hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcfff13e08000000bc0d000001000100
معماری خاک سازگار ترین معماری با طبیعت و سرشت انسان است.
یداله احمدی دیسفانی
کارشناسی ارشد معماری و دانشجوی دوره دکتری دانشکده معماری واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن
کلید واژه ها: معماری خاک ، طبیعت، انسان سنتی، معماری سنتی،سازگاری
چکیده:
کالبد طبیعی انسان از خاک است و طبیعت و سرشت وی بر خواسته از خاک است ودوباره بـه خـاک برمـی گـردد. کالبـد معمـاری
خاک نیز مانند کالبد انسان از خاک برخواسته و دوباره به خاک برمی گردد. این تجانس باعث سازگاری معماری خاک با شرسـت
آدمی شده است.کالبد ها محل پرورش و اسباب پرورش نفس است و نفوس انسان ها نیز در کالبد طبیع ی خود رشد یافتـه و متعـالی
می شوند. طبیعت رحم پرورش برای انسان است و معماری نیز به عنوان بخشی از این طبیعت به هم وابسته وپیوسته، به تناسـب خـود
محل رشد وتعالی و پرورش انسان است . سازگاری بین سرشت آدمی و طبیعت بکر دستمایه تهیه این مقاله است . در این مقاله سـعی
در تبیین این موضوع از دیدگاه سنتی است.
1 -انسان از دیدگاه سنتی
به جهان دارای بعد و محدویت و پایین تر 1 انسان در دیدگاه سنتی موجودی است که از جهانی بی بعد و برتر
2
3 آمده است وموقتا در این جهان زندگی می کند و رشد کرده و باز به جهان برتر باز می گردد
. زمین برای او
آن را دارد. او در زمین طبق وظیفه ای که دارد(مسئول است) در پی ساخت 5 . و وظیفه آبادانی 4 آفریده شده است
بهترینهاست و از این روی در پی ساخت بهشت است! وصف بهشت چیست؟ بهشت دارای چه صفات و
6 شرایطی است که سعی در ساخت آن دارد؟
او می داند که وابسته و ماندنی در زمین نیست و بخش زمینی او در
و از آن برای 7 زمین و بخش آسمانی او به اصل خویش باز خواهد گشت. از این رو دلبستگی ابدی به زمین ندارد
پرورش نفس خویش و تعالی آن سود خواهد جست.اوبه عمران زمین دست می زند تا راه عمران نفس خویش
را ساده تر گرداند. از این رو حتی الامکان راه تعادل را پیش خواهد گرفت تا به عمران دل خویش بیشتر بپردازد.
او زمین و طبیعت را مانند رحم می داند که پس از رشد وتکامل دیگر جای او اینجا نیست بیشتر ماندن او در
رحم زمین به همان اندازه که در تولد طبیعی او؛ که اجباری است؛ خطر ناک است در تولد دوم او ؛که اختیاری
ست
؛ خطر ناک است. اما او برای رشد به رحم طبیعت نیاز دارد. او وظیفه خلیفگی خداوند در زمین را دارد و
در این باره نیزمسئول است. او در باره چگونگی عمران زمین و تصرف در طبیعت موظف و مسئول است. او از
9 پیکره طبیعت و زمین جدا نیست چون در یک ابر سامانه یک پارچه
قرار دارد. این سامانه اجزایی دارد. زمین و
10 طبیعت و انسان اجزای این سامانه هستند. اما هدف همه این اجزا یکی است
. در این سامانه تک تک اعضا مهم
هستند یکی به نفع دیگری از بین نمی روند بلکه رابطه اجزا رابطه تکمیلی است. اجزا در حال تکمیل یکدیگرند.
از دوران گذشته تا بحال ادامه داشته و در تعالیم آسمانی نیز 11 این در رابطه بین انسانها مورد توجه اندیشمندان
مورد تاکید بوده است. اما هدف این مقاله رابطه تک تک انسانها با طبیعت و زمین خاکی و معماری خاکی
است. اتحاد بین اجزا در این سامانه مد نظر این مقاله است.
