hc8meifmdc|2011A6132836|Ranjbaran|tblEssay|Text_Essay|0xfcff29b301000000eb09000001000100
علی نظری زاده-کارشناس ارشدمعماری
An_110ft@yahoo.com
چکیده:
تأثیر نامناسب انسان برطبیعت سابقه چندانی نداردواین اخلالگری یک
پدیده ی نسبتا تازه است که به دو عامل مهم مربوط میشود،یکی افزایش جمعیت انسان
ودیگری تسلط جمعیت انسان بر طبیعت. درمجادله زیست محیطی جاری در
جهان هیچ چیز خطرناکتر از نگاه صرفا علمی به انسان وطبیعت نیست،نگاهی که ارتباط
بشر را باریشه های معنوی وی قطع می کند ووجود یک طبیعت تقدس زدایی شده را مسلم می
کند.
باید زمینه ای فراهم ساخت تا انسان
بتواند دریک محیط پاک و منزه به تلاشی معنوی مادی خود برای استمرار زندگی وبقای طبیعت
حرکت کند چراکه بدون امنیت زیست محیطی جهانی،نمی توان امنیت ملی و حتی اجتماعی را
تضمین نمود. بیش ازسه دهه است که رابطه
انسان با جهان طبیعی به دلیل رخ دادن طیف وسیعی از بحران های محیطی،درمقوله های
خاص وگاه آزاردهنده در آمده است.طراحی شهرها وساختمانها ئر سراسر جهان گاه موجبات
بهبود وگاه تخریب محیط زیست را در زمین فراهم می سازد. انسان معنوی،همیشه طبیعت را
چون وسیله ی بهتر شناختن آفریدگار کاویده است،شکلها وفضاهای طبیعت از آنجا که
آفریده ها ونمادهایی خدایی هستند،از هرآنچه آدمی خلق می کند ازلی تروجامع ترند. دنیای امروز،جهان سکولار،جهانی غیر دینی وبی معناست
که پدید آمدن دو گانگی در شخصیت انسان معنوی را باعث می شود،معمار بارمزونه هرگز
به کلامی صریح سه چیز اصلی را به یکدیگر پیوند می دهد.(آدمی-فضای معنوی-فضای کالبدی)مهمترین
مفهوم برای ما معماران این است که محیط مصنوع را با توجه به افزایش کیفیت زندگی
ومرتفع ساختن نیازهای آیندگان بسازیم. دراین مقاله وپروژه سعی شده است
علاوه بر نگاه علمی،ازمنظر دین و معنویت نیز به انسان وطبیعت پرداخته وراهگشای
رجعت دوباره ی انسان به خود وخدای خود باشد.
کلید واژه:طبیعت در معماری،انسان و محیط زیست،معنویت،فضای کالبدی
مقدمه
طبیعت را گاه به معنای جهان با تمام رویدادها و حوادث آن تعریف
کردهاند.تأثیر نامناسب انسان بر طبیعت سابقه چندانی ندارد و این اخلالگری یک پدیده
نسبتاً تازه است که به دو عامل مهم مربوط میشود. یکی افزایش جمعیت انسان و دیگر
تسلط جمعیت انسان بر طبیعت از شروع انقلاب صنعتی بهرهگیری بیحد از ذخایر و منابع
طبیعی شدت گرفت و این امر موجب تهی شدن تدریجی منابع طبیعی و به هم خوردن تعادل
طبیعت و سرانجام موجب بروز روابط ناهماهنگ میان انسان و طبیعت شد. باید زمینهای فراهم ساخت تا انسان بتواند در یک
محیط پاک و منزه به تلاش معنوی و مادی خود برای استمرار زندگی و بقای طبیعت حرکت
کند چرا که بدون امنیت زیست محیطی جهانی نمیتوان امنیت ملی و حتی اجتماعی را
تضمین نمود. تعریفی که بیش از همه مورد
استفاده قرار گرفته است. تعریف کمیسیون براندتلند است این تعریف از سه جهت مورد
استفاده قرار گرفته است یکی از جهت انسانمحوری بودن آن و دیگری به خاطر مشکل
تعریف کردن نیازها و بالاخره به خاطر عدم 1 ارائه
راهحلهای عملی و اجرایی جهت تحقق آن.
بیش از سه دهه است که رابطه انسان با جهان طبیعی به دلیل رخ دادن طیف
وسیعی از بحرانهای محیطی در رده مقولههای خاص و گاه آزاردهنده درآمده است
طراحی شهرها و ساختمانها در سراسر جهان گاه موجبات بهبود و گاه تخریب
محیط زیست را در زمین فراهم میسازد. انسان معنوی همیشه طبیعت را چون
وسیلهای برای بهتر شناختن آفریدگار کاویده است. شکلها و فضاهای طبیعت از 3 آنجا که آفریدهها و نمادهایی خدایی هستند از هر
آنچه آدمی خلق میکند ازلیتر و جامعترند. دنیای امروز، جهانی سکولار،
جهانی غیردینی و بیمعناست که پدید آمدن دوگانگی در شخصیت انسان معنوی را باعث میشود.
