hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcff3cbc08000000060e000001000300
درنگی در مفهوم روستا
غزال راهب
دانشجوی دکتری معماری دانشگاه علم و صنعت ایران،عضو هیات علمی مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن
چکیده:
تعریف واژه روستا ( همچون هر مفهوم دیگر) در سطوح متفاوتی قابل بررسی است. این مقاله در پیآن است که با بررسی وجوه و سطوح مختلف موضوع به مفهوم واژه مـوردنظر نزدیک گردد. لذا در پی آن است که مفهوم روستا را از ابعاد حقیقی و صحیح (کاربردی) مورد تأمل قرار دهد. تعریف حقیقی روستا درپی یافتن سرمنشأهایی است که مفهوم مـورد نظر در آنها متبلور میگردد؛ در حوزه کاربردی، راهکارهای مختلفی در جهت نزدیکشدن به مفهوم موردنظر وجود دارد: رجوع به واژهنامهها و تعاریف ارائه شده در حوزههای علوم
مختلف در ارتباط با مفهوم روستا، شناخت تاریخی روستا و فرایند رشد آن در طی زمان، شناخت ویژگیهای روستا و مقایسه آن با شهر بهعنوان پدیدهای که در تعامل و یا تقابل با آن واقعشده است و در نهایت شناخت مبانی نظری حاکم بر ساختار روستا. درپی کنکاش پیرامون مفهوم روستا در هریک از این حوزهها، تعریف ثابتی برای روستا در حوزه کاربردی حاصل نخواهدشد. در نهایت، باید در تعریف روستا به آنچه اندیشیده شده، دوباره بیندیشیم و میزان اهمیت ارائه یک تعریف قطعی را بسته بـه هـدف مـورد نظـر خـود، مـشخص نماییم. تعریف بنیادی روستا -که نسبت بهشرایط مرتبط آن تغییر نکند، از بررسی مفهوم حقیقی آن که همان نگاه عام به روستا به عنوان یک سکونتگاه است، حاصل میگـردد و در اینجا ریشه در مفهوم دیرینه «آبادی» دارد.
کلید واژه
سکونت، آبادی، روستا.
سرآغاز
تعریف مجدد یک واژه آشنا حائز نکات ارزشمندی است. سؤال از مفهوم روستا از یک طرف میان ما و آن مفهوم آن رابطهای برقرار مینماید که در سطوح مختلفی قابل طرح است و از طرف دیگر، توجه ما را به راه دسترسی به آن معنا جلب مینماید که خود این راه، در روشن نمودن مفهوم روستا و رابطه ما با آن مفهوم نقش بسزایی دارد. در این تحقیق برآنیم که بهدور از دستهبندی های مصطلح و اجتناب از مطلقگرایی درمفاهیم، تأملی دوباره در مفهوم روستا [هرچند] برچسبزدن 1 داشتهباشیم؛ چراکه به نقل از «جان سیگلر» برای دسته بندی، نخستین کار توصیف است، [اما] گاه برچسب مزاحم
فرض میشود.(رجایی، 1380 ( شناخت مفهوم روستا،نیازمندتأمل درآن مفهوم ازمنظرهای مختلف و پرداختن به تمامی ابعاد و وجوه آن است. این نگرش در نوع رابطهای که میان ما و مفهوم مورد نظر برقرار میشود، معنا مییابد. این رابطه در وجوه متفاوتی شکل میگیرد. در این مقاله، جهت شناخت مفهوم روستا به وجوه «حقیقی» و «صحیح» آن پرداخته شده است. پیش از ورود به بحث لازم است که تأملی در این
دو مفهوم داشتهباشیم؛ حقیقت یک مفهوم منوط است به برقراری رابطه ای فراتر از رابطه کاربردی با آن مفهوم و به عبارت دیگر، نگاهی غیرابزاری به آن. برای دستیابی به «صحت» یک مفهوم، نیازی به پرده برگرفتن از ماهیت آن نیست و آنچه صرفاً امری صحیح است، هنوز امری حقیقی نیست؛ لذا تعریف حقیقی، رابطه ای محدود به ابعاد مسأله طرح شده، با موضوع برقرار مینماید. فقط امر حقیقی است که ما را با ماهیت موضوع موردنظر در نسبتی آزاد قرار میدهد. ( هایدگر ، 1377 ) لذا برای برقراری نسبتی آزاد با مفهوم روستا و فارغ از اهداف کاربردی موردانتظار، باید روستا را از بعد حقیقی و نه تنها صحیح(کاربردی)، مورد کنکاش قرار داد و به بررسی چیستی موضوع پرداخت.