2 -رابطه جسم و کالبد و نفس انسان در دیدگاه سنتی
آمده 12 طبیعت در فرهنگ لغت به معنی «سرشت، نهاد، سجیه، سرشتی که مردم برآن آفریده شده، مزاج، فطرت »
است. از این رو طبیعت با نهاد و سرشت آدمی سازگاری دارد . طبق دیدگاه سنتی اسلامی انسان از دو پاره متحـد
به نام جسم و نفس است . جسم م?رکبِ نفس است و اصالت آن به سبب م?رکب بودن آن است . نفس سوار بر این
مرکب است. نفس بدون مرکب خود توانایی عمـل نـدارد و جـسم بـدون نفـس مـرده ای بـیش نیـست . جـسم از
طبیعت خاکی است و نفس سرشتی ملکوتی والهی دارد . او به این زمین آمده و باز، باز خواهد گشت، اما نیـاز بـه
جسم برای پرورش روح دارد . طبق این دیدگاه هردو پاره انسان محترم است . از این رو معماری به تناسب هریک
باید شکل گیرد. هم جسم آسوده باشد و هم نفس در حال تعالی و رشد . معمـاری و شـهر سـازی بایـد بـسترهای
مناسب برای هر دو پاره را به وجود آورد . اما آنچه مهم است نفس انس ان است.رعایت شان هریک از این دو پاره
در معماری خاک مناطق کویری ایران به خوبی نمایان است . خاک به توسط نقش سـبک و نـورانی شـده اسـت .
معمار در پی آنست که نفس بنا را به توسط استعداد های جسم خاکی آن اعتلا بخشد.
13 جانت خاک است و خرد تخم گل و لاله خاک را تخم گل و لاله کند رنگین
3 -سازگاری سرشت انسان با طبیعت
انسان از دو بخش خاکی و غیر خاکی است . اما وقتی انسان است که شامل هردو بخش باشد. همانگونـه کـه قـبلا
گفته شد یکی بـدون دیگـری انـسان نیـست . یعنـی طبیعـت و سرشـت انـسان بـا خـاک آمیختـه اسـت . بعـضی از
اندیشمندان و عارفان مانند مولوی اصلا برای جسم اعتباری قائل نیستند و جسم را زندان روح و نفس میدانند. امااین نگرش در اندیشمندانی مانند حافظ، ملا صدرا و امام خمینی همانگونه که قبلا بیـان شـد متفـاوت اسـت .اینهـا
معتقدند که بستر و رحم رشد انسان، طبیعت و ابزار رشـد جـسم اسـت . کـار جـسم عمـل اسـت و م یـزان و معیـار
سنجش نیز عمل است. نفس بدون جسم توانایی عمل ندارد . معماری نیـز اندیـشه تنهـا نیـست . صـورت هـا سـایه
اندیشه معمار است. هر چیز که از دنیای اندیشه به دنیای صورت میآید چنین است. سنجش اندیشه معمار با عمل
او امکان پذیر است. حرف نا گفته غلط ندارد . اما وقتی به دنیای عمل و صورت درآمد قابلیت بحث و نقـد دارد .
و توانایی بیان اندیشه را نیز دارد.
تو آب نئی خاک نئی تو دگری بیرون ز جهان آب و گل در سفری
14
همانگونه که قبلا گفته شد جهان و هستی یک ابر سامانه است و هریک از اجزا این سامانه در ارتباط با
یکدیگرند و رابطه آنها سلام و تکمیل است. انسان با خانه خویش، خویش است. او با خانه، طبیعت، و
طبق اندیشه اسلامی نیز 15 دیگر انسانها در خویشی است. باید با خویشان خویش قطع ارتباط نکند. صله ارحام
سفارش شده است. از این رو در قرآن سوره نور آیه 61 می خوانیم « فاذا دختلتم بیوتا فسلموا علی انفسکم»
وقتی به خانه خویش وارد می شویم بر خویشان خود باید سلام کنیم یعنی با خویشان خویش اظهار یگانگی و
عدم دشمنی می کنیم (معنی سلام) و وقتی نیز کسی در خانه نیست هم شفارش شده به محض ورود به خانه به
خود سلام کنید! آیا این معنی را نمی دهد که ما در یک سامانه واحد قرار داریم و بخشی از نفس ما با نفس خانه
16 اشتراک دارد و حتی یکی است؟
ارتباط طبیعت و معماری در دیدگاههای مختلف بسته به جهان بینی آنها دارد . در دیدگاه سکولار انسان
و طبیعت رابطه یک طرفه دارند .«اساس ساختن ، دست اندازی به طبیعت اسـت . نـوع ایـن دسـت انـدازی ار تبـاط