معمار با رمز و راز نه هرگز به کلامی صریح سه چیز اصلی را به یکدیگر پیوند میدهد
(آدمی ـ فضای معنوی ـ فضای 4 کالبدی)
بهترین مفهوم برای ما معماران این است که محیط مصنوع را با توجه به
افزایش کیفیت زندگی حال و مرتفع ساختن طبیعت ومعماری دربرابرهم قرارندارندبلکه
درهم ادغام شده. 5 نیازهای آیندگان بسازیم.
طبیعت ومعماری
طبیعت را گاه به معنای جهان با تمام رویدادها و حوادث آن تعریف
کردهاند گاه نیز آن را سلسلهای از علتها و معلولها برشمردهاند. معنای دیگری نیز
چون عالم وجود کائنات هستی گوهر و نظایر آن برای طبیعت در نظر گرفتهاند. تأثیر نامناسب انسان بر طبیعت سابقه چندانی ندارد و
این اخلالگری یک پدیده نسبتاً تازه است که به دو عامل مهم مربوط میشود. یکی افزایش
جمعیت انسان و دیگر تسلط جمعیت انسان بر طبیعت از شروع انقلاب صنعتی بهرهگیری
بیحد از ذخایر و منابع طبیعی شدت گرفت و این امر موجب تهی شدن تدریجی منابع طبیعی
و به هم خوردن تعادل طبیعت و سرانجام موجب بروز روابط ناهماهنگ میان انسان و طبیعت
شد.
باید زمینهای فراهم ساخت تا انسان بتواند در یک محیط پاک و منزه به
تلاش معنوی و مادی خود برای استمرار زندگی و بقای طبیعت حرکت کند چرا که بدون
امنیت زیست محیطی جهانی نمیتوان امنیت ملی و حتی اجتماعی را تضمین نمود. تعریفی که بیش از همه مورد استفاده قرار گرفته است.
تعریف کمیسیون براندتلند است این تعریف از سه جهت مورد استفاده قرار گرفته است
یکی از جهت انسانمحوری بودن آن و دیگری به خاطر مشکل تعریف کردن نیازها و بالاخره
به خاطر عدم ارائه راهحلهای عملی و اجرایی جهت تحقق آن.
تعریف دیگری که توسط اتحادیه جهانی حفاظت محیط زیست در سال 1991
ارائه شده است بهبود کیفیت زندگی انسان در چهارچوب ظرفیت برد اکوسیستمهای حامی را
مورد تأیید قرار داده است. شاید بتوان تعریفی نسبتاً ساده و فرآیندگرا 1 اکتفا کرد
بررسی حدود چهل شاخص زیست محیطی در دهه پایانی قرن بیستم (توسط
یونسکو) به طور کلی نشان میدهد که اقتصاد جهانی به دلیل کم شدن منابع پوسته زمینی
دیگر به آن سهولتی که قبلاً رشد میکرد توسعه نمییابد. افزایش تولید منابع غذایی
اساسی (غلات و گوشت) به صورت گذشته یعنی با سرعتی هماهنگ با افزایش رشد جمعیت
میسر نمیباشد. به دلیل محدود شدن منابع فسیلی و معدنی پوسته زمین به نظر میرسد که
ما به مرز ضرورت بازسازی اساسی انرژیهای جدید رسیدهایم و در ادامه افزایش سریع
جمعیت هر روز بیشتر از روز پیش موجب تهی شدن منابع آلودگی محیط زیست و نزول سطح
زندگی انسانها میشود. انسان امروز با کوهی از مشکلات زیست محیطی مواجه است مانند:
نابود شدن لایه اوزون اثر گلخانهای جنگلزدایی بیابانزدایی افزایش جمعیت با
احتمال دو برابر شدن آن در سال 2010 افزایش آلودگیها کاهش منابع طبیعی افزایش
سطح آب دریاها افزایش ناراحتیهای روانی و افزایش جرایم وابستگی بیش از حد به
ماشین و وسایل ماشینی شیوع بیماریهای ناشناخته اسیدی
شدن آبهای شیرین و خاک حاصلخیز آلوده شدن آبها افزایش پسماندها و پسابها نابودی
و مورد تهدید قرار گرفتن گونههای گیاهی و جانوری کاهش منابع آب شیرین و هدر رفتگی
آن نابودی کشتزارها به واسطه فرسایش خاک و....