رویکرد به طورکلی،اینکه تعریف روستا و تفکیک سکونتگاه های روستایی ازسکونتگاه های شهری به چه میزان اهمیت دارد، به هدفی که از این تفکیک مدنظر است و به عبارت دیگر نوع رابطه و نسبت ما با آن موضوع برمیگردد. در برخورد با هر مسأله، میتوان آن را از منظره ای متفاوتی مورد تأمل قرار داد و درواقع، این موضوع کاملاً وابسته به هدفی است که در نهایت، از حل مسأله، مورد انتظار است.
چنانچه گفته شدکنکاش پیرامون مفهوم روستادر این تحقیق در دوحوزه حقیقی وصحیح(کاربردی)مدنظر میباشد.لذا،ابتداروستارا از منظرحقیقی موردتأمل قرارمیدهیم.در شناخت حقیقی مفهوم روستا بهتر است که به آن مفهوم از منظری کلان تر بپردازیم و به عبارت دیگر به دنبال سرمنشــأهایی باشیم که مفهوم مورد نظر در حوزه های مرتبط با آن، متبلور می گردد. در ادامه، در پی بررسی روستا از منظر حقیقی، گذری بر مفاهیم کاربردی روستا خواهیم داشت. در این راستا، ابتدا راهکارهایی، در خصــوص تعریف واژه - به طور عام - ارائه می گردد و براســاس این روش نگرش، به تعریف واژه روســتا با نــگاه کاربردى و به عبارت دیگر، تعریف صحیح مســأله، که در رابطه ای نســبى با موضــوع قرار می گیرد، می پردازیم. در این صورت، به تعریفی از روســتا دست می یابیم که نسبت به شــرایط و اهداف مورد نظر، تعریفی صحیح محسوب می گردد، اما این تعریف لزوماً تعریفی جامع نیست و به عبارت دیگر تعریف حقیقی مسأله نیست؛ چرا که تعریف صحیح (کاربردی) روستا مسائلی را که در راستای اهداف مرتبط همچون برنامه ریزی منطقه ای، توسعه، رشد کشاورزی و ...
طرح می شود؛ پاسخگو خواهد بود؛ اما مفهوم مورد نظر را از منظر حقیقی طرح نمی نماید. اینگونه تعاریف برای ورود به حوزه های کاربردی مرتبط با مسأله، شرط کافی تلقی می گردند. نگاه حقیقی، تبلور مفهوم روستا در مفهوم آبادی چنانچه پیشــتر اشاره شــد، مفهوم حقیقی هر واژه، حاصل برقراری نســبتی آزاد با آن واژه می باشــد؛ لذا جهت دســتیابی بــه مفهوم حقیقى روســتا، فارغ از بروز خارجی این مفهوم و جنبه های کاربردی، به شناخت آن می پردازیم.
روســتا به عنوان یک مجتمع زیســتی و جلوه گاه بروز خارجی حیات اجتماعی انســان قابل طرح اســت. به عبارت دیگر ظهور روستا هم ارز با شکل گیری سکونت و به دنبال آن شکل گیری مجتمع های زیستی است.
ســکونت گزینی انســان موجد شکل گیری آبادی اســت و آبادی در ذهن انســان - چه شــهری و چه روســتایی - مفهومی بدیهی است؛ آنچه به عنوان آبادی از آن یاد می گردد، نه تنها روســتا، بلکه مشــتمل بر تمامی انواع سکونتگاه های انســان می گردد و بر خانه، مزرعه، روستا، شهرک و شــهر، شمول دارد. آبادی، تبلور بُعد بیرونی حیات انسان، و محمل رابطه ســاحت خارجی وی با محیط اســت. بنابراین می تواند تنها با تک خانه ای معنا یابد.