بسیار نزدیک با طرز تفکر انسان در مورد طبیعت دارد . در بسیاری از فرهنگهای شرقی، ارتباط کاملا نزدیکی بین
انسان و طبیعت وجود داشته و امروزه نیز گاهی این ارتباط به چشم می خورد . انسان خود را جزیی از طبیعت مـی
دانسته و به این دلیل در ارتباطی چند گانه با آن بو ده است. این ارتباط نزدیـک، هـم بـه انـسان و هـم بـه طبیعـت
امکان ادامه زندگی را می داده است . چنین ارتباطی بین انسان و طبیعت در جوامع غربی نیزوجود داشته اما بعدها
جهان بینی مسیحی آنرا تغییرداد . این ارتباط دو گانه از طریق مسیحیت تبدیل به یک ارتباط مثلث شد : براسـاس
این تفکر، خداوند طبیعت را خلق کرده وبشربایستی از آن استفاده کند . در شرق آسیا آنچه خدایی بود علیرغم مــافوق طبیعــی بــودنش در ارتبــاط نزدیــک یــا حتــی در یگــانگی بــا طبیعــت قــرار داشــت
در دیدگاه های متفاوت نوع برخورد با طبیعت متفاوت است مثلا بعضی قائل به نظم در طبیعت نیستند و به اینکه
این طبیعت ناظم و پدید آورنده ای دارد. از این رو برای طبیعت نه تقدسی قائل هستند و نه آنرا کامل میدانند.
و آنچه را که طبیعی است کامل تر میدانند و از 17 اما بعضی طبیعت را کامل و پدید آورنده آنرا حکیم می دانند
این روی در معماری سعی در تقلید از آنرا دارند.«به این ترتیب کاملا طبیعی به نظرمی رسد که در بسیاری از
موارد مانند ساختمان، طبیعت برای بشرعنوان مدل ونمونه داشته باشد»(همان /148 (
«انسان اغلب تصور می کند آنچه طبیعی است چه از نظرفرم و چه از نظرعملکرد به حدی از تکامل رسیده است
که بهتراز آن قابل تصورنیست، حال آنکه چنین نیست. آدلوف پورتمان می گوید: ساده ترین فرم که به گونه
ای کامل در خدمت عملکردباشد وبسیاری از مردم آن را «طبیعی» خوانده،و ستایش می کنند در طبیعت کاملا
نادراست.آنچه بیشتربه چشم می خورد به خصوص در دنیای حیوانات چیزی فاقد این صفات است.»-«اغلب به
نظرمی رسد که خیالبافی آزاد ویا حتی بازی های لجبازانه یک قدرت خلاقانه،در این آفرینش بیشتردست
داشته اند تا ضرورت های تکنیکی.»(گروتر/ یورگ کورت.1383 .148 (البته شناخت ما نسبت به پدیده های
طبیعت بسیار ناچیز است. لذا اظهار نظر قطعی در این باره بسیار مشکل وعجولانه به نظرمی رسد. اما وجود
، ویکتور اورتا، آنتونیو گاوودی، رایت، آلوار آلتو، لوکوربوزیه، 18 هنرمندانی مانند برونلسکی ، ژوزف پاکستون
ارو سارنین، کالاتراوا، کاتالانو، روبرمایا و ... هستند که از طبیعت به نوعی در معماری خود استفاده کرده اند
نشان از آن است که، طبیعت می توانند منبع الهام برای معماری باشد.
دراین رابطه نحوه قرارگیری ساختمان در محیط نیز می تواند به نوع نگرش معماران به طبیعت وابسته باشد . بطـور
مثال در معماری شرق معماری با طبیعت سعی در یکـی شـدن دارد . معمـاری بـا طبیعـت هماهنـگ اسـت . امـا در
معماری و باغسازی انگلیسی رابطه تضاد و در معماری و باغـسازی فرانـسوی رابطـه تقابـل و در باغـسازی چینـی رابطه تجانس است.
سلام است. از این رو انسان، طبیعت و معماری باهم یکی می شوند.
20 سلامت همه آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخص تو درد مند مباد
4 -معماری خاک سازگارترین معماری با طبیعت انسان است.
همانگونه که در بخشهای قبلی گفته شد انسان از خاک انشا شده است و سپس به خاک باز می گردد. این صـفت
نیز در معماری و شهر سازی بومی ایران و معماری خاک دیده مـیشـود. معمـاری و سـاختمان در تعـادل زیـست
بومی از مواهب طبیعی مانند نور و سایه ، گرما و سرما، باد وآب خاک و خواص آنها به خوبی استفاده مـی کنـد.