بیش از سه دهه است که رابطه انسان با جهان طبیعی به دلیل رخ دادن طیف
وسیعی از بحرانهای محیطی در رده مقولههای خاص و گاه آزاردهنده درآمده است. طراحی
شهرها و ساختمانها در سراسر جهان گاه موجبات بهبود و گاه تخریب 2 محیط زیست را در زمین فراهم میسازد
در گذشته اعتقاد بر این بوده که تمام جهان هستی از ترکیب چهار عنصر
آب خاک و آتش و هوا به وجود آمده است. با وجود اینکه امروزه مشخص شده که به وجود
آمدن جهان روند بسیار پیچیدهای داشته ولی هنوز هم این چهار عنصر راهحلهای 3 مناسبی را برای این نگرش و ارتباط متقابل ساختمان و
محیط اطراف فراهم میکند.
نسان معنوی همیشه طبیعت را چون وسیلهای برای بهتر شناختن آفریدگار
کاویده است. شکلها و فضاهای طبیعت از 4 آنجا که آفریدهها و نمادهایی
خدایی هستند از هر آنچه آدمی خلق میکند ازلیتر و جامعترند.
راسکین در کتاب هفت چراغ معماری خود میگوید که برای دستیابی به رشد و
پیشرفت میتوان نظم هارمونیک موجود در طبیعت را الگو قرار داد. موریس
بازگشت به فضای سبز حومه شهر و خودکفایی و احیاء صنایع محلی را توصیه میکرد. لتابی
در یکی از اعلامیههای بلیغ خود از معماران خواسته که قدر نظم و زیبایی طبیعت را
بدانند. همه این پیشگامان از واژه طبیعت استفاده کردهاند.سالها بعد معماران دیگر
مانند فرانک لوید رایت پیتر آیزنمن و ... عقاید این پیشگامان را ادامه و گسترش
دادند. معماری با انسان در ارتباط است
و همچنین برای زندگی انسان است. متأسفانه معماری امروز ما بیشتر جنبه مادی انسان را
در نظر دارد. اما انسان از دید سنت یک موجود الهی و روحانی است که خلیفه ا...
بالقوه میباشد. 5 خانههای قدیم
انسان را با فضای لامتناهی اتصال میدهند اما خانههای جدید انسان را از لامتناهی
قطع میکند.
هر فضایی باید نه تنها برای جسم بلکه برای روح ساخته شود. مسکن جایی
است که سکون ایجاد میکند و انسان در 6 آن به سکینه که همان آرامش قلبی
است دست پیدا میکند. پایداری هر چیزی اتصال آن به مبادی الهی است
دنیای امروز، جهانی سکولار، جهانی غیردینی و بیمعناست که پدید آمدن
دوگانگی در شخصیت انسان معنوی را باعث میشود. معمار با رمز و راز نه هرگز به کلامی
صریح سه چیز اصلی را به یکدیگر پیوند میدهد (آدمی ـ فضای معنوی ـ فضای کالبدی) بهترین مفهوم برای ما معماران این است که محیط
مصنوع را با توجه به افزایش کیفیت زندگی حال و مرتفع ساختن 2 نیازهای
آیندگان بسازیم. دنیای جهان پیشرفته به این
واقعیت رسیده است که باید به طبیعت برگردد و انرژی عزیز و پاک یا سبز خودش را از دست
ندهد. زیبایی دید و منظر خویش را در
هماهنگی با محیط طبیعی بدست میآورد. طبیعت ومعماری دربرابرهم قرارندارندبلکه درهم
ادغام شده.
معماری و محیط زیست
معماری میتواند ابداع کننده نوعی سازگاری و هماهنگی با محیط پیرامون
باشد. در واقع معماری سعی کرده است تا تولید خویش را در داخل اکوسیستم تعریف نماید
و در واقع ساختمان خود جزئی از اکوسیستم بوده و در جهت تقویت و بهسازی آن حرکت
نماید. این تفکر که طراحان در
بررسیهایشان نحوه برخورد با محیط را باید در نظر بگیرند چندان تازه نیست. تفکراتی
که روزگاری آرمانگرایانه یا پیش پا افتاده مینمود اینک به طرز فوقالعادهای مطابق
با نیاز و تقریباً حیاتی به نظر میرسد در سطوح بیسابقهای از مسائل مربوط به محیط
مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. بسیاری از کشورها با تجدید نظر در کارشان و بهرهگیری
مناسب از انرژی با استفاده از معیارهای محیطی و اخذ تصمیمات درست آگاهی خویش را
نسبت به این موضوع اثبات 3 مینمایند.
