مقاله ها
1400/04/22
hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcff3fbc08000000f90d000001000300

در بررســی ســیر تحول تاریخی روســتا با اطمینان می توان از تقدم وجودی روســتاها نســبت به شــهرها خبر داد، اما با پدیدار شدن شهرها، ســرعت رشــد و توسعه شهر و روســتا همگام نبوده و پیوسته این فاصله بیشــتر شده است. گرچه در عصر کشــاورزی، محور اصلی اقتصاد جوامع را روســتاها - که کشاورزی هم ارز آن تلقی می شد - تشکیل می داد، اما با ورود به عصر صنعت، کشــاورزی کردن، دیگر مستلزم زندگی دهقانی به معنای پیشــین خود و به گستردگی آن نبود و جایگاه روستاها در میان جوامع تنزل نمود، کشــاورزی صنعتی با نیروی کار کمتر، بهره بیشــتری از زمین گرفت و جمعیت روســتائیانی که می بایست برای تهیه غذا روی زمیــن کار می کردند کاهش یافت و این مســأله تحــولات عمیقی را در ساختار روستاها در نظام کلی کشور موجب شد.
ب-1 -چشم انداز آینده
چشــم انداز آینده روستا در مقیاس جهانی و همچنین در داخل کشور، به تفصیل قابل طرح است و در مقوله تعریف مفهوم روستا نمی گنجد؛ اما از آنجا که برنامه ریزی های آتی در خصوص یک مسأله، ریشه در شناخت ما از کیفیت و کمیت آن مســأله دارد، نگاهی اجمالی به چشــم ندازهایی که در خصوص این مفهوم طرح می شــود، تعریفی ضمنی از آن مفهوم را نیز به ما ارائه خواهد داد؛ بنابراین اشــاره ای مختصر به جایگاه روســتا در نظام تفکر جهانی و همچنین در چشم اندازهای برنامه توسعه، وجوه بارز و خاص روستا را که دارای ارزش برنامه ریزی هستند، روشن می نماید.
در برخی برنامه ریزی های جوامع پیشــرفته حفظ و نگهداری روســتا و همچنین ازدیاد و بهینه ســازی تولیدات کشــاورزی، به عنوان دو هدف مدیریتی در روستا طرح می گردند و در واقع برخی از مهم ترین ویژگی هایی که برنامه ریزی ها در جهت حفظ و گســترش آن صورت می گیرد، نگاه به روستا به منزله یک سرمایه ملی از دید فضاهای طبیعی خارج از شهرها و همچنین تولید محصولات کشاورزی، انعطاف پذیری سیستم و همچنین دارا بودن تنــوع اقتصادی و اجتماعی می باشــد (& Allmendinger
1999 Champan.) در برنامه ریزی های توســعه داخل کشــور، برنامه ریزی در خصوص روســتاها به عنوان یکی از موارد مهم توســعه کشور و در تمامی ابعاد آن محســوب می گردد. آنچه در مرحله اول از مرور برنامه های توسعه (برنامه اول، دوم و ســوم) که در راســتای یکدیگر طرح ریزی شــده اند، حاصل
می شــود ، این است که سیاســت های کلان توسعه در کشور در خصوص مسأله روســتا و مسکن روستایی به دنبال توسعه ای هماهنگ و یکپارچه می باشــد. اهم اهدافی که سیاســتگذاری ها بر آن تأکیــد دارند، تأکید بر رونق اقتصادی منطقه و روســتا، بهسازی مسکن روستایی و بهبودبخشی شــاخص های کیفی مسکن روستایی و به طور کلی بهبود کیفیت زیست و اصلاح ســاختار کالبدی، مقاوم سازی و بهسازی، همچون فراهم آوردن زمینه های ارتقاء فن آوری فعالیت های ســنتی و بومی و گسترش فرهنگ صنعتی در مناطق روســتایی (برنامه دوم توســعه اقتصــادی – اجتماعی و فرهنگــی ایران، جلــد نهم، فصل عمران و توســعه روســتاها، بند 3 ، قســمت الف)، جلب مشــارکت های مردمی، تفویض اختیارات در ســطح ده به نهادهای مردمی و شــوراها و ارتقاء نقش روســتائیان در اداره امور روستا (لایحه برنامه ســوم توسعه اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی، ماده 138 (و جلب ســرمایه های خصوصی و ایجاد تســهیلات برای صاحبان ســرمایه جهت کارآفرینی در روســتا (لایحه برنامه سوم توسعه اقتصادی
- اجتماعی و فرهنگی، فصل 19 ،ماده 136 (بوده است.
در برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور مواردی همچون: صدور ســند مالکیت اراضی کشاورزی واقع در خارج از محدوده قانونی شــهرها و روستاها و شهرک ها به نام مالکین قانونی آنها از طریق سازمان ثبت اسناد و املاک کشور (ماده 18 ،(ارتقای شاخص های توسعه روستایی و عشایری از طریق سیاستگذاری، برنامه ریزی، راهبری و نظارت در امور توســعه روســتایی زیر نظر رئیس جمهور و تأمین اعتبار صددرصد (مــاده 19 ،(و بهره گیری از قابلیت های محیطــی، اقتصادی، اجتماعی و
فرهنگی مناطق روستایی کشور از طریق توسعه منابع انسانی، تنوع بخشی به فعالیت های اقتصادی، ســاماندهی نظام ارائه خدمات سطح بندی شده و اصلاح نظام برنامه ریزی توسعه روستایی با تأکید بر افزایش هماهنگی و محلی نمودن فرآیند آن (ماده 75 (طرح شــده است که شاخص هایی از زندگی روســتایی که اقدامات اصلاح گرایانه پیرامون آن صورت می پذیرد را نشان می دهد.