«شهر اسلامی به آرامی سراز خاک برمی داردو از منا بع طبیعـت حـداگثراسـتفاده را مـی کنـد و وقتـی خـالی از
سکنه شد به آرامی به آغوش خاک برمی گردد ( نصر سید حسین 1375 -57 (این تجانس بین طبیعت انـسان و
معماری اسلامی و معماری خاکی سازگاری بین این معماری را با طبیعت و سرشت انسان مطرح می کنـد . انـسان
طبیعتش با خاک آمیخته است. او از عناصر طبیعی و خاکی بوجود آمده است . از این رو معماری خاک سـازگار
ترین معماری با طبیعت انسان اسـت . تردیـد در سـلامت عناصـر مـصنوعی ماننـد کابلهـای فـشار قـوی، رنگهـای
شیمیایی، میدان های الکترومغناطیسی ، لامپهای فلور سنت، آزبستها ، بتن و ... و استفاده از خاک د ر معماری در
تحقیقات جدید در کشورهای پیشرفته بیانگر طبیعی بودن خاک با سرشت انسان است . بازگشت به طبیعت فطری
و طبیعی انسان در رابطه با معماری نیاز روز افزون جهـان امـروز اسـت . انباشـت بـیش از حـد زبالـه و نخالـه هـای
ساختمانی و آلودگی محیط زیست توسط انسان به جهت بدست آوردن محصولات صـنعتی کـه هـدف اصـلی و
ابتدایی آن راحتی انسان است به بلایی ویرانگر مبدل شده است . و این چیزی جز دوری از زندگی طبیعی نیـست .
«چرا منزل و ماوای بیشترانسانها این قدر نفرت انگیزو زندگی تا به این حد ملال انگیز شده است که نـوع انـسان
که بیش از هرعامل دی گری مسبب بحران محیط زیست است، ناگزیربه فرار از مناطقی شده است که خود اوبـه
بد نام کردن آنها دامن زده است و آلودگی را با خود به چند منطقه هنوز خوب مانده زمین ببـرد تـا آن امـاکن را
نیزبه آلودگی بکشاند؟ چرا باید مصرف انسان این قدر زیاد باشد وبه اصطلاح، نیـاز هـای خـود را صـرفا از نظـر
ظاهر ی اشباع کند. (نصر سید حسین. نقدونظر4.3 ص 206 (
در معماری اسلامی (فطری و طبیعی) بین اجزا هستی هیچ گونه تضادی وجـود نـدارد اجـزا در حـال تکمیـل هـم
هستند. میان امر زمینی و آسمانی تضادی وجود ندارد . آرامش حاکم بر معمـاری بـر اثـر همـین رابطـه اسـت .«در
معماری اسـلامی هـیچ چیـز بیـانگر حهـد و تقـلا نیـست، نـه کشاکـشی هـست و نـه هـی چ تـضادی میـان آسـمان
وزمین»(بورگهارت تیتوس 1376-139 (رابطه اجزا معماری خاک نیز دارای رابطه تکمیل و سلام اسـت. سـلام
یعنی بین من و تو هیچ تضادی وجود ندارد از این رو است که گفته مـی شـود تمـام هـستی مـسلمان اسـت یعنـی
تسلیم در مقابل فرمان و اراده الهی است. و راه وروش تمام ادیان و هستی اسلام است.
5 -خاک به دلیل هم جواری با نفس انسان مقدس است.
22 درآن شهردلکش یکی باغ ساخت که مشک وعبیرش بود خاک و خشت
طبیعت طبق دیدگاه سنتی جلوه و صورت بزرگ حکیم هستی است . تمام طبیعت نـشانه و آیـه اوینـد . و ازطرفـی
بین تمام هستی پیوستگی وجود دارد .
زمین و آسمانها طبق این دیدگاه برای انسان کامل آفریده شده اسـت . تـا 23
خلیفه وی در زمین باشد.
24 مقصود طبیعت آدمی بود از حیوان ونبات وارکان
به هر طرف که نگاه کنید صورت پرورگار دیده می شود .
