتری ایجاد می کند، مزیت رقابتی می آفریند. این کار ازطریق فهم قواعد بازار و پاسخگویی خلاقانه به آن انجام می شود. و این امر در محیط ناپایدار و متحول کسب و کار، یک رویکرد بی نظیر است.
تفکر استراتژیک درقالب قواعد «ساده و عمیق» ظاهر می شود. این قواعد مدل ذهنی خاصی را ایجاد کرده و مبنای تصمیم گیریهای روزانه تا جهت گیری کلی سازمان خواهدبود (شکل 1). شرکت اسباب بازی لگو (LEGO) این استراتژی را در مفهوم «هر محصول تولیدی حتماً باید برای کودک یادگیری داشته باشد» و شرکت مشاورین بین (BAIN) آن را در «تعهد به نتیجه برای مشتری» فرموله کرده اند. این عبارات ساده ولی عمیق، جهت گیری اساسی این شرکتها را مشخص کرده و مبنای خلق ارزش برای مشتری و مزیت رقابتی برای سازمان را به روشنی بیان می کنند.
تفکر استراتژیک برای سازمان و ذینفعان آن انگیزه و تعهد ایجاد می کند. این انگیزه و تعهد از طریق قدرتی به وجود می آید که در «حقیقت» ساده و درعین حال جذاب است. به قول آنتونی سن اکسوپری (A.S.EXUPERY) «اگر می خواهید کشتی بسازید لازم نیست مردم را فراخوانید و برای هرکس وظیفه ای مشخص سازید، بلکه کافی است به آنان عظمت بی پایان دریا را نشان دهید».
هنری مینتزبرگ تفکر استراتژیک را یک نمای یکپارچه از کسب و کار در ذهن می داند، گری هامل (G.HAMEL) آن را معماری هنرمندانه استراتژی برمبنای خلاقیت و فهم کسب و کار توصیف می کند. رالف استیسی (R.STACEY) آن را طرحریزی برمبنای یادگیری می شناسد. هریک از این تعابیر نمایی از این رویکرد را ارائه می کنند، بدون آنکه هیچ یک مدعی بیان تمامی این رویکرد باشند.
تفکر استراتژیک - برنامه ریزی استراتژیک
آیا در دوران جدید، عصر برنامه ریزی استراتژیک به سر رسیده و نقش آن به تفکر استــراتژیک سپرده شده است؟ رویکرد سازنده تر و مفیدتری هم برای این زمینه وجود دارد: تفکر و برنامه ریزی استراتژیک می توانند در کنار هم نقش مکمل داشته باشند. در این رویکـــــــرد، تفکر استراتژیک چشم انداز می آفریند و برای تبیین و پیاده سازی آن از ابزار برنامه ریزی استراتژیک استفاده می شود. هنری مینتزبرگ «متفکران» را از «برنامه ریزان» استراتژیک جدا می داند. وی برای برنامه ریزان استراتژیک نقشهای موثری همچون گردآوری داده، همراهی متفکر استراتژیک در خلق استراتـــــژی و مشارکت در پیاده سازی چشم اندازهای استراتژیک ذکر می کند ولی خلق چشم انداز و معماری استراتژی را حاصل تفکر استراتژیک می داند. (12) در تفکر استراتژیک یک تصویر بزرگ و یکپارچه (و درعین حال کلی و فاقد دقت) از محیط کسب و کار شکل می گیرد. این شیوه نگرش لازمه کشف قواعد اثربخش و بکارگیری آنها در راستای پاسخ به مشتری است، درحالی که برنامه ریزی استراتژیک با تمرکـز بر روی چشم انداز و جزئیات استراتژی خلق شده، داده های دقیق بـــرای پیاده سازی استراتژی را فراهم می سازد. تفکر استراتژیک جهت گیری مناسب سازمان را مشخص می سازد و برنامه ریزی استراتژیک سازمان را درجهت مشخص شده به پیش می برد. تفکر استراتژیک با سنتز عوامل موثر محیطی و درونی تصویر یکپارچه ای از فضای کسب و کار را در ذهن ایجاد کرده و زمینه را برای خلق پاسخهای خلاقانه و بدیع به نیازهای بازار فراهم می سازد و برنامه ریزی استراتژیک با
روشهای تحلیلی،‌اهداف استراتژیک را به برنامه ها و اهداف سالیانه و کوتاه مدت تبدیل کرده و گامهای لازم برای پیاده سازی استراتژی خلق را فرموله می کند. شاید با این دیدگاه بهتر باشد برنامه ریزی استراتژیک، «برنامه ریزی استراتژی» و ابزاری برای پیاده سازی چشم انداز (حاصل از تفکر استراتژیک) تلقی شود.
