مقاله ها
1400/11/21
hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcff82e80b000000c406000001000a00
پنج دشمن کار تیمی
اگر انسان‌ها با هم متحد شوند می‌توانند کارهایی را بکنند که از جمع تک‌تک آنها به مراتب بزرگتر است و اگر بتوانید همه کارکنان یک سازمان را به‌سوی یک هدف مشترک بسیج کنید، در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی در هر زمان موفق خواهید شد. آزمون نهایی هر تیم موفق، دستاوردهای آن است. ما در اینجا به بررسی پنج عاملی که مانع کار تیمی می‌شوند و همچنین راهکارهایی را که می‌تواند این موانع را تا حدودی از بین ببرد می‌پردازیم و نقش رهبری در این موانع را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
 

5عاملی که مانع کار تیمی می‌شوند عبارتنداز:
1- نبود اعتماد
2- ترس از برخورد
3- نبود تعهد
4- پرهیز از مسئولیت‌پذیری
5- بی‌توجهی به نتیجه کار

که این پنج عامل به یکدیگر وابسته‌اند و نمی‌توان جداجدا و به‌تنهایی آنها را دفع کرد که هر یک از این آفت‌ها می‌تواند باعث ناکامی کار تیمی شود.
1- نبود اعتماد
اعتماد در مفهوم کار تیم سازی اطمینان‌خاطر و پشت‌گرمی اعضای تیم از حسن نیت همتایان است و این معنا مخالف پیش‌بینی رفتار یک شخص بر اساس تجربه گذشته (مثلاً در گذشته خوب کار می‌کرده است) می‌باشد.
هر کار تیمی با ایجاد اعتماد آغاز می‌شود که تنها راه اعتمادآفرینی، غلبه کردن بر نیاز ما به مصونیت و آسیب‌پذیری است. کار تیمی بدون اعتماد معنا ندارد و همة آسیب‌ها قابل تحمل‌اند به شرطی اعضای تیم از آشکار ساختن آنها جلوی یکدیگر راحت باشند و دفاع و حفاظت از خود را لازم ندانند.
ویژگی تیم‌های بی‌اعتماد عبارتنداز:
1- ضعف‌ها و لغزش‌های خود را از یکدیگر پنهان می‌کنند.
2- از کمک خواستن از یکدیگر اکراه دارند.
3- عجولانه قضاوت می‌کنند و به یکدیگر کینه و حسد می‌ورزند.
4- از شکست می‌ترسند و برای پرهیز از گردهمایی بهانه می‌تراشند.

عواملی مثل ضعف‌های کلی را مطرح نکردن، سرپوش گذاشتن به توانایی‌های خویش و به‌خاطر کم‌رویی توانایی‌های واقعی خویش را پنهان کردن باعث می‌شود تا اعتماد ایجاد نشود که البته اعتمادسازی را نمی‌توان یک شبه ایجاد کرد و لازمه آن تجربه مشترک در گذر زمان شواهد مکرر از وفای به‌عهد و درک عمیق ویژگی‌های رفتاری تیم است.
برای ایجاد اعتمادسازی بایستی، نخست رفتن به دور میز و طرح چندین پرسش، مانند زادگاه، شمار فرزندان خانواده، نخستین کار، سرگرمی دوران کودکی و بزرگترین چالش دوران رشد را مطرح کنیم. اعضاء تیم با توصیف این صفات رفته‌رفته با یکدیگر پیوند شخصی برقرار می‌کنند. با این کار احساس یگانگی و درک را قدرت می‌بخشیم و رفتارهای نادرست و غرض‌ورزانه را تضعیف می‌کنیم. سپس اعضاء تیم بایستی با مهمترین خصلت سودمند هر یک از اعضاء نسبت به تیم آشنا شوند و خصلت‌ها و رفتارهایی که برای تیم مضر است را کنار بگذارند.
از کارآمدترین ابزارهای اعتمادآفرینی در هر تیم معرفی سلیقه‌ها و پسندهای رفتاری و هنجارهای شخصیتی است که همدلی و حسّ نزدیکی را در بین افراد افزایش و موانع را کاهش می‌دهد که البته بازخوردهای 360درجه‌ای یا انتقادسازنده از یکدیگر، فرصت شناخت توانایی‌ها و ناتوانایی‌ها را فراهم می‌کند که باعث شناخت بیشتر از یکدیگر و در نتیجه ایجاد اعتماد می‌شود.
نکته حائز اهمیت اینست که همه این ابزارها می‌توانند در کوتاه‌مدت قابلیت تیم‌ها را در اعتمادآفرینی تقویت کنند اما بایستی همواره در کارهای روزانه به‌طور منظم حتی در تیم‌های قوی پیگیری شود تا اثربخشی خود را حفظ کند.
رهبر تیم بایستی شرایطی پدید آورد که ترس از آسیب‌پذیری در تیم بریزد و اعضای تیم بتوانند راحت‌تر به شناسایی ضعف‌ها و توانایی‌ها به خود و به اعضاء گروه بپردازند.