و تمام ارکان هستی با اسـما او قـوام دارد . 25
و اختیـار 26
همه چیز در دست اوست . همان گونه که قبلا گفته شد تمام هستی مسلمان و تـسلیم امـر اوینـد و تمـام هـستی در
از این رو 27 حال سجده اویند و انسان نیز به اختیار و به انتخاب مشغول عبادت او و تمام زمین نیز عبادتگاه اوست .
«پیامبرفرمودنـد کـه 28 زمین و طبیعت مقدس است .طبیعت در مقام ذکر و یاد آوری و آیه قدرت پروردگار است.
خداوند امت خود را مورد عنایت قرار داده وتمام سطح زمین را جایگاه عبادت او قرار داده است، معماری است
که در اماکن پرجمعیت باید وضع صفا و آرامش را که همه جا در طبیعت یافت می شـود از نـو ایجـاد مـی کنـد.
»(بورکهارت – نصر. ارزشهای جاویدان هنراسـلامی –70 (محـل سـجده اشـرف مخلوقـات و انـسان کامـل کـه
از این رو در معمـاری اسـلامی زمـین و فـرش دارای تقـدس 29 افلاک به خاطر او آفریده شده است مقدس است
«هرگزنبایـد 30 است. نقوش روی فرش سایه نقوش گنبد است و معنای آن است که فرش سایه ای از عرش است .
فراموش کرد که نزد انسان غیر متجدد -خواه باستانی یا معاصر- کل ماده عالم دارای وجهی مقدس است .» ( نصر
سید حسین 1383-13 (
ای ز ازل گوهرپـــــــــاک آمده گوهـــــــرتو زیور خـــــــاک آمده
چنبرنه چرخ بسی بیخت خـــاک تا تو برون آمدی ای د?ر پـــــــــــاک
31
32 از شبنم عشق خاک آدمِگل شـــد صد فتنه و شور در جـــهان حاصل شد
مسلما تقدس به خاطر خاک و جسم خاکی نیست این تقدس به خاطر وجود و حضور انسان پاک اسـت . مـصالح
و صورتها به خاطر همجواری با نفس و جسم انسانهای مومن است که مقدس است.
آنچه باعث عمران مـساجد 33
میگردد وجود انسانهای با ایمان است .« هنراسلامی، همتای هرهنرقدسی دیگر ،صرفا در مواد و مصالحی که بـه
کار گرفته شده خلاصه نمی گردد بلکه به این می پردازد که مواد ومصالح مورد نظر چگونه توسط یـک جامعـه
دینی خاص شکل پذیرفته ومورد استفاده قرار گرفته است.»(سید حسین نصر 1375-10 (
34 گوهرپاک بباید که شود قابل فیضی ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ ومرجان نشود
معمار مسلمان دارای معرفت شهودی و تجربی از مصالح بوده اند . استفاده از علم در معماری مشهود است . اسلام
دین واقع گراست و مراتب بین جهان م اده و ملکوت را قائل است و هیچ یک از این مراتب را با هـم خلـط نمـی
کند.این جنبه در معماری بهتر از هر جایی مجال بروز دارد.با سنگ چون سنگ وبا آجر چون آجـر برخـورد مـی
«معماری اسلامی طالب غلبه بر سنگ، از طریق اسناد حرکتی صعودی به آن، آن چنـان کـه هنـر گوتیـک 35 شد.
میکند، نیست. تعادل ایستمند، متقاضی سکون است، اما ماده خام از طریق قلمزنیهای اسلیمی و کنـده کـاری بـه
شکل مقرنس و حجره های کندو که با هزار بریا سطح تراش خورده، نور می گیرند و سنگ و اندود گچ یا گچ
بری تزیینی را به د?ر و گوهر مبدل می سازند، به نوعی سبک شـده و شـفافیت یافتـه اسـت.»(بورکهـارت تیتـوس.
(133-1376
معمار سنتی خاک را با عشق می آمیزد و از آن معماری می سازد . همانگونه که خدا انسان را چنین آفرید. معمـار
سنتی از معمار حکیم می آموزد درس حکمت را و آنرا در کار خود عمل می نماید . از این روست که با ورود به
فضاهای سنتی گذشته روح معمار را می توان دید ودرک کرد اما در جامعه سکولار امروزی با تولید چیزی شبیه
به معماری سنتی می خواهیم کاری کنیم که از توان ما با قلب آلوده (توجه به غیر خدا) بر نمی آید.آنچه حاصـل
میآید، تقلیدی صوری از آنچه بوده است.