واژه آبادی، از منظر واژه شناسی نیز خود مؤید این نحوه نگرش به آن است. آبادی برگرفته از آب است و آب نشانى است از رونق یافتن زندگى، پرباری محصول و تداوم حیــات. ضرب المثل هایی همچون «آب آبادانی
است» و «آب به آبادانی می رود»، مؤید این نحوه نگرش است. آبادی در لغت نامه دهخدا هم ارز قریه، ده و شــهر فرض شــده است. «زاغ روی به آبادی نهاد» (به نقل از کلیله و دمنه)؛ همچنین آبادان معادل مســکون و آبادجای و آبادبوم نیز هم ارز آبادی در نظر گرفته شده است:
بپرسید از آن سر شبان راه شاه کـر ایدر کجا یابم آرامگاه چنین داد پاســخ که آبـادجـای نیابی مگر باشدت رهنمای “فردوسی” (به نقل از: دهخدا، 1337) شکل گیری آبادی ریشه در نیاز فطری انسان به سکونت گزینی دارد.
آبادی بروز عینی مفهوم سکونت است که با تعلق به مکان ملازمه دارد و در پی آن، بشر وارد مرحله تمدن می شود. ورود مفهوم سکونت به مرحله خودآگاه انسانی موجب می شود که انسان به «ایجاد» فضای مصنوع دست زند. یعنی پس از کشف ارزش های نهان در فضای طبیعی و تجربه کیفی فضــا، ظهور این کیفیات در خودآگاه آدمی منجر به شــکل گیری فضای
3 مفهوم سکونت در 2 و حس مصنوع می گردد. آنچه مســلم است، درک مرحله اول یک مرحله کیفی است و این سرآغاز ورود به مرحله خودآگاهی اســت. بدین ترتیب، آبادی لحظه ای آغاز می گردد که آدمی یا گروهی از آدمیــان، مکانــی را (پاره ای از محیــط گرداگرد خود را) به عنوان بســتر سکونت، برمی گزینند. هنگامی که کار آبادی گزیدن به انجام رسد، دیگر شــیوه های سکونت، آهسته آهسته پای به گود می نهند؛ آبادی گزیدن در چشــم انداز طبیعی یعنی ناحیه یا مکانی را محدود کردن. ما ســرگردانی
خود را به پایان رســانیده و می گوییم اینجــا! آنگاه در بطن «بیرون» که گرداگردمــان را فــرا گرفته به آفرینش “درون” مبــادرت می ورزیم. پس آبادی را باید نقطه رسیدن دانست (نوربرى شولتز، 1381.)
نکته نهفته در اینگونه تعبیر از آبادی گزیدن، ناظر به گزینش مکان، از مجرای ناخودآگاه ضمیر انســان است؛ پس از کشف ارزش های پنهان محیــط، حضور ایــن کیفیات در ناخــودآگاه آدمی، در تعامل بــا نیازها و انگاشــته های وی، منجر به ظهور احســاس یا جذبه ای ناخودآگاه نسبت
به مکان شــده و تمنای بودن در «آنجا» را در انسان رقم می زند. آبادی، مکانی برای تجمیع شیوه های ســکونت گزینی است. جایی که انسان ها، فراتــر از عرصه خصوصی حیات خود، به تعامل اندیشــه ها، احساســات، دغـدغـه هـــا و فـرآورده هـــای خـــود - چه ذهنی و چه عینــی؛ نظیر مصنوعــات - می پردازند. بدیــن ترتیب، آبادی محمل برخــورد و دیدار اســت. دیداری که الزاماً مبین توافق نبــوده و در اصل، به معنای گردهم آمدن انسان ها با اختلافاتشان و شیوه های گوناگون معیشت و سکونتشان می باشــد. از اینرو، آبادی بدل به مکان و گستره ای برای مکاشفه کیفیات گوناگون حیات می شود.