لذا چنانچه از مرور برنامه ها برمی آید، شــرایط محیطی، کشــاورزی، اقتصاد و فرهنگ و ســاختار سیاســی جوامع روســتایی و همچنین کالبد سکونتی آنها شــرایط خاصی را برای این دسته از جوامع در سطح کشور رقم می زند. از طرف دیگر، بشــر امروز با مواجه شدن با مشکلات زندگی امــروز خود که محصول دوران صنعتی اســت و با درک اهمیت توســعه  پایدار در مقیاس جهانی و طرح ایده هایی همچون دهکده جهانی در عصر الکترونیک، توجه خود را مجدداً به ارزش های جوامع روســتایی معطوف
نموده است که مهم ترین آن توجه به طبیعت و همزیستی با آن است. از طرف دیگر، چنانچه به جهانی شــدن با تأمل نگاه شود، شکل جدیدی از الگوی اقتصادی را در رابطه میان جوامع تعریف می نماید که حتی به رابطه میان سکونتگاه های شهرى و روستایی در حوزه های درون مرزی کشورها قابل تعمیم اســت. جهانی شــدن اقتصاد امروزه و در کشورهای پیشرفته به بحثی قابل طرح بدل شــده است: در عصر حاضر و در مقیاس جهانی دگرگونی چشــمگیری در شــیوه تولید، از صنعتی به فن آوری اطلاعاتی رخ داده اســت. تمرکز تولید جای خود را به ارتباط گسترده جوامع بر پایه 8 را پشت سر نهاده ایم و به
منافع مشــترک داده اســت. عصر فوردگروی عصــر پســافوردگروی گام نهاده ایم، اقتصاد فــوردی در مرزهای ملی به خصوصــی و در خط تولید کارگاه های بزرگ یا کارخانه ها تمرکز داشــت؛
حال آنکه پســافوردگروی، ملی گرایی اقتصادی را مانع را تولید می داند و شــیوه «مشارکت در تولید» را که از لحاظ جغرافیایی پراکنده و نامتمرکز اســت، جایگزین آن ساخته است (رجایی، 1380 .(لذا در نگرش به جهان براســاس دیدگاه دهکده جهانی، مرزهاى جغرافیایى در حال نابودی است و نمی توان براساس اقتصاد بسته ای که موجودیت روستا را به عنوان یک سیســتم بسته مستقل رقم می زد، تعریفی ثابت از روستا ارائه داد و روستا را یک کل مستقل دانست.
چشــم انداز آینده روستا و تعریفی که از آن برای نسل های آینده ارائه خواهد شــد، وابســته است به بســتری که امروزه در آن، نوع رابطه میان جوامع انسانی رقم زده می شود و همچنین مطلوبیت هایی که همه جوامع انســانی ملزم به تحقق آن هستند و در برنامه ریزی های کلان، به سمت آن جهت گیری می کنند؛ لذا تأمل در مفهوم روســتا مستلزم نگرشی ژرف به آن، به عنوان پدیده ای است که در طول تاریخ، واجد حیاتی متداوم از گذشته تا به آینده می باشد.
ج - شناخت ویژگی های روستا، تأملی در ویژگی هاى شهر و روستا به عنوان دو پدیده متعامل هر روســتا به عنوان یک مجتمع زیســتی و بسته به شرایط مختلف سیاســی، فرهنگی و اجتماعی حائز ویژگی هایی مختص به خود می باشد؛ تقســیم بندی هایی که در خصوص انواع جوامع روستایی صورت می گیرد، مؤیــد ویژگی های متفاوت در آن جوامع اســت. در شــناخت ویژگی های جوامع روســتایی می توان در یک نگرش کلان آنها را از دو جنبه کالبدی و اجتماعــی مــورد تأمل قــرار داد که در تعامل با یکدیگر ســیمای کلی جامعه روستایی را رقم می زنند. این تقسیم بندی ها در درون خود براساس ویژگی های مختلف، تقســیمات ریزتری را نیز شــامل می شود؛ به عنوان مثال می توان روســتاها را از جنبه های مختلفی همچون نحوه اســکان، نوع معیشــت، وضعیت جغرافیایی و ... تقســیم بندی کرد؛ امــا پاره ای از
تقســیم بندی ها فارغ از ویژگی های زمانی و مکانی، شکل عام تری نسبت به دیگر تقســیمات می یابد؛ مثلاً سکونتگاه های روستایی در یک تعریف کلی و بنا بر تعاریف مرکز آمار به ســه گروه سکونتگاه های دائم، موقت و نواحی غیرمسکون تقسیم می شــوند. براساس رویکرد معیشتی، روستاها مطابق تقســیم بندی زیــر قابل تفکیک می باشــند: روســتاهای زراعی، روستاهای اســتخراجی (معدنی)، روستاهای صیادی، روستاهای جنگلی، روستاهای توریستی، روستاهای استراحتگاهی و روستاهای صنعتی. از طــرف دیگر ویژگی های عامــی که برای ســکونتگاه های دائمی روستایی لحاظ شده اند، عبارتند از: داشتن مرز و قلمرو مشخص، انگیزه ها و علل وجودی معین، فعالیت های خاص اقتصادی (سعیدی، 1379.(
از تـأثیر متقابل “محیط طیعـی” و “محیط فرهنگی” در روســتاها، فضای خاصی فراهم مـی آید که معرف یک عینیت جغرافیایی یا واقعیت “مکانی - فضایی” اســت. از آنجا که فضای به وجود آمده، خود متشکل
از اجزایی مرتبط به یکدیگر اســت، می توان آن را یک “نظام” به شــمار آورد.