با رسیدن به قرن بیست و یکم تعابیر جدیدی نیز وارد مقولهی (معماری و
محیط زیست) شده است. از جمله ( زیست است که حرکتی بود که در دهه هفتاد در آلمان
سردمدار آن پروفسور آنتون اشنایدر و منظور از آن عبارت 4 شناسی ساختمان) را طراحی ساختمانهایی بیان میکند که همپای بهداشت
محیط حضور دارند و همچنین آنرا مشوقی برای یک حرکت فیزیکی و معنوی خوب اذعان نموده
که بواسطه اطمینان از حداقل آسیبرسانی مواد و مصالح مصرفی به محیط حاصل میگردد و
این روند به شکلی است که اجازه میدهد تا خانه نفس بکشد. وی
خانه را ارگانیزم زندهای میداند که با کنترل همیشگی و تنظیم عملکردهایش میتواند با
محیط هماهنگ گردد. " زیستشناسی
ساختمان" در حالی که بر روی سبک زندگی تأثیر میگذارد بیشتر به طرز برخورد با
محیط و رفتار مردم و طریق زندگیشان ارتباط مستقیم دارد تا به بررسیهای مطلقاً فنی. معماری زیستشناختی فلسفه میان رشتهای است که
برخوردی همهجانبه با معماری دارد. این حرکت در دهه 1960 از جنبش سبز هلند آغاز شد. در اروپا امروزه حدود بیست درصد ساختمانهای جدید با
ملحوظ داشتن برخی از معیارهای معماری زیستشناختی ساخته میشوند و کشورهای آلمان
سوئد و نروژ در این زمینه پیشرو هستند. در معماری زیستشناختی به رابطه
بین طبیعت و معماری ملاحظات زیستمحیطی حفاظت محیط زیست مهندسی محیط زیست
روانشناسی محیط زیست ملاحظات اقلیمی در ساختمان بازیافت مواد و انرژی جلوگیری
از اتلاف انرژی آمایش سرزمین در نظر گرفتن شرایط بیولوژیکی اکولوژیکی و اقتصادی
و اجتماعی و ... پرداخته شده است.
اهداف هماهنگی باطبیعت
اصل اول ـ حفظ انرژی
اصل دوم ـ هماهنگی با اقلیم
اصل سوم ـ کاهش استفاده از منابع جدید مصالح
اصل چهارم ـ برآوردن نیازهای انسان
اصل پنجم ـ توجه به منابع لایزال الهی
اصل ششم ـوابستگی متقابل انسان،طبیعت ومعماری
معماری و
اکولوژی
معماری میتواند ابداعکننده نوعی سازگاری و هماهنگی با محیط پیرامون
باشد. درواقع معماری سعی کرده است تا تولید خویش را در داخل اکوسیستم تعریف نماید
و درواقع ساختمان خود جزئی از اکوسیستم بوده و در جهت تقویت و بهسازی آن حرکت
نماید.
معماری
ارگانیک یا معماری هارمونیک
احترام به طبیعت در نهاد بشری نهفته است و معماران برجستهای همچون
فرانک لویدرایت به طبیعت و زیباییهای آن علاقمند بودند. معماری ارگانیک سابقهای
همپای تاریخ بشریت دارد بهر حال معماری ارگانیک با همه کوششهای احساسی و احترامی
را که برای محیط پیرامون قایل است نمیتواند جوابگوی زندگی بوده و احتیاجات انسان
را به نحو مقتضی برآورد. اما یک معماری سازگار با طبیعت چطور؟ معماری که نه خود را
از چشم ناظر پنهان میکند و نه خود را به طبیعت تحمیل معماری که با چرخه اکوسیستمی
طبیعت ارتباط برقرار کرده و با استفاده از فنآوری از حداقل انرژی حداکثر استفاده
را میبرد. معماری که از زبالههای تولید شده جهت تقویت محیط پیرامون استفاده
مینماید و نسبت به عملکرد ارتباطی خود با طبیعت حساسیت داشته نظارت دارد. این
معماری را معماری هارمونیک مینامیم زیرا که این هماهنگی هوشمندانه بسیار آگاهانه
و مفیدتر از معماری ارگانیک است که فکری برای زباله
هایش نمیکند.
جایگاه معماری در حال حاضر
در این چالشهای پی در پی موضوعی که بتدریج رنگ میبازد هویت انسان و
محیط زیست است. اتکاء معماری قرن بیستم به فنآوری لجام گسیخته باعث شد تا معماری
نیز در برهمزنی و اختلالات چرخه حیات و اکوسیستم و ایجاد پدیدههای 3 خطرناکی همچون شکافت لایه اوزون گلخانه و گرمخانه
و آلودگی هوا نقش غیرقابل انکاری داشته باشد
ارزیابی نحوه برخورد با محیط
بسیاری از دولتها سیاستهای جدید را در جهت منع تخریب محیط زیست
صرفهجویی در انرژی و تجدیدنظر در نحوه مصرف آن پایهگذاری نموده و مینمایند. معماری
نیز همپای سایر بخشهای عملی و فنی در جهان کنونی سعی در تجدیدنظر و همراهی با این
نهضت سبز داشته است.