از طرف دیگر، می توان آبادی را ارگانیزمی متشــکل از حیات متعامل انسان و محیط پیرامون وی فرض نمود: از منظر اکوسیستم، شناخت یک مکان، شــناخت اجزای آن، همچون زمین، گونه های زیســتی جانوری و گیاهی و همچنین الگوی استفاده انسان و به خصوص رابطه این اجزا در کار با یکدیگر را شــامل می شود. اجزا در یک اکوسیستم در کنار یکدیگر چنان واقع می شوند که سیستم را پویا می سازند. چنانچه ما به اکوسیستم به عنوان یک ارگانیسم شایسته و یا با آینده ای جهت دار بنگریم، در کنار دیگر اجزایــش، به ما امکان بحث در خصــوص ارزش های آن و تجربه دیدار کیفیاتی جدا از مجموعه ای که صرفاً از گیاهان و صخره ها تشکیل شده، ارائه می کند (2000 Brook.)
بدیــن ترتیب، آنچه که از این تعامل برمی آید، آن اســت که زندگی آبادی، به کمک آرایش مناسب فضایی آن تحقق پذیرفته است. به معنای آنکه شخصیت یک آبادی، با عناصر مفرد متشکله آن تثبیت نشده، بلکه
شیوه گروه بندی و رابطه میان این عناصر و چگونگی آرایش آنهاست که مبین این شخصیت است. روشن است بر این اساس، کلیت یک آبادی، از یکسو متأثر از هیأت جایگاه طبیعی آن و از سوی دیگر، مبتنی بر ساختار روابط میان ســاکنان آن اســت که این خود مشتمل بر ساختارها و روابط خرد بی شماری است که از جمله آن می توان به معیشت، سنت، مذهب و اعتقادات اهالی و مواردی اینگونه اشاره کرد. نگاه کاربردی - تعریف روستا در ســطح کاربردی، مفهوم روســتا در حوزه تحقیقاتی علوم مختلفی قابــل طــرح اســت. تعریف حقیقی روســتا بــه دلیل ماهیــت کل نگر و غیرکاربردی خـود در حوزه علوم جوابگو نمی باشد و نیاز به ارائه تعاریفی مبتنــی بــر عینیات - کــه هر یک نیــز در جایگاه خــود تعریفی صحیح محسوب می شود - محسوس است. علومی همچون جغرافیا، برنامه ریزی منطقه ای، معماری و علوم کشاورزی جهت برنامه ریزی های تحقیقاتی و کاربــردی خود مواجه با تعاریف متفاوتى از روســتا و تفکیک عرصه های مختلف سکونتگاه (آبادی) در قالب شهر و روستا بوده اند. به تبع آن، علوم مختلف نیازمند معیارهای لازم در این خصوص هستند تا بتوانند آن دسته از مجتمع های زیســتی را که روستا شــناخته می شوند، از شهرها تفکیک نمایند؛ گرچه معیارهای این تفکیک می توانند در درون هر حوزه، به طور جداگانه و براســاس شــاخص های همان حوزه مشخص گردد؛ به عنوان مثال در برنامه ریزی های کشاورزی، معیار می تواند در رابطه با نوع اقتصاد مبتنی بر کشاورزی و یا غیره تعریف گردد و در برنامه ریزی های منطقه ای، میــزان جمعیت و یا نوع خدمات ملاک قــرار گیرد؛ اما در همکاری میان حوزه های علوم مختلف، تفکیک شهر و روستا براساس معیارهای متفاوت موجب آشــفتگی در دســته بندی ها خواهد گردید. لذا بهتر اســت، تعریف یکســانی که بتواند در موارد خاصی، حوزه های مختلف را دربرگیرد و یک جنبه مشترک را طرح نماید، به عنوان تعریف روستا و معیار تفکیک روستا از شــهر پذیرفته شود. تاکنون تعریف ثابتی از روستا نشده است و تعاریف ارائه شــده غالباً وابسته به حوزه فعالیت مورد نظر و یا در سطح کلانتر، از دولتی تا دولت دیگر متفاوت است، چرا که تعریف جوامع مختلف انسانی از مفاهیم روستا و روستایی تا حد زیادی متفاوت است و این تعاریف بسته به عوامل مختلفی همچون میزان توســعه یافتگی، میزان جمعیت، سطح رفاه عمومی و ... شــکل می گیرند؛ به عنوان مثال زمانی در دانمارک هر جایی که دســت کم 400 نفر ساکن داشت، منطقه شهری نامیده می شد، در ژاپــن 30000 ســاکن لازم بود و در فرانســه 2000 ســاکن در مرکز منطقــه (پیتیه، 1369 .(این رقم در ایران مطابق تعریف مرکز آمار 5000 نفر تعریف شده است.