بدین ترتیب، ابعاد تحلیلی و عقلایی استراتژی با ابعاد خلاقانه و هنری آن پیوند می خورد و یک رویکرد قوی مدیریتی حاصل می گردد. تیم اوشاناسی (T.O’SHANNASSY) این تلفیق را یک فرایند دیالتیک ذهنی بین تفکر واگرا و همگرا می داند. وی می گوید: «درعین خلاق بودن باید خلاقیت را در دنیای واقعی پیاده کرد و درعین بهره گیری از قدرت سنتز می بایستی از قدرت تحلیل نیز استفاده کرد و بکارگیری پی درپی تفکر و برنامه ریزی استراتژیک راه دستیابی به استراتژیهای بدیع و خلاقـــانه درعمل است».(13) این شیوه نگرش می تواند یک چارچوب اصولی برای پیوند نظریات کلاسیک و نوین استراتژی را فراهم سازد و الگویی برای مفهوم یکپارچه استراتژی باشد.
نتیجه گیری
برای یک مدیر، هیچ ادراکی مهمتر از فهم کسب و کار نیست. این بصیرت تنها به درک عوامل موثر و روابط بین آنها محدود نمی شود، بلکه کشف شهودی زوایای ناشناخته این فضا و خلق ایده هایی برای بهره برداری از آنها، تجلی ارزش آفرینی از این بصیرت است. تفکر استـــــراتژیک رویکردی است که زمینه شکل گیــری و توسعه این بصیرت را فراهم می سازد. تفکر استراتژیک مدیران را به سوی یادگیری سریع از محیط کسب و کار و بکارگیری خلاقیت برای خلق ارزشهای جدید فرامی خواند. این شیوه تفکر، چشم اندازهایی متمایز از رقبا را به همراه دارد. چشم اندازهایی که می تواند استراتــــژی های نوآورانه و مزیت بخشی را سبب شود.
اگر کارکرد استراتژی خلق مزیت رقابتی دانسته شود، تفکر استراتژیک برای بقا و رشد سازمان در محیط پـررقابت امروز امری اجتناب ناپذیر خواهد بود. مزیت رقابتی مستلزم تمایز جهت گیری نسبت به رقیب است و تمایز درجهت گیری به دیدگاههای متفاوت و تازه ای نیاز دارد. برای دستیابی به چنین دیدگاهی الگوهای متعددی پیشنهاد شده است. یک الگو که در این مقاله معرفی گردید، یادگیری مستمـــر از محیط، کشف نیازهای بی پاسخ بــــازار و خلق راهکارهای بدیع و ارزش آفرین را به عنوان سه فرمان تفکر استراتژیک ذکر می کند. این الگو یک دستورالعمل اجرایی گام به گام نیست. آنچه پیام اصلی این الگوست، شیوه متفاوتی از نگرش به محیط کسب و کار است. با این نگرش، می بایستی رابطه مدیران با محیط بازار را مجدداً تعریف کرد و سازوکارهای مدیریتی سازمان را مورد بازنگری قرار داد. آنچه در اینجا مطرح می شود ماهیتاً یک نوع دانش مدیریتی نیست، منظور از این تعریف مجدد، تغییر باورهای بنیادین مدیران است. باورهایی که سوالات اساسی محیط کسب و کار را پیشرانه تلاش (فکری و اجرایی) برای متحول ساختن
سازمانها قرار دهد. پاسخ مدیران برای دستیابی به موفقیت چندان دور نیست، ولی پاسخ از آن کسی است که سوالی دارد                                                           
©کلیه حقوق این سایت متعلق به کاشی سنتی رنجبران به شماره برند 333592 می باشد
طراحی و توسعه شرکت مهندسی بهبود سامانه فرا ارتباط