بنابراین از نظر کالبدی آنچه جوامع روســتایی را دارای ویژگی هایی منحصر به خود می سازد، عبارتند از:
1 -مــکان یا محیطی طبیعــی با توجه به ویژگی هــای خاص آن و چگونگــی میــزان تأثیر عوامل گوناگون در این محیــط (مکان)، از جمله موقعیت، وضع ناهمواری ها، آب و هوا و پوشش گیاهی.
2 -نحوه برپایی، دامنــه و پیامدهای حاصل از فعالیت های گوناگون گروه های روستایی.
3 -فضا یا چشــم انداز خاصی که نتیجه و ســمبل فعالیت های خاص انسان در مکان معین است. این فضا نمایانگر نحوه استقرار خانه ها، شیوه بهره برداری از منابــع، روابط مالکیت، نوع و دامنه تولید و حتی چگونگی اســتقرار و جایگاه هر خانواده یا گروه در کل مجموعه یا اجتماع روستایی است.
همچنین یکی از مهم ترین ویژگی هایی که زندگی روستایی را متأثر می ســازد و هم کالبد و هم روابط اجتماعی روستائیان پیرامون آن شکل می گیرد، همگامی معیشــت و زندگی و پررنگ بــودن این بعد از زندگی در روستاســت. حسن فتحی در اشــاره به این موضوع و تأثیر آن بر کالبد
زندگی روستایی بیان می کند: در این مزرعه بینوا، همه چیز تابع اقتصاد بود؛ محصولات درو شــده
تا آســتانه کلبه جلو می آمد و در اطراف حیاط های کثیف آن انبار می شــد تا جای بیشــتری برای گردآوری محصول باز کند، سایه ای وجود نداشت.
درنگی در مفهوم روستا
112 مجله محیط شناسی شماره41
زیرا ســایه درختان رشــد پنبه را آزار می داد. برای انسان هایی که در آنجا زندگی می کردند، هیچ چیزی ســاخته نشــده بود (فتحی، 1372 .(وى در بیان تضاد میان برداشت فکرى خود از روستا و واقعیت روستاهای موجود می گوید: همیشــه عشق عمیقی به روستا داشــتم، اما این عشق به یک آرمان بود، نه به چیزی که در واقع می شناختم (فتحی، 1372.( در واقــع برای روســتائیان خانه تنها محلی برای زندگی محســوب نمی شــود، بلکه خانه روســتایی در طول تاریخ همواره مأمن معیشت وی بوده است و این تفکر از تک بنا گرفته تا کل ساختار کالبدی بافت روستا گسترش می یابد.
در دایره المعــارف بریتانیکا در تشــریح ویژگی های جامعه روســتایی چنین آمده است: ساکنان روستایی با مردمی کار می کنند که آنها را خوب می شناسند و به روابط صمیمی و مقیاس کوچک خوگرفته اند.
(1970 10.v Britannica (مطـالعــات روســتایی که طـالعــات روســتایی که توس طـالعــات روســتایی که توســط 9 در سال 1990 و انجمن در سال 1990 و انجمن 10EU در گزارش هایش در خصوص  OECD آینده جهان روســتا ارائه می دهد، بیانگر این مطلب است که این مناطق دارای سیســتم های باز، چند عملکردی، انســانگرا و پویا هســتند، اگرچه ترکیب عناصر مختلف، گونه های متفاوتی از این سکونتگاه ها را در سطح جهان ارائه می دهند (1999 Frutos. M.)
در بررســی ویژگی هــای جامعه شــناختی، زندگی اجتماعــی جوامع روســتایی را می تــوان از منظــر ســاختار اجتماعی و همچنیــن از منظر ویژگی هــای جمعیتی مورد تأمل قرار داد که البته، پیوســته در حال تغییر اســت. در این خصوص می توان به تراکم نســبتاً پاییــن جمعیت، جوامع کوچــک، مهاجرت های پایدار (پدیده ای که در نیمه دوم قرن 20 شــدت بیشــتری یافته اســت) و تغییرات عمیقی که در دهه های اخیر در ساختار جمعیتی، اجتماعی و طرز فکر روســتائیان صورت گرفته است، اشاره کرد (200. p ibid .(جامعه روستایی بر اختلاط نقش ها بنا نهاده شده است.