2- ترس از برخورد:
نبود اظهارنظرهای نیش‌دار.
اگر ما به همدیگر اعتماد نکنیم، خودمان را هیچ‌وقت درگیر برخوردهای سازنده نمی‌کنیم و به‌طور تصنعی و اجباری با هم هماهنگ می‌شویم که برخورد سازنده خوبی حاصل نمی‌شود. روابطی که در گذر زمان ثابت می‌مانند برای رشد و بالندگی نیازمند برخوردهای سازنده هستند. لازم به‌ذکر است که بین برخوردهای فکری و سازنده با جدل‌های زیان‌بار بین اشخاص که به‌شدت شخصیت افراد را مورد حمله قرار می‌دهند تفاوت‌های عمیقی وجود دارد.
اشتباه در ایجاد اعتماد باعث ترس از برخورد می‌شود و در تیم‌هایی که بی‌اعتمادی حاکم باشد امکان برخورد صادقانه آراء و عقاید از بین خواهد رفت. تیم‌هایی که وارد عرصه برخوردهای سازنده می‌شوند، می‌توانند که با کوتاهترین زمان به بهترین راه‌حل ممکن دست‌یابند و سریع‌تر و راحت‌تر از گروههای دیگر گره مشکلات را باز می‌کنند اما تیم‌هایی که از برخوردهای فکری دوری می‌کنند، اغلب برای پرهیز از لطمه‌زدن به عواطف اعضای تیم است که از برخورد فکری پرهیز می‌کنند که نتیجه کار آنها فشار عصبی بیشتر است و عجبا که خیلی‌ها به بهانه کارایی از برخورد اجتناب می‌کنند در حالی که برخورد سالم همیشه در وقت صرفه‌جویی می‌کند و کارایی بالاتری دارد.
رهبر تیم بایستی مدیریت، جرأت لازم و اعتماد به‌نفس کافی را برای طرح مسائل حساس داشته باشد و بحث‌های تیم را به آن سمت سوق دهد تا اینکه بحث را به نتیجه برساند و اعضای تیم را تشویق به بحث کند و آنها را آگاه سازد که این بحث‌ها به صلاح تیم است و در آینده از ادامه آن بایستی پرهیز کنند.
3- نبود تعهد

نبود تعهد یعنی پایبند نبودن به تصمیم‌ها و برنامه‌ها، اگر افراد نتوانند در جریان بحث‌های باز و پرشور نظرات خود را بگویند، هیچ‌گاه و یا به‌ندرت خود را به تصمیم‌هایی که گرفته می‌شود پای‌بند می‌داند هر چند که تظاهر به پذیرش آن تصمیم‌ها بکنند.
در بحث تیمی تعهد تابع وضوح و دخالت است، تیم‌های بزرگ تصمیم‌های واضح و به‌موقع می‌گیرند و همه اعضا در آن تصمیم‌ها دخیل و شریک می‌شوند اما یکی از بزرگترین عوارضی که دامن‌گیر تیم‌های بزرگ می‌شود و باعث می‌شود که آنها خود را به تصمیم‌ها متعهد ندانند وجود اختلاف‌های شدید و لاینحل است که در تشخیص جهت حرکت و تعیین اولویت‌ها دچار سردرگمی می‌شوند.
دو عامل بزرگ بوجود آمدن تعهد عبارتنداز: میل به توافق دسته‌جمعی و نیاز به قطعیت.
1. توافق همگانی: تیم‌های بزرگ همواره نظر افراد را جویا می‌شوند و آنها را در تصمیم و برنامه‌ها دخالت می‌دهند که باعث ایجاد تعهد می‌شود.
2. قطعیت: تیم‌های بزرگ حمایت یکپارچه اعضا را بدست می‌آورند و آنها را نسبت به برنامه‌ها و تصمیم‌ها متعهد می‌کنند این تیم‌ها با شجاعت تصمیم‌گیری می‌کنند. و اگر تصمیم‌های نادرست بگیرند با همان شجاعت راه خود را اصلاح می‌کنند، البته هنگامی که آراء و عقاید از دل تیم بیرون آمد نگاه خود را مقید به تصمیم‌هایی می‌کنند که نظر عمده افراد باشد.

برای ایجاد قطعیت در تیم بعد از پایان نشست‌ها چند دقیقه از وقت را صرف مرور تصمیم‌های مهم و رابطه آن تصمیم‌ها با اطلاعاتی که بایستی به کارکنان منتقل شود، می‌دهند که البته ممکن است که اعضاء برداشت‌های مختلفی از تصمیم‌ها داشته باشد که بایستی هر نوع ابهامی را برطرف کرد.
رهبری تیم بایستی بیش از اعضاء، خود را آماده پیامدهای تصمیم‌های غلط کند و در عین حال بایستی به برنامه‌هایی که تیم مشخص کرده است پایبند و وفادار بماند و اعضا را نیز ملزم کند که به تصمیم‌های اتخاذ شده عمل کنند و به تعهدات تیم پایبند باشند.