36 نام لیلی برآید انــــدر نقش گرببیزند خــــــاک مجنون را
37 آنم که توام زخاک برداشتهای نقشم به مراد خویش بنگاشتهای
نتیجه:
• انسان از دیدگاه سنتی در پی وظیفه ای که دارد، موظف به عمران زمین اسـت و کـل هـستی را یـک ابـر
سامانه به هم پیوسته و مرتبط میداند.
صالت معماری خاک به واسطه نفس انسانها ا ست و اصالت خود را از نفس انسانهای سازنده و اسـتفاده
کننده آن مییابد انسان دیدگاه وحدت گرا دارد و تمام هستی را به مانند یک پیکره واحد میداند. بین انـسان
و محیط زندگی خود اتحاد قائل است.
• او ناچار به زندگی و ماندن به صورت موقت در زمین است . در این رهگذر از این موقعیت در پـی رشـد
و تعالی نفس خویش است. او در تولد اولیه و طبیعی مجبور و در تولد دوم خود اختیار دارد.
• او در پی ساخت بهشت در زمین (دارالسلام) است. از این رو در معماری با پدیده هـای طبیعـی در تـضاد
نخواهد بود.
• قداست زمین و طبیعت به خاطر وجود انسان کامل است.
• مصالح خاکی از نظر شکل و معنا و مفهوم با سرشت انسان سازگار است.
• انسان با خانه خویش، خویشی دارد.
• معماری خاک از نظرمحیط زیست، سازگارترین معماری با طبیعت است
سرچشمه ها:
عمید.حسن.1358 .فرهنگ عمید.تهران. امیر کبیر.1360 چاپ هجدهم.2003 صفحه
حسن زاده آملی حسن معرفت النفس. تهران. شرکت انتشارات علمی وفرهنگی .چاپ هفتم 1381
دیوان اشعار ناصرخسرو، امیر خسرو دهلوی، هاتف اصفهانی، خاقانی
مولوی مثنوی معنوی و دیوان شمس
ابوسعید. ابوالخیر. سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر. (پدید آورندگان نفیسی .سعید)ناشرکتابخانه سنایی.1369 . 200ص
تیتوس بورکهارت. هنرمقدس. مترجم جلال ستاری. سروش. چاپ دوم 1376
تاجدینی علی. مبانی هنر معنوی(مجموعه مقالات) سوره چاپ دوم 1376
اعوانی غلامرضا. حکمت هنرمعنوی (مجموعه مقالات) گروس. 1375
فصلنامه نقد ونظر. شماره سه وچهار
نصر سید حسین. هنر و معنویت اسلامی. ترجمه رحیم قاسمیان. سوره 1375
نصر سید حسین . انسان و طبیعت (بحران معنوی انسان متجدد)ترجمه عبدالرحیم گواهی. تهران.دفتر نشر فرهنگ اسلامی .چاپ دوم 1383 . 216 صفحه
شمس الدین محمد( معروف به حافظ شیرازی).دیوان حافظ. (از نسخه محمد قزوینی و دکتر قاسـم غنـی ) مقدمـه فریـدون مـشیری . تهـران.انتـشارات ارغـوان.
ص439 . 1375
لوح فشرده جامع التفاسیر قرآن کریم.538 جلد. 59سلسله تفاسیر.18 ترجمه فارسی.250000صفحه
لوح فشرده درج2.کتابخانه الکترونیک شعر فارسی. مهر ارقام رایانه.شامل دیوان کامل اشعار 35 شاعر. نیم میلیون بیت
لوح فشرده دانشنامه جامع نهج البلاغه. مرکز مطالعات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان
طباطبایی . محمد حسین .تفسیرالمیزان. بنیاد علمی فرهنگی علامه طباطبایی 1364
گروتر یورگ کورت. زیبایی شناسی در معماری . جهانشاه پاکزاد و همکار.تهران.دانشگاه شهید بهشتی 1383
Clay architecture is adaptability with human natural
Yadolah Ahmady Disfani? by:
Abstract:
Natural structure of human is clay. The human nature obtained from clay then
return to nature and change to clay such as the clay building structure. This
mater is cussed that adaptability between Clay architecture and human nature.
In this essay I tries to explain this mater from tradition view. In this view all of
thing in nature and the world is under a hyper system. There is related and
relationship between nature nature elements and peoples and etc. There is
UNITY between nature and human nature. In other word unity at all of to be.
Key words: clay architecture nature tradition human tradition architecture
adaptability.