امــا در فعالیت های علمــی و تحقیقاتی، به منظور داشــتن داده های طبقه بندی شــده همگون، نیازمند داشــتن یک تعریف مشترک از روستا می باشــیم؛ ارائه تعریف مشــترک از مفهوم روســتا در موارد خاص، زبان مشــترکی میــان علوم مختلف که بــه موضوع روســتا می پردازند، ایجاد می نماید. در این راســتا باید روستا را به عنوان یک پدیده که در رابطه با بســتر خود شــکل می گیرد و به حیاط خود ادامه مى دهد، مورد تأمل قرار داد.
1-1 -راهکارهای تعریف مفاهیم
در تعریف یک مفهوم می توان از روش های مختلفی بهره برد؛ برخی از این روش ها گاه تعریفی نسبی از موضوع را به دست می دهند و برخی دیگــر افقــى مرتبط با مفهوم مورد نظر را می گشــایند که تنهــا ما را به معنــای واژه مورد انتظار نزدیــک می نمایند. افراد زیادی ســعی در ارائه 4 برخی از این تعاریف
تعریفی جامع از روســتا داشــته اند. لوئیزا فروتوس را چنین دســته بندی می کند: عده ای روســتا را در مقایسه با شهر تعریف کرده اند؛ گروهی با استفاده از عناصر کیفی و ریخت شناسی و یا براساس قابلیــت خاک، قابلیت، میزان بازدهی و تولیــدات؛ گروه دیگر با تأکید بر ویژگی های جمعیتی از قبیل میزان جمعیت و چگونگی شــکل گیری توده جمعیت و یا بررســی های آماری همچون بررســی تولیدات و یا ســاختار اجتماعی (1999 Frutos. M .)
در این تحقیق، ابتدا با ذکر چند روش جهت تعریف موضوع، مصداق آن را در موضــوع مــورد بحث جســتجو خواهیم کرد و ســپس تحلیل و ارزیابی بر آنها صورت می گیرد. روش هایــی که تعریف در راســتای آن صورت گرفته، به شــرح زیر می باشند:
الف: رجوع به واژه نامه های معتبر و ادبیات مرتبط در حوزه هاى علوم مختلف.
ب: شناخت تاریخی پدیده و شناسایی فرآیند رشد آن در طی زمان.
ج: شــناخت ویژگی های پدیده و مقایسه با پدیده های دیگری که در تعامل و یا تقابل با آن هستند.
د: مبانی نظری مرتبط با ساختار پدیده.
قابل ذکر است که پرداختن به برخى از این روش ها (همچون شناخت درنگی در مفهوم روستا
مبانی نظرى)، گرچه به تعریف حقیقى روســتا نزدیک می شود و روستا را از آن منظــر مورد تأمل قرار می دهــد، اما به دلیل آنکه هدف از پرداختن به آن، کســب نتایج عملکردى می باشد، در تقسیم بندی، در دسته تعاریف کاربردی قرار گرفته است.
الف - ادبیات روستاشناسی (تعاریف)
واژه روســتا در ادبیات مرتبط با آن به گونه های مختلفی تعریف شده در زبان پهلوی و معرب
است. روستا در فرهنگ معین، معادل «رستاک» آن رســتاق، روستاق، رسداق و یا رزداق می باشد و هم ارز ده و قریه تعبیر شــده است؛ همچنین، «ده» آبادی کوچک در خارج شهر و در مقابل آن، شــهر، آبادی بزرگ که دارای خیابان هــا و کوچه ها و خانه ها و دکان ها و سکنه بسیار باشد، تعریف شده است (معین، 1375 .(معجم البلدان به نقل از حمزه بن حســن آرد می گوید: در زمان ما بنابر آنچه مشــاهده می شود،
ایرانیان رســتاق را بر جایی که دارای مزارع و قراء باشند اطلاق می کنند و هرگز شــهرهایی از قبیل بصره و بغداد را رســتاق نمی خوانند (به نقل از: دهخــدا، 1337 .(در فرهنــگ صبا «ده»، «روســتا» و «قریه» هم ارز یکدیگــر بوده و برابر با «آبادی کوچک در خارج شــهر که دارای چندین خانه روستایی باشد»، تعریف شده است (بهشتی، 1371 .(همچنین، روستا نقطه ســکونتی کوچک با اقتصاد مبتنی بر کشــاورزی و منابع طبیعی نیز تعریف شده است.