با کــم و بیش تفاوتی همان کســانی که در شــورای ده عضویت دارند، شــورای سندیکا را نیز اداره می کنند و در جلسات شرکت های تعاونی نیز حضور می یابند. به نظر می رســد که تقارن نقش ها و تداخل وظایف یکی از مهم ترین وجوه اختلاف جامعه روستایی از جامعه شهری است (وثوقی، 1366.)
ج-1 -تفاوت میان ساختار روستا و شهر
چنانچه پیشتر اشاره شد، برای تعریف یک موضوع می توان آن را در قیاس با پدیده هایی که در تعامل یا تضاد با آن پدیده قرار دارند، بررســى نمود؛ در نقطه مقابل روستا، شهر قرار دارد و بلافاصله پس از آنکه مفهوم روســتا مطرح می گردد، مفهوم شهر به ذهن متبادر می شود. تفکیک شهر از روســتا نیز در حوزه های علوم مختلف متفاوت است؛ جامعه شناسان در شــناخت شهر از روســتا ابعاد زیر را مورد توجه قرار می دهند: گرایش به آزادی های مدنی، گرایش به محدودیت اولاد و گرایش به یکپارچگی های اجتماعــی. جغرافیدانان طبقه بندی زمین را معیار اصلی قرار می دهند و در این خصوص بــه ملاک هایی همچون کاربری زمین، شــرایط محیطی، میزان تراکم جمعیت، قشــربندی اجتماعی، میزان تجانس و عدم تجانس
جمعیت می پردازند.
معیارهایی که ســازمان ملل در ســال 1967 برای شــناخت شهر از روستا ارائه داده است، به شرح زیر می باشد:
1 -حوزه اداری.
2 -نوع فعالیت های اقتصادی.
3 -میزان جمعیت.
4 -مشخصات شهری مانند تأسیســات زیربنایی، فضاهای خدماتی مانند بیمارستان، دادگاه و ... .
5 -حوزه دولت محلی (رضوانی، 1381.)
گروهــی دیگــر شــاخص های تفکیــک شــهر از روســتا را چنیــن برمی شمرند:
1 -وسعت.
2 -وضعیت و نوع فعالیت اقتصادی.
3 -درجه اشتغال، قشربندی اجتماعی.
4 -درجه پیچیدگی روابط و مناسبات.
5 -چگونگــی بهره گیری از نهادهــای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی.
6 -میزان و ترکیب جمعیت (همان، ص 16.(
دایره المعارف بریتانیکا تفاوت میان شــهر و روســتا را چنین تشــریح می نماید: “روســتا با نگاه سنتی در مقابل شهر قرار می گیرد؛ روستا محل زندگی روســتائیان اســت و به چرخه زندگی کشاورزی گره خورده است.
در حالــی که ســاکنین شــهرها در گرایش های مختلفــی کار می کنند و اقتصاد آنان ریشه در صنعت و تجارت دارد. روستا یک اجتماع صمیمی از خویشــاوندان است. در حالی که شهر جایگاه توده جمعیت است. فرهنگ روســتا ساده است و سنتی و این در حالی است که شهرها مرکز هنرها و علوم و ترکیبات پیچیده توســعه فرهنگی هستند. شهر و روستا به عنوان جوامع سیاسی تفاوت های بارزتری دارند. از دید تاریخی روستا به واسطه یک دموکراسی بدوی با بحث رودررو در شورای روستا یا توسط کدخدایی که تصمیمات وی توسط ریش ســفیدان ده تأیید می شد، اداره می گردید.
دولت های شــهری هیچگاه به این ســادگی نبوده انــد و روش های اداره سلطنتی، ظالمانه، اشرافی و یا حزبی در همه شهرها شکوفا شده اند.
در روستا مرز میان فعالیت ها و اقدامات سیاسی، اقتصادی، مذهبی و  صورت های دیگر به گونه اى که در شــهرها وجود دارد، کشیده نشده اند.
(1970 25.v Britannica .“(ایــن کتــاب در ادامــه، گذر از زندگی روستایی به ساختار زندگی شهری را چنین بیان می دارد:
“انتقال جوامع خویشاوند با سیستم های غیر رسمی و پیوسته و متحد اجتماعی و سیاســی به جوامع متفاوت سلســله مراتبی با ساختار سیاسی پیچیده، با بزرگ شدن جوامع روستایی آغاز شد. سازماندهی های ابتدایی جوامع با رشــد جمعیت، تنــوع اقتصاد و یا تقابل با دیگر جوامع تشــکل یافتنــد. عملکرد اجتماعات جهت گیــری خاص تری یافت و نقش رهبری ســازماندهی شد. این فرآیند گاه در رشــد تدریجی شهرها حادث می شد و گاه از اجتمــاع تعدادی جامعه روســتایی یا چند قبیلــه به وجود می آمد
(1008.pibid.“)
ویژگی هــای جامعه روســتایی را می توان همگام با چیزی دانســت کــه فردیناند تونیــس11؛ روانـشـــنـاس آلمـانــی؛ از آن تـحت عنـوان “گمینشــفت” “گمینشــفت” 12 نام می برد؛ وی در مقابل ماهیت زندگی شهری را تحت عنوان گزلشــفت، با شــاخص های دیوان ســالاری غیر عامل، تخصص خردورزانــه و مکانیزاســیون تعریــف می نماید. وی در خصــوص جامعه گمینشفت چنین بیان می دارد: “گمینشفت اجتماعی است که در آن افراد به ســمت جامعه بزرگتری حرکــت می کنند که بر خواســت ها و علایق شــخصی آنها متقدم اســت. به علاوه، افراد در گمینشــفت قوانینشان را براســاس آداب عمومی یا باورهای عمومی در خصوص رفتار مناســب و احســاس مسئولیت اعضای اجتماع نسبت به یکدیگر، نسبت به اجتماع و درنهایت براساس “خواست واحد” تنظیم می کنند (2001Ferdinand .)