آب و هوا و خاک و پوشش گیاهی که بزرگترین سرمایههای طبیعی کره زمین
محسوب میشوند در جریان توسعهطلبی انسانها قربانی میشوند و حیات جهان بشریت بصورت
آشکار و پنهان و تدریجی مورد تهدید جدی قرار میگیرد. برای مهار این پدیده
نگرانکننده اندیشهای بنیادی و طراحی فراگیر نیاز است تا در عین سازگاری و مطابقت با
اصول زیستمحیطی اهداف 4 توسعه و ترقی شهرها نیز در کمال
هماهنگی و شتاب مناسب محقق شود
بسیاری از کشورها به هنگام برنامهریزیهایشان یک ارزیابی ظاهری را از
نحوه برخورد هر توسعهای با محیط انجام میدهند. در حالت کلی این ارزیابی باید به
بررسی تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم توسعه بر روی مردم خاک آب محوطهسازی اقلیم هوائی حیات وحش حیات گیاهی و میراث فرهنگی
انجام شود.
نهضت تجدد مبانی نظری معماری و علوم رفتاری
قرن حاضر در اغلب نقاط دنیا رشد بیسابقهای را در معارف بشری تغییرات
اجتماعی و استاندارد زندگی شاهد بوده است. بجای
اینکه این تحولات رویه عملی طراحی محیط را آسانتر سازد آن را مشکلتر ساخته است از
سوی دیگر بسیاری از محیطهایی که طراحان مطلوب میپندارند توسط مردم سرد غیرانسانی و
کسالتآور توصیف شدهاند یکی از محدودیتهای اساسی نهضت معماری تجدد تدوین نشدن
مبانی نشری آن عنوان شده است
بیشتر تجربههای اخیر طراحی محیط براساس انگارههای مکاتب معماری و
طراحی شهری نهضت .... شکل گرفتند که این مکاتب عبارتند از: آیندهگراهای ایتالیا که
توجه به فنآوری و مدلهای حمل و نقل جدید شهری داشتند ـ گروه دستیل در هلند ـ
کوبیستها در فرانسه ـ مکاتب خردگرا و ساختارگرای اتحاد جماهیر شوروی سابق که با
اکسپرسیونیزم انتزاعی سر و کار داشتند و مکتب باهاوس آلمان که با عملکردگرایی
شناخته میشد ـ آمریکا عقاید لویی سولیوان و فرانک لویدرایت هم مکاتب 1 فکری معماری اروپایی را تحت تأثیر قرار دارند
رابطه انسان ـ محیط
ناقص بودن مدل انسان که مبنای بیشتر نظریههای معماری بوده منجر به
برداشتی غلط از ماهیت رابطه انسان محیط شده است. بیشتر نظریههای طراحی براساس مدل
سادهنگانه انگیزش پاسخ رابطه محیط و رفتار انسان تدوین شده است. در این مدل محیط
طبیعی یا ساخته شده محرک و رفتار انسان پاسخگویی به آن در نظر گرفته میشود. طراحی
باید براساس معرفت انجام شود نه عقیده شخصی اگر معرفت ما نسبت به چیزی یا گروهی
از مردم ضعیف باشد برای جبران آن ناگزیر به استفاده از 2 تجارب
فردی و شهودی هستیم تا حدی که تجربیات فردی اعتبار داشته باشند مشکلی وجود ندارد.
ویژگیهای محیط
1ـ ماهیت روانی فیزیکی داشته باشد.2ـ ماهیت اکولوژیکی
داشته باشد 3ـ ماهیت ساختاری و اجتماعی دارد. انسان
و طبیعت از دیدگاه اندیشمندان غربی
اعتقاد به غلبه انسان بر طبیعت
عدم توجه به متافیزیک
فتح وتسلط بر طبیعت
معرفت سکولاریزه شده طبیعت
طبیعت نمی تواند چیزی راجع به خداوند به انسان یاد بدهد
از دانش علمی جهت استثمارطبیعت استفاده می کنند
انسان و طبیعت از دیدگاه اندیشمندان شرقی و اسلامی
همه طبیعت از خداوند می گوید
صلح وآرامش جامعه درگروصلح وآرامش طبیعت
• معرفت متافیزیکی باید از نو احیا شود
خوشحال بودن باطبیعت دقیقا به معنای پذیرش ریتم هاوهنجارهای آن است
درشریانهای نظم کیهانی جریان فیض یابرکت الهی جاری می باشد
اتصال جدایی ناپذیربین انسان،طبیعت ومذهب دراسلام
پرداختن به خداوعوالم ملکوتی ووحی وحکمت فقط کار عارفوحکیم وفیلسوف
وفقیه نیست همه چیزدر جامه بایددرجهتی هماهنگ حرکت کند.