ده، بنا به تعریف از واژه «دهیو» به معنای سرزمین و کشور گرفته شده اســت (رضوانی، 1382 .(بر این اســاس، ده و قریه سکونتگاه و جامعه ای شــناخته می شود کوچک، که نسبت به روســتا مفهوم محدودتری دارد و یک واحد معیشتی است که در یک فضای جغرافیایی مستقر شده، شکل گرفته باشد، در حالی که روستا شامل ده یا قریه ای است، همراه با مزارع و باغات و پوشــش طبیعی اطراف آن. بنابراین تعریف، ده و قریه ممکن است بر مبنای کشــاورزی نباشد، یعنی ساکنان آن، زارع، برزگر، کشاورز و دامدار روســتایی نباشــند، بلکه معیشت آنان بر بنیان ســایر فعالیت ها استوار باشد، مثل خدمات، صنایع دستی، استخراج معدن، بهره وری از آب معدنی، صیادی و نظایر آن که در این صورت به ساکنان آن دهاتی گفته می شــود، ولی اگر این واحد معیشت با بهره وری از فضاها یا فعالیت های کشاورزی همراه باشد، روستا نامیده می شود (رضوانی، 1382.)
ابن خلدون در این خصوص می گوید: بادیه نشــینان گروهی از بشرند که برای به دســت آوردن معاش طبیعی به کشاورزی و پرورش چارپایان می پردازند و آنها در وسایل زندگی از خوراکی گرفته تا پوشیدنی به همان مقدار ضروری و لازم اکتفا می کنند و از رســیدن بــه مراحل برتر از این حد که به شهرنشــینی و تمدن کامل زندگی منتهی می شود، عاجزند. این گروه خانه هایی از موی و پشــم حیوانات یا از شاخه های درخت یا از گل و ســنگ های طبیعی می ســازند و از آنها جز بهره بردن از ســایه و تهیه پناهــگاه منظوری ندارند و گاهی هم به غارها و شــکاف های کوه ها پناه می برند (ابن خلدون، 1359.)
چنین تعریف شده است:
جامعه روســتایی در دایره المعارف بریتانیکا جامعه ای که در آن، به نسبت، ساکن کمتری وجود دارد، دارای زمین های گســترده اســت و در آن مهم ترین فعالیت اقتصادی، تولیــد مواد غذایی، الیاف و مواد خام اســت. ارائــه تعریف برای چنیــن مناطقی به صراحت ممکن نیســت. تفـــاوت زیـاد میان شـــهر و روســـتا در جـوامع غـیر صنعتـی - که البته در جوامــع صنعتی این تفاوت کمتر اســت – تعیین مرز دقیق ســکونتگاه های روســتایی را با مشــکل مـواجــه مــی نماید
(1970 10.v Britannica.) در برخورد دیگری که در تبیین مفهوم روســتا شــده است، به روستا
به عنوان یک مجتمع زیســتی و به عبارتی سکونتگاهی انسانی نگریسته می شود و غریزه اجتماعی زیستن، با توجه به سطح فرهنگ و برخورداری از دانــش فنی در نقاط مختلــف جهان به صورت هــای گوناگون، تجلی می یابد (سعیدی، 1379 ،(که روستا نوعی از آن محسوب می شود. جوامع روســتایی در تعاریف ســنتی براســاس عرصه های مالکیت زمین تعریف شــده اند (1999 Frutos. M .(در تعریف دیگری از روســتا بر پذیرش آن به عنوان یک «کل» مســتقل تأکید شــده و روستا واحدی اقتصادی، اجتماعــی، جغرافیایی و مرکز تجمعی از مردم یکجانشــین تعریف شــده اســت که قسمت اعظم درآمد آنها از کشــاورزی تأمین می شود و شرایط بالقوه خودکفایی را نیز در خود دارد (رضوانی، 1382 .(همچنین در برخی تعاریف دیگر هیچ یک از معیارهای شناخته شده فوق الذکر ملاک تفکیک شــهر از روستا قرار نمی گیرد و آنچه شــهر را از روستا تفکیک می نماید، «عرف» می باشــد، طبق این تعریف، شــهر جایی اســت که شهر نامیده می شود (پیتیه، 1369.)
