hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcff7d0c06000000c00b000001000300
مجسمههای پرویز تناولی
علت قرار گیری این مقاله در این کلوب کار های پرویز تناولی
دوست کامران دیبا است که در موزه ی هنرهای معاصر فرهنگسرای نیاوران و شفق کارهاش رو
دیدیم
فضای خالی در مجسمههای پرویز تناولی
نگاه هنرمند ایرانی همواره متوجه هیچ بوده است. هیچ یا
به عبارتی فضای خالی در دوره- های مختلف هنر ایران، جایگاه ویژهای داشته است.
بررسی علت های توجه به فضای خالی در حد این مقاله نمیباشد،
اما به اختصار میتوان گفت که در جهان قدیم (جهان سنتی) خداوند مرکز عالم بوده است
و چون ذهن انسان ایرانی هیچ وجه مادی برای خداوند متصور نبوده، این حضور مداوم را بصورت
فضای خالی (هیچ) تجسم بخشیده است. بنابراین فضای خالی همواره یادآور حضور ذات مقدس
خداوند در زندگی بوده است.[1]
با نگاهی گذار به هنرهای ایران میتوان جنبههای مختلفی
از این نمود را مشاهده کرد. از بارزترین و عینیترین این جنبهها، اهمیت یافتن فضای
خالی در معماری ایرانی است. تا جایی که معماری ایرانی را معماری در فضاهای خالی دانستهاند.
با اندکی دقت در معماری ایرانی، میتوان دید که همواره ازدرون یک فضای خالی به درون
فضای خالی دیگر میرویم . به عبارت دیگر ساختار فضایی شهرهای سنتی ایران بر اساس تداوم
فضاهای خالی شکل گرفته است.
( خالی میدان « خالی مرکز محله « خالی گذر « خالی حیاط
)
از منظر دیگر فضای خالی در موسیقی ایرانی هم بسیار مهم
جلوه میکند. در موسیقی سکوتها (خالیها) نقش اصلی و یا ستون فقرات هر قطعهای را
تشکیل میدهند و بدین معنی که علاوه بر نتهای صدادار (پُرها) سکوتهایی هم معادل و
هم ارزش آنها داریم و اهمیت این خالیها تا جایی است که بعضیها مهارت استادان بزرگ
موسیقی ایرانی را در اجرای ظریف و به موقع این خالیها میدانند.
به همین ترتیب میتوان نمونههایی در سایر هنرهای ایران
یافت که به فضای خالی اهمیت بسیار دادهاند، از جمله میتوان به بیزمانی و خلاء (خالی)
حاکم بر مینیاتور ایرانی اشاره کرد یا فضای خالی در خوشنویسی ایرانی که اوج حضور آنرا
میتوان در سیاه مشقهای میرزا محمدرضا کلهر دید یا نقش صامتها و مصوتها و ادبیات
کهن ایران که به نوعی بیانگر نقش فضای خالی در آنجاست.
اما به نظر میرسد تنها رشته هنری که رابطهی زیادی با
فضای خالی نداشته است ، مجسمهسازی است. در ذهن ما، همواره مجسمه سوژهای پر است (تفاوت
معماری با مجسمهسازی در همین پر و خالی بودن است) و با توجه به اینکه اساس هنر غربی
هم بر پر دیدن سوژههاست ،
در نتیجه هنر مجمسهسازی در غرب بسیار خوش درخشیده است
، لذا برای ما که هنر مجسمهسازیمان مدتهاست محکوم به مرگ شده است و مجسمهسازی را
بعنوان یک هنر غربی و پر دیدهایم، برخورد با هیچ در مجسمههای تناولی بسیار جالب توجه
است. با مشاهدهی آثار تناولی و تعمق در آنها میتوان مشاهده کرد که چگونه این هنر
ریشههای بسیار عمیق ایرانی خود را پیدا کرده است و توانسته پابهپای مجسمهسازی غرب
جلو بیاید.
الهامگیری از مفاهیمی چون فرهاد، قفل، قفس و هیچ ،بیانگر
پیدا کردن نوعی ارتباط یا گفتگو در هنر مجسمهسازی با سایر هنرهای ایرانی است که بخوبی
توانسته جایگاه خالی و محجور مجسمهسازی ایرانی را پر کند. (البته ناگفته نماند که
اینهمه تاکید بر فضای خالی در هنر ایران بدین معنی نیست که هنر سایر کشورها به این
مهم توجه نداشتهاند، یا هنر ایرانی به فضای پر توجهی نداشته است ؛ بلکه اینگونه است
که نسبت توجه به فضای خالی در هنر ایران با اهمیتتر یا بسیار بیشتر از فضای پر است.)
توجه به “هیچ” در مجسمهسازی که اساسش بر پر و فضای مثبت
است، بسیار کار بسیار ارزشمندی در زمینه هنر معاصر ایران است که به دست توانای تناولی
تحقق یافته است.
ممکن است اینگونه تصور شود که مفهوم “فضای خالی” در هنر
سنتی ایران با مفهوم “هیچ” در کارهای تناولی متفاوت است. ولی به نظر میرسد تغییر کردن
مفاهیم از ملزومات زندگی و هنر مدرن است. مهم این است که از مفاهیم گذشته، مفاهیم جدید
خلق کنیم.
اگر فضای خالی در فرهنگ سنتی قداستش را از خداوند و باورهای
مردم آن زمان میگرفت، « هیچ تناولی هیچ امید و دوستی است و نفی کسی یا چیزی را دنبال
نمیکند. »[2] و یک اعتراض به شرایط حاکم بر جامعه است.
بنابراین یکی از اهدف اصلی این است که از سنتها و مفاهیم
عمیق و ارزشمندی که در گذشته داشتهایم، بر داشت امروزین نماییم و آنها را دوباره تعریف
کنیم، چرا که بقول داریوش شایگان:
«سنت سلسلهای از ارزشهایی است که سینه به سینه منتقل
میشود و تغییر نمیکند و هر بار در شخصیتی که به او امانت رسیده از نو احیا میشود.»[3]
بنابراین با احیای دوباره سنت میتوان به غنای فرهنگی
و هنری کمک نمود. هر چند که تا رسیدن همهی هنرهایمان به احیای دوبارهی مفاهیم و خلق
مفاهیم جدید راه دشواری پیشروی است ولی هنر ما برای زنده ماندن و گفتگو با هنر غرب
و شرق به شدت به این مسئله نیازمند است.
[1] برای مطالعه بیشتر در زمینه اهمیت فضای خالی در هنر
ایران قدیم رجوع شود به کتاب “هنر و معنویت اسلامی” تألیف سید حسین نصر- ترجمه ی رحیم
قاسمیان- دفتر مطالعات دینی هنر- چاپ اول، 1375
[2] تناولی، پرویز- فراتر از مجسمهسازی- فصلنامه طاووس-
شماره اول- پاییز 78- ص 60
[3] شایگان،داریوش - روشنفکر و اندیشمند چند پرسشی- هفتهنامه
راه نو- شماره 12- سال اول- ص
ایمان رئیسی