4- پرهیز از مسئولیت‌پذیری
در مقولة کار تیمی پاسخ‌گو بودن یعنی شوق اعضاء تیم به بازخواست کردن همتایان خود که در مورد عملکردهایشان می‌باشد که آفت آن عبارت است از بی‌میلی اعضاء تیم از تحمل عذاب ناشی از بازخواست همتایان به‌خاطر عملکردشان و پرهیز از بگومگوهای دشوار و ناراحت‌کننده که باعث می‌شود اعضاء تیم در مسئولیت خواستن از یکدیگر اکراه داشته باشند چون باعث تزلزل روابط صمیمانشان می‌شود. اعضاء تیم‌های موفق همدیگر را پاسخ‌گو و مسئول می‌دانند و از یکدیگر در مورد عملکردشان توضیح می‌خواهند.
برای غلبه بر آفت مسئولیت‌خواهی چه باید کرد؟ برای آسان‌تر کردن کار مسئولیت‌خواهی چارچوب‌هایی بایستی مشخص کنیم از جمله اهداف تیم، مسئولیت هر عضو، نحوه رفتار هر عضو در جهت موفقیت تیم که دشمن مسئولیت‌پذیری تیرگی و ابهام است.
اعضاء تیم بایستی با یکدیگر در تعامل و تماس باشند و گفتگو کنند و نظر خود را در مورد شیوه کار همتایان بدهند چون اگر به حال خود رها شوند و منتظر باشیم خودشان بدون هیچ ساختار معین عیب و ایراد خودشان را برطرف کنند آن وقت فرصتی برای فرار از پاسخگویی مهیا ساخته‌ایم.
اگر به‌جای تشویق افراد، تیم را تشویق کنیم آن وقت در تیم یک فرهنگ پاسخگویی ایجاد کرده‌ایم.
رهبران تیم بایستی فرهنگ پاسخگویی را در تیم تقویت کنند و حاضر و آماده باشند که در صورت کوتاهی اعضا در کار مسئولیت خواستن از یکدیگر وارد عمل شوند و از ایجاد تشنج در تیم جلوگیری کنند و در واقع بایستی ایجاد فرهنگ و روحیه انتقاد کردن و انتقادپذیری را در تیم گسترش داد.

5- بی‌توجهی به نتیجه کار

بایستی توجه داشت که نتایج کار فقط معیارهای مالی مثل سود، درآمد یا میزان عایدی سهامداران نیست، بلکه عملکرد مبتنی بر نتیجه کار را به‌طور کلی هدف قرار می‌دهد. تیمی که می‌خواهد عملکرد خود را بسنجد باید پی‌گیرانه به اهداف معین و به دستاوردهای مشخص توجه کند.
رهبری تیم نیز بایستی اهداف تیم را بطور واضح و روشن مشخص کند و تیم را به‌سمت آن اهداف هدایت کند و همچنین بایستی در تیم از منیّت فردی جلوگیری کند و تیم را در راه رسیدن به یک منیّت جمعی و اهداف نهایی یاری و هدایت کند.

نتیجه:
باید توجه داشت که کار تیمی یعنی رعایت چند اصل در زمانی طولانی پنج عامل است که از کار تیمی جلوگیری می‌کند (شکل زیر)







برای اینکه کار تیمی را از این پنج عامل ایمن سازیم بایستی در تیم اعتمادسازی کنیم. شالوده کار تیمی اعتماد است و اولین آسیب تیم آن است که اعضای تیم نتوانند یکدیگر را درک کنند.
در یک تیم بایستی اعضاء‌ تیم را با قابلیت‌ها و توانایی‌هایشان به یکدیگر بشناسانیم تا در آن‌ها ایجاد اعتماد شود تا بدین ترتیب در بین آنها برخوردهای سازنده صورت گیرد و هماهنگی لازم در تیم حاصل شود. هنگامی که افراد در بحث‌ها و گفتگوهای تیم شرکت می‌کنند موجب یک نوع تعامل مثبت با گروه می‌شوند و در آن هنگام است که به تعهدات و تصمیم‌هایی که از طرف گروه گرفته می‌شود پایبند می‌مانند که این امر باعث می‌شود اعضا در مورد عملکردهایشان در گروه پاسخگو باشند و یک حس مسئولیت در گروه ایجاد شود که به موجب آن نتایج و اهداف کار برای گروه مهم می‌شود.
به‌طور کلی کار تیمی یعنی رعایت اصول 1) اعتمادآفرینی 2) بگومگو و برخوردهای سازنده و اصولی 3) پایبند شدن به تعهدات 4) مسئولیت‌پذیری و جواب‌گویی 5) توجه به ثمره و نتیجه کار که در زمانی طولانی صورت می‌گیرد.
 
نویسنده: حامد شاطری
©کلیه حقوق این سایت متعلق به کاشی سنتی رنجبران به شماره برند 333592 می باشد
طراحی و توسعه شرکت مهندسی بهبود سامانه فرا ارتباط