تأثیر دیدگاه معنوی و مادی بر طبیعت
معنویت شرایط زیستی انسان را در زمانها و مکانهای مختلف در یک نظام
فرامعرفتی اعتبار بخشیده است. بدینترتیب میتوان معنویت را به معنای بازگشت حسرتبار
به آنچه انسان از دست داده و تمنای دستیابی به آن را همواره در باورهای خود دارد
تعبیر کرد. انسان پیش از شکلگیری ادیان یافتههای معرفتی خود را معطوف به طبیعت
مینمود.
او مظاهر طبیعت را نشان خدایان میدانست و همواره خدای باد خدای
خورشید خدای طوفان و ... را مافوق خود 4 میدانست.
دکتر حسین نصر عنصر معنویت را لب و لباب ادیان میداند و براین باور
است که معنویت امری موهوم و تخیلی نیست بلکه عنصر معنویت غایت زندگی آدمی است همه
طبیعت از خداوند سخن میگویند. بدینترتیب تخریب محیط طبیعی به معنای شکست در ایفای
نقش انسانیت انسان است. این کار به معنای انجام جنایتی واقعی علیه جهان خلقت است.
چرا که آسمانهای هفتگانه و زمین و همه آنچه در آنهاست تسبیح خداوند را میگویند و
همه چیز در عالم نیست جز اینکه به تسبیح خدای تعالی 1 مشغولند
نگرش به منابع طبیعی از دیدگاه اسلام و قرآن و نهجالبلاغه
نقش طبیعت و منابع طبیعی در حیات اقتصادی اجتماعی و حتی روحی و
روانی انسانها و اهمیت ویژه آن در رابطه با کشاورزی و محیط زیست امری غیر قابل
انکار است بنابراین منابع طبیعی هرجامعه ثروت آن جامعه است به نحوی که شاید بتوان
گفت وضعیت طبیعی سرزمینها و خصوصیات اکولوژیکی کشورها عامل اصلی و یکی از عوامل
اصلی تعیین کننده در رابطه با روند پیشرفت و توسعه اقتصادی میباشد.
آب
ری آب که مهمترین مایه حیات است همواره به مقدار فراوان به لطف
پروردگار نازل میشود آب این مایع حیاتبخش هم پاک کننده روح است و هم جسم. در حدیثی میخوانیم که شخص از امام صادق (ع) پرسید:
آب چه طعمی دارد؟ امام فرمود: طعم آب طعم حیات و زندگی 2 است!
خداوند سبحان « ما هر موجود زندهای را از آب آفریدیم»
خاک
خاک در حقیقت نخستین و گرانبها ترین مایه تشکیل دهنده کره زمین و همه
نیازمندیهای زندگی انسان و تمام موجودات از آن فراهم میشود خاک بستر انسان و
گاهواره زندگی او است. خاک کانون پرورش درختان و درختان مبدأ پیدایش آتش میباشند.
و در نگاهی عمیق و دقیق به کلام حکیمانه حضرت علی (ع) «هر کسی آب و خاکی داشته
باشد و با این حال فقیر باشد خدا او را از 3 رحمت
خویش دور کند»
درخت (جنگل)
درخت مهمترین عامل در سلامتی پاکیزگی صفا نشاط و زیبایی محیط زیست
و طبیعت به شمار میرود چرا که درخت با عمل کربن گیری خود و جایگزینی آن به وسیله
اکسیژن موجب رفع آلودگی از فضای زندگی میشود و با سرسبزی و رنگهای دلفریب و
چشمنواز خود تابلوهای زیبایی از شکاهکارهای طبیعت برای تماشا و نشاط و طراوت به
وجود آورده است درخت از لحاظ مادی و معنوی برای
انسان سودمند است به سخن پیامبر گرامی اسلام (ص) تأسی میجوییم : مسلمانی که و
همچنین میفرماید هرکه درختی بکارد 4 درختی بنشاند و یا زراعتی کسب نماید اجر و
پاداش صدقه در راه خدا را خواهد داشت. هر بار که انسانی یا یکی از
مخلوقات خدا از آن بخورد برای وی صدقهای محسوب میشود. پس
در اهمیت و لزوم حفظ درخت (جنگل) به سخن امام صادق (ع) توجه کنیم که میفرماید: 5» درخت برای انسان آفریده شده پس او مکلف گردید به
کاشتن درخت آب دادن مواظبت نمودن درخت»
کوهها
کوهها همچون زرهی کرهزمینی را در برگرفتهاند و از لرزشهای شدید زمینی
بر اثر فشار گازهای درونی تا حدود زیادی جلوگیری میکنند و خداوند در قرآن کریم
میفرماید: «و در زمین کوههای ثابت و پابرجایی قرار دادیم تا آنها در آرامش باشند... « 6
جایگاه پارکها در دنیای امروزی
واضح است که دسترسی به برخی اشکال «طبیعت» یک نیاز اساسی بشر و