بالعکس آن، گزلشــفت13عموماٌ با صنعت مدرن همراه می شود. جایی که جامعه در آن با برنامه اجرایی خاص و اهداف مشخص در فضایی عقلایی و کارآمد عمل می کند و به مصاف شرایط سنتی و ارگانیک می رود. از این دو واژه گاه به “باهمستان”14 و “جامعه”15 تعبیر می شود.
ج-1-1 -تفاوت مفهوم مقیاس در شهر و روستا
زندگی در شهر به همرا پیامدهای شهرنشینی مفهوم مقیاس انسانی را در شهرها دگرگون می کند و این در حالی است که هنوز به دلیل عدم صنعتی شــدن ساختار زندگی، مقیاس های انســانی در روستاها بیشتر به چشــم می آید، این تفاوت در مقیاس کلیه اجزای کالبدی پیرامون زندگی همچون راه ها و بناها، ســطوح کمی زندگی و ... به چشــم می خورد. اما مقیــاس همواره به قیاس دو امر «کمی» نمی پردازد، کیفیات محیطی نیز مقیاسی در خصوص امور «کیفی» به انسان می دهد، به عنوان مثال پیش از آن که روســتاها به دنبال الگوگیری کالبدی از شــهرها باشند، کیفیات محیط پیرامون انســان به او مقیــاس کیفی متفاوتی می بخشــید که به طور قطع در معیارهای زیبایی شناســانه فطری او مؤثر واقع می شــد و آن را در ســطوح بالایی رشــد می داد. آثار معماری و تزئینات به جا مانده در روستاها حکایت از رشد فطری معیارهای زیبایی شناسانه انسانی در چنین محیط هایی دارند.
د - مبانی نظری حاکم بر ساختار روستا
شکل گیری حیات در هر مجتمع زیستی، رابطه ای دو سویه با محیط حاکــم بر آن دارد، از طرفی ویژگی هــای محیطی بر فرآیند حیات در آن محیط تأثیرگذار است (مانند تأثیر اقلیم بر خلق و خوی ساکنین و یا شکل مجتمع های زیستی) و از طرف دیگر محیط نیز متأثر از رفتاری است که ساکنان هر محیط موجد آنند. تعامل دو سوی این رابطه، منجر به پیدایش ویژگی هایــی خاص در آن محیط می گردد کــه در ارتباط با مبانی نظری حاکم بر ساختار محیط و جهان بینی ساکنان آن قرار می گیرد.
د-1 -جهان بینی حاکم بر زندگی روستایی
زندگی انسان در روستا در رابطه با طبیعت شکل گرفته است. طبیعت در طول تاریخ برای انسان روستایی مجرای تحقق حیات بوده و البته این، برای تمام انسان ها صادق است؛ اما روستایی چون در مواجهه مستقیم با موضــوع قرار می گیرد و از نزدیــک رابطه حیات خود را با مرگ و زندگی طبیعت می بیند، لذا درک صحیح تری نســبت به آن می یابد و پیوســته به طبیعت به دیده احترام می نگرد، چرا که طبیعت، مادر اوســت و روزی اش وابســته به کرم طبیعت. او این رابطــه را رابطه ای متداوم می بیند و برای حفــظ این تداوم، طبیعــت را منبع ذخایر و کار خود را بهره کشــی از آن نمی بیند؛ طبیعت برای او یک بســتر گســترده است که رابطه ای متعامل بین آن دو برقرار اســت. این جهان بینی که امروزه در بحث های توســعه پایدار مجدداً طرح شــده اســت، پایه تفکر حقیقی در روســتا را تشــکیل می دهــد. تضمین ارزش حقیقی این جهان بینــی که ما را به تلاش برای حفــظ آن مجاب می کنــد، فطری بودن آن اســت. هر چند کــه امروزه تنگناهای اقتصادی، فاصله زیاد شهر و روستا و تبلیغات فرهنگی متفاوت
با حیطه فکری روســتا موضوع را وارونه جلوه می دهد، اما همچنان دیده می شــود که این جهان بینــی اصیل در جوامعی که به ســمت مدرنیت و مدنیت حرکت می کنند، به یک کهن الگو تبدیل می شود که در ناخودآگاه جامعه نقش می بندد و فضایی درونی پدید می آورد که چنانچه به آن اجازه بروز داده شــود، مرهمی خواهد بود بر بحرانی که به طور دفعی بر جوامع روستایی تحمیل شده است.