طبــق قانون اصلاحات ارضی، ده یا قریه عبارت اســت از یک مرکز جمعیــت و محــل ســکونت و کار تعدادی خانــوار کــه در اراضی آن به عملیات کشاورزی اشتغال داشته و درآمد اکثریت آنها از طریق کشاورزی حاصــل می شــود و عرفاً در محل ده یا قریه شــناخته می شــود (وثوقى، 1366 .(همچنین، بنا به تعریف مرکز آمار ایران، روســتا عبارت اســت از سکونتگاهی که تولید غالب آن کشاورزی و دامپروری بوده و جمعیت آن حداکثر 5000 نفر باشد (شناسنامه آبادی های کشور، 1375.)
درنهایــت اینکه تعاریفی که از روســتا در ادبیــات مرتبط به آن ارائه شــده اند، به دلیل آنکه در حوزه های علوم مختلفی صورت گرفته ، متعدد است. همچنان که ذکر آن رفت، تعاریف روستا عمدتاً براساس محورهایی همچون نوع معیشت و اقتصاد حاکم، ویژگی های اجتماعی و یا جمعیتی، ساختار کالبدی و نحوه اداره جامعه صورت گرفته است.
ب - فرآیند پیدایش و شکل گیری تاریخی روستا
شــناخت روستا در بستر ســیر تاریخی حیات اجتماعی انسان، گامی است در جهت شناخت مفهوم آن پدیده؛ چرا که شناخت ما از هر پدیده ای به درجه شــناخت مــا از فرآیند تاریخی آن پدیده بســتگی دارد (حبیبی، 1375 .)شــاید بدیهی ترین تعبیری که از سکونتگاه های انسانی می توانیم داشــته باشیم، آبادی ها هستند؛ آبادی پدیده ای است تدریجی که در طی سالیان و در تعاملی پیوسته میان معیشت ساکنان و محیط صورت پذیرفته اســت. بنابراین ادراک ســاکنان از کیفیات محیط و آشــنایی درونی آنان بــا روش های ارضای نیازها و تطابق با محیــط، مقوله ای کاملاً تدریجی بوده و مبتنی بر تجربیات ســالیان آنهاســت که نسل به نسل - هر چند به طور ناخودآگاه - به ایشــان منتقل گردیده اســت. تاریخ آبادی قدمتی به اندازه تاریخ زندگی اجتماعی بشــر دارد. پیدایش اولین سکونتگاه ها به آغاز عصر نوســنگی باز می گردد. انســان نخســتین با رواج کشاورزی به زندگی یکجانشینی پرداخت و در پی آن مفهوم «سکونت» در بروز عینی خود موجب شــکل گیری آبادی شــد. آبادی ها با تفکیک جوامع براساس فعالیت های اقتصادی به شهرها و روستاها تبدیل شدند و از این زمان بود که تاریخ حیات و فرآیند رشد شهر و روستا از یکدیگر تفکیک شد.