بنابراین یک بخش ضرورتاً مهم دسترسی به فضای باز است. پارکهای عمومی به عنوان
مکانی برای ملاقات باغریبهها قلمداد شده است (در واقع در جامعه مدرن فضاهای معدودی
وجود دارند که در آنجا امکان ارتباط با غریبهها بدون توجه به گذشته موقعیت مالی
قومیت و غیره وجود دارد. (Wrdtbompso 1998)
اما آیا در یک اوضاع شلوغ شهری پارک عمومی فضایی است که در آن مردم
بتوانند غرق در جمعیت ناشناس «واقعاً» محرمیت داشته باشند؟ کن ورپل
معتقد است «در مصاحبههای انجام شده با کاربران پارکها در انگلستان برای گزارش
زندگی «پارک» (1995 (بسیاری از مردم
بیان داشتهاند که پارک عمومی را برای یافتن حریم شخصی که امروزه به خاطر غلبه
وسایل ارتباط جمعی در منازل غیر قابل دسترسی میباشد مورد استفاده قرار میدهند. (p20. 2000.Worpol (چنانچه در مطالعهای بر روی
پارکهای آمریکایی عنوان شده است (1998. wardthompson (نشان پارک به
عنوان یک پناهگاه یا بهشت عمیقاً در تاریخ فرهنگ و روح ما جای دارد و بنابراین
جرایمی که در پارکها اتفاق میافتند شوکی خیلی بیشتر از جرایمی که در خیابانهای
همجوار اتفاق میافتند دارند. پارک مکانی برای آزادی و طبیعت بدون تهدید است.
معماری یا معماری منظر خلق یک فضا است بر اساس یک دیدگاه یا یک
فرهنگ. حال آنچه اکنون به عنوان یک طرح معماری دیده میشود بازتاب فرهنگها و
نگرشهای درونی خود است. حتی اگر فضا بیهویتی بیاحساسی و بیفرهنگی 2 را تداعی میکند نمیتوان تصور نمود که فضایی که خلق
شده فاقد فلسفه است
ایدههای طراحی ( پارک انژیهای نو)
ـ الهام گرفتن از طبیعت به عنوان فضای کالبدی انسان
ـ توجه به منابع عظیم طبیعی (زمینی، آب، باد، خورشید، گیاه و ...)
ـ احترام به طبیعت به عنوان ضامن حیات بشر
ـ تحکیم ارتباط بین خالق و مخلوق
ـ قرار گرفتن احجام منحنی که ماهیت طبیعت را دارد
ـ ارتباط آن با فضای سبز بیرون
ـ شکل گرفتن حجم در محور دید بلوار ارم
توصیف پروژه
ین پروژه جهت شناخت انرژیهای نو (تجدیدپذیر) و کاربرد آنها در بخشهای
مختلف از جمله در بخش ساختمان و نیز حفاظت از محیط زیست بعنوان فضای کالبدی انسان
و هماهنگی با آن و نیز صرفهجویی در مصرف سوختهای فسیلی و تجدیدناپذیر و توسعه
فرهنگی در جامعه امروزی و همچنین تعیین اهمیت و جایگاه خاص انرژیهای پایدار به
عنوان انرژیهای پایانناپذیر الهی مطالعه و طراحی گردیده است. مبانی نظری این
پایاننامه به بررسی تعامل بین معماری و انرژیهای نو میپردازد و نیز روش و اصول
هماهنگی با اقلیم را بررسی نموده و ضمن اشاره به معماری سنتی ایرانی که طراحی
اقلیمی مناسبی
داشته و دارد سعی شده است که از آنها به طور صحیح ولی با روشهای امروزی و تکنولوژی
موجود استفاده شود. و تا حد امکان فاصله ایجاد شده بین انسان و طبیعت و محیط زیست
که ناشی از حس سودجویی و فقر معنوی انسان امروزی میباشد را به حداقل برساند.
این پروژه در مکانی شکل میگیرد(بلوار ارم) که در آن طبیعت بکر و
دستنخورده به خوبی مشهود است و به دلیل آب و هوای خوب و مطلوب آن و برخورداری از
منابع طبیعی مکان مناسبی جهت اجرای این پروژه میباشد. هدف
در این پروژه آن است که پروژه تبدیل به مکانی شود که مشخصههای فضایی با روح آن
مکان در توافق باشد و حضور خود را در آن مکان بامعنا بکند آنچنانکه نورنبرگ شولتس
معتقد است « معماری هنر ساختن مکان است » این پروژه
درصدد آن است تا فاصلة عمیق بوجود آمده بین انسان و طبیعت که ناشی از حس قدرتطلبی
و جاهطلبی انسان مدرن و دور شدن و سکولاریزه شدن ایشان از دین و مذهب میباشد را به
نحوی کم و یا از بین برده و بار دیگر انگشت اشارت انسان وامانده امروزی را به سمت
خالق و آفریدگار بی همتا متوجه نماید .