نتیجه گیری
چنانچه ذکر شد، تعاریفی که از روستا ارائه می شوند، غالباً نسبی بوده و وابســته به شــرایط محیط و زمان و حوزه مورد بحث متفاوت است؛ به عنوان مثال تعاریفی را که روســتا را براســاس معیشت کشاورزی تعریف می کنند، با نمونه های نســبتاً زیادی از روســتاهایی که معیشــت آنها بر درنگی در مفهوم روستا
کشــاورزی استوار نیست (مانند روســتاهای توریستی)، نقض می شود؛ از طرف دیگر مطابق آمار، تنها حدود 44 درصد از درآمد سالیانه خانوارهای روستایی در ایران از طریق کشاورزی تأمین می گردد و این در حالی است که مثلاً در جامعه روســتایی اســتان گیلان که اســاس معیشت خانوارها بر کشــاورزی اســتوار اســت، این رقـم به 56 درصـد می رسد (گزارش اقتصادى - اجتماعى استان گیلان، 1382 ،(که به نظر می رسد قرار دادن اساس تعریف روستا بر آن در جامعه امروز چندان صحیح نباشد. همچنین براساس مثال هایی که در متن به آن اشاره شد، تعاریف جمعیتی نیز معیار صحیحی ارائه نمی دهند، تعریف عرفی روســتا نیز غیر قابل برنامه ریزی اســت، در دسته ای از تعاریف که به نظر جامع تر می رسد، روستا به عنوان یک کل خودکفا با فعالیت های درونی تعریف شــده اســت؛ در مورد این تعریــف باید گفت که آیا، بــه واقع خودکفا بودن مطلــق به معنای عدم نیــاز به تبادلات علمی، اقتصــادی و ... در جامعه امــروز، به عنوان یک ارزش پایدار مطرح اســت که برنامه ریزی های توســعه ای روستا را بر آن پایه گذاری کرد؛ مفهوم خودکفایی در معیارهای جوامع امروز چگونه طرح می شــود؟ چنانچه ما پدیده جهانی شدن - که پیشتر بدان اشاره شد – را به طور کامل بپذیریم و یا آن را رد نماییم، در عصر جهانی شــدن زندگی می کنیــم. جهان امروز، جهان تخصص ها اســت و تمرکزگرایی را باطل می بیند؛ حتی اگر دیدگاهی منفی نســبت به پدیده جهانی شــدن داشته باشــیم و آن را شــکل جدیدی از امپریالیســم بدانیم؛ اما اعتقاد به آن در مقیــاس درون مرزی که دســته ای از پارامترهای سیاســی در آن حذف می شوند، برای ما فوائدی در برخواهد داشت. بر این اســاس، ارائه یک تعریف کاربردی ثابت از روستا که بتواند در تمامی زمان ها و حوزه های مختلف علوم جوابگو باشــد، ممکن نیســت و تعاریف، غالباً نسبت به شرایط مختلف تغییر می نمایند؛ تنها تعریف حقیقی مفهوم روســتا است که نسبی نیست. تعریف حقیقی روستا - چنانچه ذکر
آن رفت - روســتا را متجلی در مفهوم آبادى، با تمامی ابعاد آن می بیند.
ایــن تعریف را می توان تعریفی مطلق قلمــداد نمود و چنانچه زمینه های لازم برای بهره برداری از آن فراهم آید، پایگاهی ثابت را در این خصوص فراهم می آورد.
کلام آخر
باید در تعریف روســتا به آنچه اندیشــیده شــده، دوباره بیندیشیم و مهم تر از آن، میزان اهمیت یک تعریف قطعی را مشخص نماییم. امروزه روستاها یکی پس از دیگری عرصه های به اصطلاح ترقی را درمی نوردند تا به شــهر تبدیل شوند. ســالانه تعداد زیادی روستا از لیست روستاهای موجود در شناسنامه آبادی های کشور حذف می گردند و به لیست شهرها می پیوندند و این حد مطلوب تمامی روســتاهای کشور است. اما واقعاً چه تحولی در روستایی که به شهر بدل می گردد، صورت می پذیرد؟ آیا جز این اســت که روستاها در آزمونی که شهریان برای ورود به ساحت خود برای روســتائیان طرح نموده اند، قبول می شوند؟ آزمونی با سؤالاتی رو شده که دستیابی به پاســخ آنها، نیازمند تحولاتی بنیادی نیست. کافی است چند روســتا در هم ادغام شــوند تا جمعیت آنها از حد جمعیتی که برای روستا تعریف شده، خارج شود و یا اگر خوشبینانه تر به موضوع نگاه کنیم، روستا از نظــر فضاهای عمومــی خدماتی و تفریحی و زیرســاخت ها به حداقل لازم برســند. در پی آن، شهرهایی با فرهنگ روســتایی متولد می گردند و فرهنگ روســتایی یا به عبارت بهتر جهان بینی روســتایی که پیوســته در مواجهه با فرهنگ و آداب شهرنشــینی با خــط قرمز مواجه می گردد، در درون خود می پوســد و روستایی شهرنشین شده، مقهور شهرهایی که خود در نســبتی دیگر در بحران هویت غوطه ورند، قرار می گیرد و بحرانی مضاعف را تجربه می کند، متحیرانه به نظاره می نشــیند و معانی طبیعت، زمیــن، آب، رویش و ... یکی پس از دیگــری در ذهنش رنگ می بازد و روستائیان هر روز سربلند به اداره هایی که حتماً برای اداره شهرشان! نیاز به تأسیس آن بوده، می روند.