دلایل مختلفی در خصوص ایجاد شــهرها و مهاجرت روســتائیان به شــهرها در طول تاریخ آمده اســت؛ معمولی ترین دلیلی که برای پیدایش شــهرها ذکر شده، وابســته به اقتصاد اســت. به این معنا که مازاد تولید محصولات کشــاورزی عده ای را از کشــت و تولید محصول بی نیاز کرد، این امر، خود موجب تســهیل جمــع آوری غذای مازاد جهت یک جمعیت شــهری گشت (شــیعه، 1374(؛ لذا عده ای از روســتا خارج شده، شهرها را ســاختند و بــه حرف دیگر همچــون صناعت و تجــارت پرداختند. در دایره المعارف بریتانیکا در این خصوص آمده است: از نظر تاریخی، جوامع روســتایی قدمتی بیش از جوامع شهری دارند. روستائیان در خانواده های گســترده زندگی می کردنــد و درصد مردان در آن بالاتر بــود. این وقایع بــا یکدیگر در ارتباطند. برای یک کشــاورز فرزند زیــاد یک مزیت بود؛ به خصوص اینک پســر باشــند تا بتوانند در مزارع کار کنند و در پی آن هنگام پیری پدر و مادرشــان از آنها مراقبت کنند. معمولاٌ در این جوامع هنگامی که فرزندان بزرگ می شــوند، زمین کافی بــرای آنها وجود ندارد که مخارج خانواده هایشــان را تأمین نماید؛ لذا تعدادی از آنها به شــهرها مهاجرت می نمایند، لذا از دید تاریخی، شهرها سرریز جمعیت روستایی را جذب می کنند و به طور نســبی افراد مسن تر در خانواده هایی کوچکتر در
روستاها می مانند (1970 10.v Britannica.) ابن خلــدون در کتــاب خود تفاوت عادات و رســوم و شــئون زندگی ملت ها را نتیجه اختلافی می داند که در شیوه معاش خود پیش می گیرند؛
وی اجتماع انســان ها را تنها برای به دست آوردن وسائل معاش می داند و اینگونــه اجتماعــات ابتدایی و ســاده را نوعی تلاش پیــش از مرحله شهرنشــینی و رسیدن به مرحله تمدن کامل می داند؛ وی «بادیه نشینی» را اصل و گهواره اجتماع و تمدن و اساس تشکیل شهرها می داند و بیان می دارد: شهرنشــینی به منزله هدفی برای بادیه نشینان است که به سوی آن در حرکتنــد و با کوشــش و تلاش خود ســرانجام از بادیه نشــینی به مطلوب خویش نائل می آیند و هنگامی که به فراخی معیشت و توانگری می رســند، از این راه به عادات و رســوم تجمل خواهی و ناز و نعمت روی می آورند و آن وقت به آرامش و اســتقرار زندگــی متمایل می گردند و به قیود شهرنشینی تن در می دهند (همان، ص 227.)
در راســتای رونق گرفتن شهرها در طول تاریخ، پیوسته شکاف میان شــهر و روستا عمیق تر می شــود؛ آثار مکتوب حکایت از اهمیت شهرها و مورد توجه قرار گرفتن بیشتر شهرها نسبت به روستاها، از طرف دولت ها دارند:
چو از شهر یکسر بپرداختند بگرداندرش روستاها ساختند “فردوسی”
و یا:
بتو دادم آن شهر و آن روستا تو بفرست اکنون یکی پارسا
“فردوسی”
و یا این بیت از ســعدی که به طور ضمنی اشــاره به اختلاف عمیق
میان روستا و شهر دارد:
چه مصر و چه شام و چه بر و چه بحر همه روستایند و شیراز شهر
همچنین آثار ادبی باقیمانده، حکایت از آن دارند که روســتاها از نظر
علمی نسبت به شهرها جایگاه پست تری داشته اند و در واقع شهرها مرکز
تفکر و علم بوده اند:
پس بیش مشنو آن سخن باطل کسی
کز شارسان علم سوی روستا شده است
“ناصر خسرو”
من هزاران ساله علم آنجا برم آن زمان از روستا خواهم رسید
“نظامی”
هر که ماهی باشد اندر روستا تا به ماهی عقل او ناید بجا
وانکه باشد ماهی اندر روستا روزگاری باشدش جهل و عمی
“مولوی”
روستا زادگان دانشمند به وزیری پادشاه رفتند
پسران وزیر ناقص عقل بگدایی به روستا رفتند
“سعدی”
علم در علم است این دریای ژرف من چنین جاهل کجا خواهم رسید
من هزاران ساله علم آنجا برم آن زمان از روستا خواهم رسید
“عطار”
اما روستاها در طول تاریخ در ایران همواره محمل رابطه با طبیعت و
خاستگاه فعالیت های کشاورزی بوده اند:
و در روستاها بگشتندی
“تاریخ بیهقی”
امیر بسیار پرسیدی از آنجای ها و روستاها و خوردنی ها.
“تاریخ بیهقی”