این پروژه سعی بر آن دارد اولا تعریف درست و صحیح از مفهوم پایداری و
معماری پایدار ارائه نماید ، ثانیا در پی رجعت دوباره انسان به اصل و اساس خویش و
اینکه باید دوباره خودی خود را پیدا و به ندای درونی خود که همان زندگی همراه با
معنویت است پاسخ داده و خود را به صراط مستقیم الهی و انسانی سوق دهد ثالثا سعی
شده است توجه انسان را به سمت منابع عظیم الهی ، بخصوص انرژیهای تجدیدپذیر معطوف
دارد و اینکه چگونه میشود با احترام گذاشتن به طبیعت از نعمتهای بیپایان آن نهایت
استفاده را نمود و ضمن پیشرفت مادی آرامش روحی و روانی نیز تضمین میشود .
اقدامات انجام شده در پروژه
- طراحی پارک انرژیهای نور با توجه به اقلیم منطقه و
لحاظ نمودن کلیه ضوابط اقلیمی طرح
- تعبیه پانلهای خورشیدی در سایت جهت تأمین انرژی
مصرفی
- تعبیه سیستم فتوولتائیک جهت تأمین انرژی مورد نیاز
و روشنایی و شارژ موبایل در سایت
- تعبیه بادگیر جهت سیستم تهویه در تابستان و زمستان
- تعبیه غذاسازهای خورشیدی
- طراحی آبگرمکنهای خورشیدی
- طراحی سیستم آبشیرینکن
- طراحی سیستم تصفیه فاضلاب و همچنین تصفیه آب
- طراحی توربینهای بادی و آبی جهت تأمین بخشی از
انرژی مصرفی
- طراحی سیستم پمپاژ آب خورشیدی
- طراحی سیستم گرمایش خورشیدی استخر
- طراحی نیروگاه زیستتوده
- طراحی نیروگاه زمینگرمایی
طراحی آلاچیقهای خورشیدی و آبی
- طراحی زمینی برای دوچرخهسواری
- طراحی شهر بازی کودکان
- طراحی فضاهای کاربردی شامل (ساختمان انرژیهای
نواداریدرمانگاه مهمانسرا مسجدرستوران ساختمانهای تجاری.)
- طراحی فضاهای سبز و رو باز مثل (استخر و ...)
نتیجهگیری
- تعامل معماری با معنویت یک امر قطعی و حتمی است
چرا که معماری بایستی سه اصل اساسی (آدمی- فضای معنوی و فضای کالبدی) را سرلوحهی
کار خود قرار دهد تا بتواند آنچه که انسان به عنوان مفهوم اصلی پایداری نیاز دارد
بپردازد و توجه داشته باشد که خداوند خالق است و انسان کاشف.
- معماری بایستی طبیعت را به عنوان فضای کالبدی و
حیات خود دانسته و به آن احترام بگذارد و از تخریب بیرویهی آن جلوگیری نماید.
- کار معماری از لحاظ روحی و روانی شکل دادن به مکان
زندگی است پس فعل معماری توجه همزمان به ظرفی به نام بنا برای مظروف زندگی انسان
میباشد.تأمین نیازهای اساسی انسان بهبود ارتقای سطح زندگی برای همه در ادارهی
بهتر اکوسیستمها و آیندهای امنتر از اهداف توسعهی پایدار خواهد بود
- روانشناسی محیط زیست ملاحظات اقلیمی در ساختمان
بازیافت مواد و انرژی جلوگیری از اتلاف انرژی آمایش زمین در نظردر معماری
زیستشناختی بایستی به رابطهی بین طبیعت و معماری حفاظت از محیط زیست مهندسی محیط
زیست گرفتن شرایط بیولوژیکی
اکولوژیکی اقتصادی و اجتماعی پرداخته شود
-در اسلام و قرآن و نهجالبلاغه طبیعت و محیط زیست
جایگاه والا و باارزشی دارند و هیچکس حق ندارد منابع طبیعی الهی را به هر دلیل از
بین ببرد بلکه بایستی به عنوان یک وظیفه در حفظ آن بکوشد
- طبیعت معماری و انسان در مقابل هم قرار ندارند
بلکه متقابلاً در هم ادغام شده و یکدیگر را تکمیل میکنند.
- پارک امروزه تعریفکنندهی فضای خصوصی بوده لذا روح
حاکم بر پارکها و فضای سبز باید سکوت و آرامش باشد
کاشی سنتی رنجبران
کاشی سنتی
کاشی محراب
کاشی گنبد
تولید کننده کاشی تزئینی
کاشی اسپانیایی