تفکیک شــهر و روستا و به تبع آن ایجاد بار ارزشی متفاوت برای آن دو موجد اثرات زیانباری که ذکر آن رفت، می باشند. چنانچه پیشتر اشاره شــد، هرگونه ســکونتگاه جمعی انســان که در اثر رابطه ای متعامل میان ســاکنین آن شــکل می گیرد، نوعی آبادی اســت. چنانچه برنامه ریزی ها و حتــی مطالعات کاربــردى به گونه ای طرح ریزی شــود کــه لزومی بر دسته بندی ســکونتگاه ها تحت عنوان شهر و روســتا نباشد، می توان هر ســکونتگاه - چه شــهر و چه روســتا - را یک آبادی دانســت که سنت معیشــت به طریقی در آن به وقوع می پیوندد. هیچ روستایی را نمی توان مجبور نمود که در چهارچوبی که ما تعریف کرده ایم، روســتا باقی بماند و از شــهر دوری گزیند و از هیچ روستایی ای نمی توان خواست که به شیوه پدران خود بزید که این بر فطرت آزاد و آزادگی نوع انســان اســتوار است و البتــه این به معنای از دســت دادن ارزش های اجتماعــی، فرهنگی و اقتصادی موجود، مثلاً از میان رفتن کشاورزی نمی باشد.
آنچه مســلم است نظام اجتماعی روستا دارای ساختاری است سنتی. در جوامع ســنتی غالباً خروج از محور تعادل در مســیر صحیح با مخالفت روبــرو می گردد. مگر آنکه ایــن خروج به صورت دفعی صــورت پذیرد.
جوامع روستایی ما که غالباً به بالندگی ذهنی لازم جهت نقد خود و نگاه خارج از سامانه درونی خود، به خود نرسیده اند، در مواجهه با هر ساختاری که دارای نظامی قوی تر است، به یکباره و به صورت دفعی فرو می ریزند و ارزش هاشان رنگ می بازد؛ در عین حال آنچه باید بر آن همت گماشت، حفظ تداوم تاریخی ســکونتگاه های روستایی و پرهیز از اعمال نیروهای  دفعی در محیط اســت تا منجر به ایجاد بحــران در آن نگردد؛ لذا فراهم آوردن امکان رشــد فرهنگی، تضمین تداوم زندگی روســتایی است. اگر قرار است روستایی به شهر تبدیل گردد، این تحول و دستیابی به مدنیت بایــد در تمامی ابعاد و شــئون صورت گیرد؛ آنگاه شــاید واژه های آب و خاک محتوای اصیل خود را از دست ندهند. در این صورت، روستایی که مدنیت در آن وارد می گردد، نسخه ای از شهرهای موجود نیست، دستیابی آن به مدنیت به معنای دســتیابی به جســم نزدیکترین شهر به آن روستا نیســت. بلکه یک ساختار پویاســت که در مسیر طبیعی خود و منطبق بر پتانسیل های خود رشــد کرده و وام دار الگوهایی از شهرهای امروزین ما نیست. چنین آبادی ای یک آبادی هوشیار و خود سازنده است. لذا شناخت روستا برای ما همچون شناخت هر پدیده دیگری راهی است برای کشف منطق سیر تکامل و تداوم آن پدیده.
یادداشت ها
Sigler Gohn- 1
Perception- 2
sense- 3
Frutos. M Luisa- 4
Rostak- 5
Britannica- 6
Society Rural- 7
 Fordism- 8
 velopmentDe operation-Co Economic for Organization- 9
Union European- 10
Tonnies Ferdinand- 11
Gemeinschaft- 12
Gesellschaft- 13
14 -Gemeinschaft را تونیــس همپایه community ذکر کرده
کــه در مقابل آن بــرای واژه کــه در مقابل آن بــرای واژه Gesellschaft Gesellschaft ما به ازای ما به ازای society را به کار
برده اســت. community را داریوش آشوری معادل واژه باهمستان دانسته
و در مقابل آن و در مقابل آن society ،جامعه و نظام اجتماعی ترجمه می شــود. در فرهنگ
آریان پور عبــارت آریان پور عبــارت community به اجتماع، جمهــور، گروهی از مرده دارای
ویژگــی مشــترک، محله همزیســتی و ویژگــی مشــترک، محله همزیســتی و society society به اجتمــاع، جامعه، انجمن،
همباشی و ... ترجمه شده است.
15 -تونیــس خانواده را تجلی تمام عیار گمینشــفت می بیند، اگرچه معتقد اســت که گمینشــفت می تواند بر پایه مکان مشترک و عقاید مشترک همچون خویشاوندی شکل گیرد، وی جوامع پراکنده در سرتاسر جهان با اعتقادات مذهبی را نمونه هایی از گمینشفت می شمارد. گمینشفت به طور عام حائز ویژگی هایی از قبیل تقسیم مناسب نیروی کار، رابطه خویشاوندی قوی، خانواده های قدرتمند، و ســازمان اجتماعی نسبتاً ساده اســت. در چنین جوامعی بندرت نیاز به کنترل اجتماعی و اعمال فشــار از خارج اســت و این ناشی از حس وظیفه شناسی افراد در قبال جامعه اســت. جوامع گمینشفت، از نظر تاریخی دارای یکپارچگی قومی و نژادی بیشتری هستند.
در مقابل، گزلشــفت شرح حال اجتماعاتی است که در آن جامعه بزرگتر به هیچ وجه نزد افراد اهمیت علایق شخصی را ندارد. تجارت مدرن مثال خوبی از آن است. در این جامعه، کارگران، مدیران، و مالکین ممکن است دیدگاه و عقاید مشترک محدودی داشته باشند و ممکن است اعتقاد و علاقه عمیقی به کالایی
که تولید می کنند نداشته باشند، اما خواسته مشترکی که آنها را به کار با یکدیگر وامی دارد، درآمد است و چنین است که تجارت ادامه می یابد.
برخلاف گمینشــفت، گزلشفت بر ارتباطات فرعی بیش از روابط خانوادگی و پیوندهای اجتماعی تأکید دارد و افراد در آن احساس مسئولیت کمتری نسبت بــه جامعه حــس می کنند. یکپارچگــی اجتماعی در این جوامع غالباً مشــتق از گروه های کاری یکسان است. در چنین جوامعی غالباً تضادهای طبقاتی همچون
تضادهای قومی و نژادی وجود دارد (org.wikipedia.en://http.(
منابع مورد استفاده
ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد. 1359 .مقدمه ابن خلدون، انتشارات
بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
بهشتی، محمد. 1371 .فرهنگ صبا، انتشارات صبا.
پیتیه، ژان، مهاجرت روستائیان. 1369 .مترجم: مؤمنی کاشی، محمد،
سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
حبیبی، محسن. 1375 .از شار تا شهر، انتشارات دانشگاه تهران.
دهخدا، علی اکبر. 1337 .لغت نامه دهخدا، سازمان لغت نامه.
رضوانی، علی اصغر. 1382 .رابطه شــهر و روستا (مطالعات شهری و
منطقه ای)، انتشارات ملکان.
رجایــی، فرهنــگ، پدیــده جهانی شــدن. 1380 .مترجــم: آذرنگ،
عبدالحسین، انتشارات آگه.
سعیدی، عباس، مبانی جغرافیای روستایی. 1379 .انتشارات سازمان
مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت).
ســازمان مدیریت و برنامه ریزی کشــور. 1384 .قانون برنامه چهارم
توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.
ســـازمان بـرنامه و بودجـه. 1378 .لایحه برنامـه ســـوم توســعـه
اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.
ســـازمان بـرنامــه و بودجـه. 1372 .لایحـه بـرنامـه دوم توســـعه
درنگی در مفهوم روستا
116 مجله محیط شناسی شماره41
اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.
ســازمان مدیریت و برنامه ریزی کشــور. 1382 .گزارش اقتصادی -
اجتماعی استان گیلان.
مرکز آمار ایران. 1375 .شناسنامه آبادی های کشور.
شــیعه، اســماعیل. 1378 .مقدمه ای بر برنامه ریزی شهری، دانشگاه
علم و صنعت.
فتحی، حسن. 1372 .ساختمان سازی با مردم، مترجم: اشرفی، علی،
انتشارات دانشگاه هنر.
معین، محمد. 1375 .فرهنگ معین، انتشارات امیرکبیر.
نوربری شــولتز، کریستیان. 1381 .مفهوم ســکونت، مترجم: امیریار
احمدی ، محمود، انتشارات آگاه.
وثوقی، منصور. 1366 .جامعه شناسی روستایی، انتشارات کیهان.
هایدگر، مارتین و دیگران. 1377 .فلسفه تکنولوژی، مترجـم: اعتماد
- شاپور، نشر مرکز.
sons & Wiley John 2000 Beyond ningPlan. 1999. M Champan. & Ph Allmendinger.
 A BE PLACE OF SPIRIT CAN. 2000. I Brook.
 AND ETHICS BUILDING ETHICAL TO GUIDE
ledge Rout ENVIROMENT BUILT THE
 William Cleveland. A. 1970. atlas Britannica.
Britannica Encyclopedia Chicago.) ed(
 Environmental an from Planning Rural: in Areas ralRu in Organization Human. 1999. L Frutos. M.
 (.eds (Bellot. J & Golley. B.F Perspective Systems
 Society Civil and Community. 2001. F T?nnies.
Camb.) ed (Harris Jose


#کاشی سنتی
#قیمت کاشی سنتی
#کاشی مجسد
#کاشی تزئینی

©کلیه حقوق این سایت متعلق به کاشی سنتی رنجبران به شماره برند 333592 می باشد
طراحی و توسعه شرکت مهندسی بهبود سامانه فرا ارتباط